eitaa logo
𝑴𝒚 𝒈𝒂𝒎𝒃𝒍𝒆🥀
184 دنبال‌کننده
315 عکس
18 ویدیو
0 فایل
رمان‌های پر از عشق، آرامش و حسای قشنگ شبونه 🎧💔 نور ماه:پایان رسید🖤 عشق بی پایان:اگه میخوای بخونی بیا پی @negar49❤️✨️ قمار من:درحال پارت گذاری♣️🥀 📝𝟬𝟵𝟱 "عضو جمعیت نویسندگان📖"
مشاهده در ایتا
دانلود
Happy 190 members✨🥺🎉
ولی اگه جانا یه یار پنهانی داشته باشه و حامی هم غیرتی باشه بد نیستا؟ 😈😁 🥀🖤 فاطیما :عامممم فک نکنم 🤣 نگار:نمودونم😂
ܦ‌ܩߊ‌ܝ‌ ܩࡍ߭🥀 [بازداش.ت گاه ] امیر :رفتم توی فکر (فلش بک) شروین :داداش امیر میگم که من یه چندین مدت میرم خارج از کشور خوب بعدش میام ایران امیر :عهه خوب خوشبگذره دلم برا تنگ میشه چند وقت میشه شروین : یه سال دیگه داداش پیشتر امیر :باشه داداش مواظب خودت باش(بغلش کرد) شروین:هستم تو هم مواظب خودت باش خداحافظ امیر: خدافظ "تو ی این یه سال امیر و شروین باهم تصویر صحبت می‌کردند و خبر هم دیگه رو داشتن " (یه سال بعد) شروین:از خارج اومدم و رفتم سمت خونه امیر زنگ خونه رو زدم امیر: دیدم شروین پشت دره با خوشحالی رفت بیرون و بهش گفتم داداش دلم برات تنگ شده بود (بغلش کرد) شروین :منم قربونت برم میگم امیر امیر:جونم؟ شروین:من یه کهر خوب سراغ دارم تکش پول خوب بیرون میاری میخوای بیای؟ امیر: وایی خوب شد گفتی داشتم دیکه وَرشک.ست میشدم شروین:خوب فردا بیا کافه جهان کوچک من امیر :باشه داداش بیا تو شروین :نه داداش مرسی دارم میرم خونه خداحافظ امیر : خداحافظ (فردا صبح) [کافه _ کوچک من] "امیر و شروین سلام کردن که شروین گفت " شروین :نگاه کن داداش من فازی قم.ار میکنم پول خوب توش بیرون میاد میای برای بازی ؟ امیر : حر.وم نباشه داداش؟ شروین : نه داداش برای چی ما قبلا پرسیدیم امیر: باشه داداش فردا بازی هست؟ شروین :آره فردا به این آدرس بیا هواست باشه پریناز خانم با زیبا دخترت چیزی نفهمن فعلا (فردا صبح ) (محل قم.ار) "امیر اونجا با آدما آشنا شد یکی با یکی از آدما قرار شد بازی کنه اسم اون آدم محمد بود " امیر :خوب شرط چی بذاریم محمد ؟ محمد:یه خونه خوبه؟ امیر :اره " امیر و محمد بازی کردن در آخر امیر برد " امیر:خوب خونش کجاست ؟ محمد:خونش توی جنگل هیت کلبه چوبی هست امیر :خوبه " امیر اون خونه کلبه چوبی رو برداشت و محمد اسم س.ند رو به نام امیر زد" (پایان فلش بک) نویسنده:fatima🖤 ایده دهنده:negar🤍
ܢ݆ߺߊ‌ܝ‌ࡅ߳ߺߺܙ ⁸ ࡅ߳ܦ̈ܥ‌‌یܩܢ ܝ̇ߺܭَߊ‌ܣࡅ߳وܔ🖤🥀 https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_dplhej1&btn=𝐌𝐲.𝐠𝐚𝐦𝐛𝐥𝐞🖤
قشنگام اگر شب ا پارتاضافی میخواین ناشناس به ۶۵ برسه ۱ پارت اضافی میدم میدم ✨
