eitaa logo
𝑴𝒚 𝒈𝒂𝒎𝒃𝒍𝒆🥀
184 دنبال‌کننده
316 عکس
18 ویدیو
0 فایل
رمان‌های پر از عشق، آرامش و حسای قشنگ شبونه 🎧💔 نور ماه:پایان رسید🖤 عشق بی پایان:اگه میخوای بخونی بیا پی @negar49❤️✨️ قمار من:درحال پارت گذاری♣️🥀 📝𝟬𝟵𝟱 "عضو جمعیت نویسندگان📖"
مشاهده در ایتا
دانلود
نگار دوستت داریم نگار دوستت داریم 🛐🛐 🛐🛐🛐 فاطیما پارت بده فاطیما پارت بده یزد نباش خواهر🤣🫠 🥀🖤 فاطیما :داداشم ناشناس ۷۶ هست ۴ نفر دیگه🤣🤣 نگار:قریونت برم من🤍🛐 فاطیما جان🤏🏻🧸
https://eitaa.com/romanmannnn/4941 خوبم مرسی💙 من عاشق ابی ام همیشه قلب آبی میفرستم 🥀🖤 فاطیما :من به فدات میدونم فداتشم میشناسمت🤣🤍 نگار:الاهی منم🥺🩵
سلام به فداتوننن . چطورید ؟ فاطیما قلمت عالیه .🛐🛐 نگار چنلت عالیه خواهر....🛐🛐🛐🛐🛐 🥀🖤 فاطیما :سلام مرسی تو چطوری شما🛐🛐🛐🤍 نگار:سلام قربونت برم مرسی عزیزم🧸
https://eitaa.com/romanmannnn/4945 خودم پر اش میکنم .🤣🤣🤣 🥀🖤 فاطیما :به به🤣🤣 نگار:میسی
https://eitaa.com/romanmannnn/4946 چجوری از گپ رمان قبلی یا پیوی 🥀🖤 فاطیما : عامم ببخشید با دوستام اشتباهت گرفتن 🤣😆 نگار:..
ܦ‌ܩߊ‌ܝ‌ ܩࡍ߭🥀 (فلش بک ) [قبل ا.عدام] امیر : برای حامی و شروین یه وصیت نامه نوشتم سلام میدونم وقتی این نامه رو میخونید من نیستم میخوام برید توی کلبه چوبی توی جنگل یه روز اونجا زندگی کنید با حامی ، شروین ، زیبا بعدش اون رو بفروشین به زیبا بگین خیلی دوستش داشتم اما مجبور بودم ببخشید که نتونستم برای دخترم پدری کنم امیر :نوشتم و به پلیس دادم که بدن به آدرس خونه حامی (پایان فلش بک ) حامی :نشست بودی ج که دیدم یکی زنگ خونه رو زد رفتم پایین دیدم پلیس یه نامه به داد و گفت این وصیت نامه برتی امیر حسینی هست درک بستم دیدم زیبا اومده پایین گفتم خوبی ؟. زیبا :ب.بعله آقا حامی :خوبه بشین وصیت نامه پدرته میخوام بخونم زیبا :وقتی وصیت نامه رو خوندم گریه گرفت و رفتم بالا که بعد چند دقیقه حامی اومد حامی :دختر آماده شو باید بریم توی اون کلبه زیبا :چ‌.چشم آماده شدیم و رفتیم توی اون کلبه وقتی رفتیم تو از این کلبه ح.الم به هم میخورد حامی : شروین یه مس.تمون نشه ؟ شروبن :چرا دادا بشه زیبا:دوتاشون مس.ت شده بودن ازشون میترسیدم سوئیچ ماشین حامی و برداشتم و رفتم ویلا حامی خوابیدم (فردا صبح ) زیبا :خواب بودم دیدم گوشیم زنگ خورد برداشتم بدون اینکه بدونم کیه زیبا :بعله(خواب الود) حامی :بعله و ک.وفت کجایی زیبا :ام چیزه آقا من ویلا شمام حامی :تو چرا دیشب نموندی زیبا :آقا مس‌ت کرده بودین ترسیدم اومدم خونه حامی :خیلی خب کلبه رو فروختیم داریم میایم ویلا زیبا :ب.باشه خدافظ قطع کردمو رفتم پایین صبحونه خوردم که آقا آومد و شروین هم همراش بود زیبا :س.سلام آقا، سلا آقا شروین حامی : علیک شروین :سلا راحت ترم لهم بگی شروین زیبا:ب.باشه حامی :شروین من میرم بیرون حواست باشه شروین :باشه برو خدافظ حامی رفت به زیبا گفتم شروین :بیا بشین زیبا :چ.چشم شروین :نترس من مثل حامی نیستم راحت باش عین خواهر نداشتم زیبا : میگم که شروین میشه بهت بگم شری شروین :آره بگو زیبا :ب.باشه میکم شری حامی چطور آدمیه چیزی که دیدم همش منو کت.ک میزنه (بغض) شروین:حامی پسر خوبیه فک نکن سرده این اخلاقش هیت به دل نگیر دیگه نمی‌ذارم کت.کت بزنه زیبا :م.مرسی که هستی(بغض) شروین :همیشه هستم زیبا : لبخند مصنوعی نویسنده: fatima 🖤 ایده دهنده:negar🤍
ܢ݆ߺߊ‌ܝ‌ࡅ߳ߺߺܙ ¹¹ ࡅ߳ܦ̈ܥ‌‌یܩܢ ܝ̇ߺܭَߊ‌ܣࡅ߳وܔ🖤🥀 https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_dplhej1&btn=𝐌𝐲.𝐠𝐚𝐦𝐛𝐥𝐞🖤
اینم از پارت ناشناس بذارید فردا بذارم کانال 🤣🥺🤍
‌شبتون بـہ زیبایے عاقاے صالحے🥺🥀
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا