نگار دوستت داریم نگار دوستت داریم 🛐🛐 🛐🛐🛐
فاطیما پارت بده فاطیما پارت بده یزد نباش خواهر🤣🫠
🥀🖤
فاطیما :داداشم ناشناس ۷۶ هست ۴ نفر دیگه🤣🤣
نگار:قریونت برم من🤍🛐
فاطیما جان🤏🏻🧸
https://eitaa.com/romanmannnn/4941
خوبم مرسی💙
من عاشق ابی ام همیشه قلب آبی میفرستم
🥀🖤
فاطیما :من به فدات میدونم فداتشم میشناسمت🤣🤍
نگار:الاهی منم🥺🩵
سلام به فداتوننن . چطورید ؟
فاطیما قلمت عالیه .🛐🛐
نگار چنلت عالیه خواهر....🛐🛐🛐🛐🛐
🥀🖤
فاطیما :سلام مرسی تو چطوری
شما🛐🛐🛐🤍
نگار:سلام قربونت برم مرسی عزیزم🧸
https://eitaa.com/romanmannnn/4945 خودم پر اش میکنم .🤣🤣🤣
🥀🖤
فاطیما :به به🤣🤣
نگار:میسی
https://eitaa.com/romanmannnn/4946
چجوری
از گپ رمان قبلی یا پیوی
🥀🖤
فاطیما : عامم ببخشید با دوستام اشتباهت گرفتن 🤣😆
نگار:..
ܦܩߊܝ ܩࡍ߭🥀
#part11
(فلش بک )
[قبل ا.عدام]
امیر : برای حامی و شروین یه وصیت نامه نوشتم
سلام میدونم وقتی این نامه رو میخونید من نیستم میخوام برید توی کلبه چوبی توی جنگل یه روز اونجا زندگی کنید با حامی ، شروین ، زیبا بعدش اون رو بفروشین
به زیبا بگین خیلی دوستش داشتم اما مجبور بودم ببخشید که نتونستم برای دخترم پدری کنم
امیر :نوشتم و به پلیس دادم که بدن به آدرس خونه حامی
(پایان فلش بک )
حامی :نشست بودی ج که دیدم یکی زنگ خونه رو زد رفتم پایین دیدم پلیس یه نامه به داد و گفت این وصیت نامه برتی امیر حسینی هست درک بستم دیدم زیبا اومده پایین گفتم
خوبی ؟.
زیبا :ب.بعله آقا
حامی :خوبه
بشین وصیت نامه پدرته میخوام بخونم
زیبا :وقتی وصیت نامه رو خوندم گریه گرفت و رفتم بالا که بعد چند دقیقه حامی اومد
حامی :دختر آماده شو باید بریم توی اون کلبه
زیبا :چ.چشم
آماده شدیم و رفتیم توی اون کلبه
وقتی رفتیم تو از این کلبه ح.الم به هم میخورد
حامی : شروین یه مس.تمون نشه ؟
شروبن :چرا دادا بشه
زیبا:دوتاشون مس.ت شده بودن ازشون میترسیدم سوئیچ ماشین حامی و برداشتم و رفتم ویلا حامی خوابیدم
(فردا صبح )
زیبا :خواب بودم دیدم گوشیم زنگ خورد برداشتم بدون اینکه بدونم کیه
زیبا :بعله(خواب الود)
حامی :بعله و ک.وفت کجایی
زیبا :ام چیزه آقا من ویلا شمام
حامی :تو چرا دیشب نموندی
زیبا :آقا مست کرده بودین ترسیدم اومدم خونه
حامی :خیلی خب کلبه رو فروختیم داریم میایم ویلا
زیبا :ب.باشه خدافظ
قطع کردمو رفتم پایین صبحونه خوردم که آقا آومد و شروین هم همراش بود
زیبا :س.سلام آقا، سلا آقا شروین
حامی : علیک
شروین :سلا راحت ترم لهم بگی شروین
زیبا:ب.باشه
حامی :شروین من میرم بیرون حواست باشه
شروین :باشه برو خدافظ
حامی رفت به زیبا گفتم
شروین :بیا بشین
زیبا :چ.چشم
شروین :نترس من مثل حامی نیستم راحت باش عین خواهر نداشتم
زیبا : میگم که شروین میشه بهت بگم شری
شروین :آره بگو
زیبا :ب.باشه میکم شری حامی چطور آدمیه چیزی که دیدم همش منو کت.ک میزنه (بغض)
شروین:حامی پسر خوبیه فک نکن سرده این اخلاقش هیت به دل نگیر دیگه نمیذارم کت.کت بزنه
زیبا :م.مرسی که هستی(بغض)
شروین :همیشه هستم
زیبا : لبخند مصنوعی
نویسنده: fatima 🖤
ایده دهنده:negar🤍
ܢ݆ߺߊܝࡅ߳ߺߺܙ ¹¹ ࡅ߳ܦ̈ܥیܩܢ ܝ̇ߺܭَߊܣࡅ߳وܔ🖤🥀
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_dplhej1&btn=𝐌𝐲.𝐠𝐚𝐦𝐛𝐥𝐞🖤