eitaa logo
𝑴𝒚 𝒈𝒂𝒎𝒃𝒍𝒆🥀
184 دنبال‌کننده
316 عکس
18 ویدیو
0 فایل
رمان‌های پر از عشق، آرامش و حسای قشنگ شبونه 🎧💔 نور ماه:پایان رسید🖤 عشق بی پایان:اگه میخوای بخونی بیا پی @negar49❤️✨️ قمار من:درحال پارت گذاری♣️🥀 📝𝟬𝟵𝟱 "عضو جمعیت نویسندگان📖"
مشاهده در ایتا
دانلود
گناه نگار واقعا برای جواب به ناشناس تون نقطه گذاشته واقعا گناه داره .نگار واقعا رمان تو هم خوبه 🛐🛐🛐🛐 من به رمان تو احتیاج دارم زیبا .🛐🛐🛐🛐🛐 رمان فاطیما هم خیلی قشنگن عزیزم .🙃🤍 🥀🖤 فاطیما :من به فداتون آره نگار ایده داده من مینویسم واقعا نگار هم بهش نظر بدین اینا همش برای نگاره 🥺 نگار:دورت بگردم من حالم یکم خوب نیست حوصله نوشتن نداشتم نقطه گذاشتم وگرنه که همش به خاطر قلم فاطیما هست:)
خوب پارت بعدی میخواین ناشناس برسه به ۸۰ میدم الان ۷۱ هست
سلام چطولی رمانت عالی 🥀🖤 فاطیما :سلام جرسی تو چطوری 💙🫂 مرسی قشنگم 🥺 نگار:سلام مرسی عزیزکم🤍✨️
نگار هم گناه داره نگار ناراحت نشو به خدا من از صمیم قلبم هردوتان رو دوست دارم چنلتون عالییییی🛐🛐🛐🛐 رمانتون خداست 🛐🛐🛐🛐 خودتون 🛐🛐🛐🛐🛐 پارت بدههههههه 🥀🖤 فاطیما :من به فداتون که هواستون بهمون هست شما🛐🛐🛐 نگار:دورت بگردم🤎🧸 شماها:🛐🛐🛐🛐
https://eitaa.com/romanmannnn/4939 نگار چته خواهر که حالت خوب نیس؟؟ 😭 🥀🖤 فاطیما :حیحی داداشم حالش خوب نی 🥺🙃 نگار:چیزیم نیست فداتشم🤍🙂
https://eitaa.com/romanmannnn/4939 خدا نکنه زیبا رو 🥲 🥀🖤 فاطیما :🤍🥺 نگار:
نگار دوستت داریم نگار دوستت داریم 🛐🛐 🛐🛐🛐 فاطیما پارت بده فاطیما پارت بده یزد نباش خواهر🤣🫠 🥀🖤 فاطیما :داداشم ناشناس ۷۶ هست ۴ نفر دیگه🤣🤣 نگار:قریونت برم من🤍🛐 فاطیما جان🤏🏻🧸
https://eitaa.com/romanmannnn/4941 خوبم مرسی💙 من عاشق ابی ام همیشه قلب آبی میفرستم 🥀🖤 فاطیما :من به فدات میدونم فداتشم میشناسمت🤣🤍 نگار:الاهی منم🥺🩵
سلام به فداتوننن . چطورید ؟ فاطیما قلمت عالیه .🛐🛐 نگار چنلت عالیه خواهر....🛐🛐🛐🛐🛐 🥀🖤 فاطیما :سلام مرسی تو چطوری شما🛐🛐🛐🤍 نگار:سلام قربونت برم مرسی عزیزم🧸
https://eitaa.com/romanmannnn/4945 خودم پر اش میکنم .🤣🤣🤣 🥀🖤 فاطیما :به به🤣🤣 نگار:میسی
https://eitaa.com/romanmannnn/4946 چجوری از گپ رمان قبلی یا پیوی 🥀🖤 فاطیما : عامم ببخشید با دوستام اشتباهت گرفتن 🤣😆 نگار:..
ܦ‌ܩߊ‌ܝ‌ ܩࡍ߭🥀 (فلش بک ) [قبل ا.عدام] امیر : برای حامی و شروین یه وصیت نامه نوشتم سلام میدونم وقتی این نامه رو میخونید من نیستم میخوام برید توی کلبه چوبی توی جنگل یه روز اونجا زندگی کنید با حامی ، شروین ، زیبا بعدش اون رو بفروشین به زیبا بگین خیلی دوستش داشتم اما مجبور بودم ببخشید که نتونستم برای دخترم پدری کنم امیر :نوشتم و به پلیس دادم که بدن به آدرس خونه حامی (پایان فلش بک ) حامی :نشست بودی ج که دیدم یکی زنگ خونه رو زد رفتم پایین دیدم پلیس یه نامه به داد و گفت این وصیت نامه برتی امیر حسینی هست درک بستم دیدم زیبا اومده پایین گفتم خوبی ؟. زیبا :ب.بعله آقا حامی :خوبه بشین وصیت نامه پدرته میخوام بخونم زیبا :وقتی وصیت نامه رو خوندم گریه گرفت و رفتم بالا که بعد چند دقیقه حامی اومد حامی :دختر آماده شو باید بریم توی اون کلبه زیبا :چ‌.چشم آماده شدیم و رفتیم توی اون کلبه وقتی رفتیم تو از این کلبه ح.الم به هم میخورد حامی : شروین یه مس.تمون نشه ؟ شروبن :چرا دادا بشه زیبا:دوتاشون مس.ت شده بودن ازشون میترسیدم سوئیچ ماشین حامی و برداشتم و رفتم ویلا حامی خوابیدم (فردا صبح ) زیبا :خواب بودم دیدم گوشیم زنگ خورد برداشتم بدون اینکه بدونم کیه زیبا :بعله(خواب الود) حامی :بعله و ک.وفت کجایی زیبا :ام چیزه آقا من ویلا شمام حامی :تو چرا دیشب نموندی زیبا :آقا مس‌ت کرده بودین ترسیدم اومدم خونه حامی :خیلی خب کلبه رو فروختیم داریم میایم ویلا زیبا :ب.باشه خدافظ قطع کردمو رفتم پایین صبحونه خوردم که آقا آومد و شروین هم همراش بود زیبا :س.سلام آقا، سلا آقا شروین حامی : علیک شروین :سلا راحت ترم لهم بگی شروین زیبا:ب.باشه حامی :شروین من میرم بیرون حواست باشه شروین :باشه برو خدافظ حامی رفت به زیبا گفتم شروین :بیا بشین زیبا :چ.چشم شروین :نترس من مثل حامی نیستم راحت باش عین خواهر نداشتم زیبا : میگم که شروین میشه بهت بگم شری شروین :آره بگو زیبا :ب.باشه میکم شری حامی چطور آدمیه چیزی که دیدم همش منو کت.ک میزنه (بغض) شروین:حامی پسر خوبیه فک نکن سرده این اخلاقش هیت به دل نگیر دیگه نمی‌ذارم کت.کت بزنه زیبا :م.مرسی که هستی(بغض) شروین :همیشه هستم زیبا : لبخند مصنوعی نویسنده: fatima 🖤 ایده دهنده:negar🤍