عالی بود 🥀🖤 فاطیما :مرسی قشنگم🖤 نگار:مرسی عزیزم✨️🧸
خیلی خوبه نمیدونم چجوری بهتون بگیم ولی خیلی رمانات عالیههههه دختر🛐🛐🛐🛐🛐🥰🥺😘یعنی خدا کامل هست رمانات🛐🛐🛐 تازه 190هم مبارک باشههههه🥳🥳🥳 🥀🖤 فاطیما :من فداتون بشم قلبم🥺✨ مرسی قشنگم ✨🤍 نگار:قربونت برم من🩵🦋 مرسی عزیزدلم
پارت نمیدی 🥀🖤 فاطیما : زیبا اگر الان بدم شب پارت نداری کدوم؟ نگار☝🏻☝🏻
ܦ‌ܩߊ‌ܝ‌ ܩࡍ߭🥀 شروین🗣 فهمیدم امیر رو بردنش انف.رادی رفتم پیش امیر برتی ملاقاتی شروین:سلام جناب خسته نباشید میشه با آقای امیر حسینی ملا.قا.ت کنم ؟ پلیس :سلام بله اسم و فامیلتون؟ شروین:شروین حاجی پور پلیس :ت.تو همونی هستی که قم.ار بازی میکرد شروین :ا..ممم پلیس: تو هم باید بفرستم بغل رفیق امیر شروین:منم انداختن توی انف.رادی امیر امیر:د.داش (بغض) شروین:جونم "هم دیگه رو بغل کردن [ویلا حامی ] زیبا:از پله ها رفتم پایین به حامی گفتم اقا میشه از خانواده مادریم اجازه بگیرم حامی:اومم آره بیا بریم فقط وایسا خبر رسیده دستم که شروین رفته پیش بابات شروین و هم انداختن توی ان.فرادی برم سند بذارم آزادش کتم بعد میریم اونجا زیبا :چ.چشم رفتم بالا آماده شدم و با حامی سوار ماشین شدیم رفتیم شروین و آزاد کردیم شروین:حامی اومد منو آزاد کرد و گفت بشینم توی ماشین زیبا هم اونجا بود شروین:ت.تو اینجا چیکار میکنی ؟ زیبا :ب.بام منو فروخت به اقا شروین:یعنی ... زیبا:بعله(بغض) حامی اومد سوار شد و رفتیم سمت خونه مامانجون زهرا در خونه رو زدم دیدم بابا جون محمد باز کرد رفتم تو بغضم ترکید و توی بغل باباجون گریه کردم گفتم بابا جون میشه یلحظه بشینید مامانجون شما هم همینطور محمد،زهرا:جونم دخترم زیبا:میدونم بابا مامان رو به ق.تل رسیده اما بابا من م.ست بوده هیچ چیز حالیش نبوده ( بغض) محمد:اگر بابات م.ست نمی‌کرد دخترم زیر خاک نبود زیبا :بابا محمد تورو خدا رضایت بده(گریه) محمد:اصلا دخترم نگو زهرا:منم رضایت نمیدم زیبا:التماستون میکنم(گریه) محمد،زهرا :نه زیبا:ب‌باشه ندین پاشدن و به حامی گفتم ا.اقا ب.بریم (بغض) محمد:شما کیه زیبا میشی ؟ حامی:نامزدشم محمد:اومم خوبه برات شوهرم پیدا کرده زیبا:باباجون نذار دهنم باز بشه ب.بریم ح.حامی حامی:سوار ماشین شدیم زیبا حالش بد بود خیلی اما کاریش نمیشه کرد زیبا :ا.اقا .ب.بخشید ب.ه .به اسم صداتون زدم (بغض) حامی:اشکالی نداره دفعه آخرت باشه زیبا :چ.چشم(بغض) نویسنده:fatima🖤 ایده دهنده:negar🤍
ܢ݆ߺߊ‌ܝ‌ࡅ߳ߺߺܙ ⁹ ࡅ߳ܦ̈ܥ‌‌یܩܢ ܝ̇ߺܭَߊ‌ܣࡅ߳وܔ🖤🥀 https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_dplhej1&btn=𝐌𝐲.𝐠𝐚𝐦𝐛𝐥𝐞🖤