ܦ̈ܩߊܝ ܩࡍ߭🥀
#part43
زیبا : از سالن سینما بیرون اومدیم
که یهویی هستی گفت
هستی : نریم کافه ؟
حامی: من مشکلی ندارم بریم
شروین، زیبا : بریم
زیبا : رفتیم سمت کافه همیشگی که من میومدم
دلم خیلی واسه این کافه تنگ شده بود
بیشتر وقت ها با هستی میومدیم
هستی:زیبا یادته چقدر دونفری میومدی اینجا
زیبا : آره خیلی وقته نیومدیم فک کنم یه شش ماهی میشه
هستی : ارههه
حامی : شما همیشه میومدیم اینجا؟
هستی، زیبا: اوهوم
زیبا : رفتیم و نشستیم روی یکی از میز ها
حامی : خوب چی میخورید
شروین: من اسپرسو
هستی : من آیس لاته
زیبا : منم آیس لاته
حامی : منم اسپرسو
به گارسون سفارش دادیم و برامون آوردن خوردیم
همه خسته کوفته سوار ماشین شدیم و رفتیم خونهمون
هستی و شروین رفتن خونه ی خودشون
ماهم رفتیم خونه ی خودمون
حامی : زیبا میگم اون تیشرت قرمز منو ندیدی
زیبا : چرا آقا گذاشتم توی چمدونتون
حامی : آهان بده بهم میخوام بپوشم
زیبا : چشم
نویسنده:fatima🖤
ایده دهنده:negar
ܢ݆ߺߊܝࡅ߳ߺߺܙ ⁴³ࡅ߳ܦ̈ܥیܩܢ ܝ̇ߺܭَߊܣࡅ߳وܔ🖤🥀
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_dplhej1&btn=𝐌𝐲.𝐠𝐚𝐦𝐛𝐥𝐞🖤
𝑴𝒚 𝒈𝒂𝒎𝒃𝒍𝒆🥀 نفوررررر
ܦ̈ܩߊܝ ܩࡍ߭🥀 #part43 زیبا : از سالن سینما بیرون اومدیم که یهویی هستی گفت هستی : نریم کافه ؟ ح
خوب بود .
ولی ما عاشقانه میخواهیم 🤣🥺
𝑴𝒚 𝒈𝒂𝒎𝒃𝒍𝒆🥀 نفوررررر
خوب بود . ولی ما عاشقانه میخواهیم 🤣🥺
مرسی قشنگم
نام نام 🤣🤣
میشه دیگه زیبا به حامیم نگه آقا در همه جا؟؟🥺😭
🥀🖤
فاطیما : نگار باید بگه 🤣🤣
نگار:باوشه
چراااا انقد کمه پارتتون خدا یاااا ادم میاد حال کنه حالش گرفته مشه.
🥀🖤
فاطیما : بخدا میخوام زیبا بدم نگار یکمی از رمان میگه بخاطر همین کم میشه پارت ها تقصیر من نیست
نگار:☝🏻☝🏻
بچه ها ناشناس رو بترکونین تا روزی ۱۰ تا پارت بدن
🥀🖤
فاطیما : یا خدا چخبرتونه🤣🤣🤣
نگار: