"نور ماه"
☆پارت ۱۶☆
حامی:بهش گفتم میره
جانا:پس زنگه باران بزنم بگمش
جانا:الو سلام بارانی
باران:سلام آجی چی شد
جانا:قبول کرد آماده شو زود ۹ میاد دنبالت
باران:باشه عشقم مرسی🤍✨️
جانا:فداتشم خداسس
باران:خداسس
حامی:بریم خونه؟
جانا:آره بریم
(رسیدن خونه)
جانا و حامی:سلام بابا سلام مامان
بابا حمید:سلام جوجو تا شنیدم قراره برین مسافرت
جانا:آره بابایی اجازه هست؟🥺
بابا حمید:آره جوجه خوش بگذره
جانا:مرسی فداتشم
مامان لیلا:سلام قهرمانا خوش گذشت؟
جانا و حامی:آره جات خالی
مامان لیلا:فداتون شم بیاین شام بخورین
جانا:شام خوردیم
مامان لیلا:چی؟
حامی:سالاد سزار
مامان لیلا و بابا حمید:نوش جونتون
جانا؛:من برم وسایل هامو چک کنم بیام
حامی:منم برم
مامان لیلا:برین فرشته ها
جانا:من وسایل هام تکمیله
حامی:منم
بابا حمید:حالا بیاین چایی بخورین
جانا:اومدیم
https://eitaa.com/romanmannnn/406
در مقابل قشنگی مثل تو من روم نمیشه خودمو عروسک فرض کنم
🤍✨️
فداتشم مننن🤍❤️خیلی هم خشکلی مثل عروسکی🧸✨️