eitaa logo
𝑴𝒚 𝒈𝒂𝒎𝒃𝒍𝒆🥀
183 دنبال‌کننده
317 عکس
18 ویدیو
0 فایل
رمان‌های پر از عشق، آرامش و حسای قشنگ شبونه 🎧💔 نور ماه:پایان رسید🖤 عشق بی پایان:اگه میخوای بخونی بیا پی @negar49❤️✨️ قمار من:درحال پارت گذاری♣️🥀 📝𝟬𝟵𝟱 "عضو جمعیت نویسندگان📖"
مشاهده در ایتا
دانلود
خیلی عالی بودددد 🥀🖤 فاطیما :مرسی زیبا🤍 نگار:ممنونم قشنگم
اومیگاششش عجب پارتی 🥀🖤 فاطیما :مرسی فداتشم 🥺🤍 نگار:..
دمت گرم خیلی پارت خوبی بود 🥀🖤 فاطیما :مرسی فداتشم🥺🤍 نگار:...
👏👏👏👏👏👏 🥀🖤 فاطیما :😘 نگار:..
فوق العاده ای؟ 🥀🖤 فاطیما : من به فدات 🥺🤍 نگار:..
عالییییییی 🥀🖤 فاطیما : مرسی قشنگم‌🤍 نگار:.
این همسایتون سلما چرا پارت نمیده؟ هر روز دنبال یه بهونه ایه که پارت نده😒 🥀🖤 فاطیما : قشنگم دو تا کانال داده یه کانال فعالیت حامی هست یکی هم رمانش هست شاید کار داره نمیتونه بده 🙃 نگار:زنداییشون فوت شدن یکم درک داشته باشید لطفا
ܦ̈ܩߊ‌ܝ‌ ܩࡍ߭🥀 حامی :شکه شده بودم از اینکه امیر آنقدر آدم کثیف.فی باشه شیرین:من داماد خوبی داشتم خیلی خوب بود قدرشو ندونستم(بغض) حامی : میدونستی دومادت من بودم ؟ شیرین: شکه شدم و فقط نگاش میکردم که گفت حامی :ستاره رو میدونی کجاست شیرین: نه از وقتی که امیر من و انداخت اون تو دیگه خبری ازش ندارم شروین:داداش یه دقیقه بیا حامی :رفتم پیش شروین گفت شروین:داداش واقعا میخوای از شیرین بی گناه انت.قام بگیری ؟ حامی :نمیدونم بذار زنگ بزنم به رضا (مکالمه حامی و رضا) حامی :داداش ویسی که برات فرستادم گوش کردی رضا:آره واقعا از شیرین بی گناه میخوای انتق.ام بگیری ؟ حامی :نمیدونم چیکار کنم پس از کی انت.قام بگیرم ؟ رضا:ستاره مگه نگفتی ستاره تورو دوست نداشته و با امیر دست به یکی کرده بوده؟ حامی :ا.اره رضا:پس برو از ستاره انت.قام بگیر حامی :خوب شیرین رو چیکار کنیم ؟ رضا:هیچی یه خونه براش بگیر یا اجاره کن با کل امکانات فراهم کن بعد فردا صبح بیاین اینجا باهم صحبت کنیم حامی : ب.باشه (پایان مکالمه حامی و رضا) حامی : به شیرین گفتم حاضر بشه حاضر شد و یه خونه گرفتیم و با کل امکانات با کمک شروین بردیمش توی خونه با شروین داشتیم میرفتیم بیرون که شیرین گفت شیرین:ب.بخشید آقا حامی حامی :بعله؟ شیرین:از اون روزی که امیر من و انداخت توی قنات نمیدونم فک میکنم دست و پام شکسته میشه من رو ببرید دکتر حامی :آره حامی :با شروین شیرین رو بردیم بیمارستان گفتن پای سمت چپش و دست سمت راستش شکسته و گچ گرفتیم و بردیمش سمت خونه و گذاشتیم توی خونه ای که گرفته بودیم نویسنده :fatima🖤 ایده دهنده:negar🤍
ܢ݆ߺߊ‌ܝ‌ࡅ߳ߺߺܙ ³⁵ࡅ߳ܦ̈ܥ‌‌یܩܢ ܝ̇ߺܭَߊ‌ܣࡅ߳وܔ🖤🥀 https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_dplhej1&btn=𝐌𝐲.𝐠𝐚𝐦𝐛𝐥𝐞🖤