eitaa logo
𝑴𝒚 𝒈𝒂𝒎𝒃𝒍𝒆🥀
183 دنبال‌کننده
317 عکس
18 ویدیو
0 فایل
رمان‌های پر از عشق، آرامش و حسای قشنگ شبونه 🎧💔 نور ماه:پایان رسید🖤 عشق بی پایان:اگه میخوای بخونی بیا پی @negar49❤️✨️ قمار من:درحال پارت گذاری♣️🥀 📝𝟬𝟵𝟱 "عضو جمعیت نویسندگان📖"
مشاهده در ایتا
دانلود
میشه همین الان پارت بدی بهمونننن 🥀🖤 فاطیما :چش الان میدم که پارت بعد از ظهر هست 🤓 نگار:
ܦ̈ܩߊ‌ܝ‌ ܩࡍ߭🥀 حامی : رفتیم توی آسانسور یهو برقا رفت دیدم زیبا جیغ زد و پرید بغلم منم بغلش کردمو گفتم نترس آروم باش من هستم توی بغلم بود که برقا اومد زیبا :ب.بخشید آقا وقتی تو بغلش بود حس کردم جای امنی پیدا کردم حامی :اشکالی نداره وقتی بغلم کرد خیلی دوس.ت داشتم زیبا : از آسانسور اومدیم بیرون سوار ماشین شدیم و رفتیم خونه ی مامان لیلا سلام و احوال پرسی کردیم نشستیم لیلا: خیلی خوش اومدید زیبا : مرسی حامی : ممنون لیلا : امشب خاله لاله و با لنا میان اینجا زیبا:( نگاهی به حامی کردم که به مامان لیلا گفت ) حامی : عه توت فرنگی منم میاد پس جانا : خوب دیگه توت فرنگی تو شد لنا منم که اینجا پیاز حامی : نه شما جوجه منی بیا ببینم‌ جانا: (رفتم بغلش که بغلم کرد و آروم در گوشی شم گفت ) حامی : امشب تو و زیبا رو میبرم بستنی بخوریم باشه جانا :باشه "خاله لاله و لنا اومدن سلام و احوال مرسی کردن و نشستن که لنا رفت پیش زیبا" لنا: خاله اسمت دیه؟ (اسمت چیه ) زیبا : ا.م م.من ز.زیبا لنا: چقدل اسمت گشنکه(چقدر اسمت قشنگه) زیبا : ا‌.اسمت تو هم قشنگه لنا جون لنا: ملسیی حامی : بیا اینجا ببینم فسقل لنا : (رفتم بغل حامی ) حامی : چطوری تو فسقلی لنا : قوبم تو چطولی؟ حامی : تورو دیدم خوب شدم لنا:دادا میخوام بلم بغل خاله زیلبا حامی : گفتم باشه زیبا بهم نگاه کرد گفتم اشکالی نداره بگیرش زیبا :گرفتم بغلم باهاش بازی کردم یکم حرف زدیم و خندیدیم این بچه خیلی گوگولی بود حامی :وقتی زیبا رو دیدم با لنا اینجوری بازی میکنه دلم رفت اما روی خودم نیوردم "همه باهم شام و خوردن و خندیدن بعد خاله لاله و لنا رفتن خونه که حامی گفت " نویسنده:fatima🖤 ایده دهنده:negar🤍
ܢ݆ߺߊ‌ܝ‌ࡅ߳ߺߺܙ ¹⁴ࡅ߳ܦ̈ܥ‌‌یܩܢ ܝ̇ߺܭَߊ‌ܣࡅ߳وܔ🖤🥀 https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_dplhej1&btn=𝐌𝐲.𝐠𝐚𝐦𝐛𝐥𝐞🖤
یه چیزی میگم چه جوری یه رمان میتونه اینقدر خفن باشه آخه واقعا چه جوریییییییب 🥀🖤 فاطیما :من فداتون شم خداااا مرسی فداتشم با شما ها خفن تر میشه به ما انرژی میدین ماهم خفنش میکنی 🥺🤍 نگار:دورت بگردم🤍
چرا اینقدر قشنگ بودددددددد 🥀🖤 فاطیما :من فداتشم 🥺🤍 نگار:قربونت برممم🤏🏻🎀
یکی از بهترین تاکید می‌کنم بهترین نویسنده هایی هستی که دیدمممممم 🥀🖤 فاطیما :من فداتون شم خداااااااا😭🥺🤍 نگار:دورت بگردم مننننن😭🤍
شب یه مارت طولانی دارید
سلاممممم پارت که واقعا عالی بود فقط یه چیزی میگم یه چنل رمان دیگه بود که یه مافیا به این علی عاشق یه دختره میشه و بعد ها دختره میفهمه که بابای خودشم مافیاست اسم شخصیت ها و نویسنده رو متاسفانه یادم نیست اگه میتونی لینک اونو بده گمش کردم 🎀🤣 🥀🖤 فاطیما :سلام زیبا خوبی نمیدونم ولی یکی رو میخوندم فک کنم اسمش آغوش م.رگ بود اونو میخوای ؟ مرسی فداتشم 🥺🤍 نگار:سلام قشنگممم مرسییییییی نمودونممم🤏🏻😭
طبیعیه که امروز ۳ بار برقامون رفت؟🙂
میگم یه چیزی نمیتونستیم رمان و یکن بهتر بنویسین کخ ما دیگه کاملا دقی کنیم آخه یه آدم چقدر میتونه نویسنده خوبی باشه آخه نا کجا قراره پیش بریم با هر پارت به سک.ته ق.لبی نزدیک تر میشم از بس که رمانتون قسنگههههههههه 🥀🖤 فاطیما :من فداتون بشم خدانکنه قشنگام 🥺🤍 خوب هرچی خفن تر سک.ته بیشتر میشه 🤣 نگار:‌ ‌.‌......