eitaa logo
𝑴𝒚 𝒈𝒂𝒎𝒃𝒍𝒆🥀
180 دنبال‌کننده
334 عکس
20 ویدیو
0 فایل
رمان‌های پر از عشق، آرامش و حسای قشنگ شبونه 🎧💔 نور ماه:پایان رسید🖤 عشق بی پایان:اگه میخوای بخونی بیا پی @negar49❤️✨️ قمار من:درحال پارت گذاری♣️🥀 📝𝟬𝟵𝟱 "عضو جمعیت نویسندگان📖"
مشاهده در ایتا
دانلود
ما اعت.راض داریم به پارت نیاز داریم😅😅 🥀🖤 فاطیما :چش نگار:
ما اعت.راض داریم به پارت نیاز داریمممممممممممممممم 🥀🖤 فاطیما :چش نگار:
پارتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت تتتتتت 🥀🖤 فاطیما :چش نگار:
ما اع.تراض داریم به پارتتتتتتت نیاز داریم 🥀🖤 فاطیما :چش نگار:
پارتتتت 🥀🖤 فاطیما :چش نگار:
پارتتتتت 🥀🖤 فاطیما :چش نگار:
ܦ‌ܩߊ‌ܝ‌ ܩࡍ߭🥀 حامی : همه رفت و خوابیدن من نشسته بودم یهویی گوشیم زنگ خورد دیدم جانا هست برداشتم (مکالمه حامی و جانا) جانا:الو سلام داداشی چطورییی حامی :سلام عشق داداش مرسی تو چطوری جانا:منم خوبم داداش کجایی حامی :وایی یادم رفت بهت بگم با شروین،هستی و زیبا اومدیم آمریکا جانا:دروغ حامی:دروغم چیه جانا:باشه خوشبگذره مامان داده صدام میزنه حامی:مرسی قشنگم مراقب خودت باش خداحافظ جانا:خداحافظ (پایان مکالمه حامی و جانا) زیبا :بیدار شدم ساعت ۴ بعد از ظهر بود رفتم پایین حامی :بیدار شدی زیبا:آره 🥱 رفتمو یه قهوه بریزم که حامی صدا رسوند حامی:برای منم بریز زیبا:وایی خدا چقدر پرو قهوه رو ریختمو و دادم بهش خودم نشستم روی کاناپه نمیدونم چم شده بود اصلا حوصله هیچیز رو نداشتم سرم رو تکیه دادم به مبل زیبا:هوففف حامی:سر درد داری ؟ زیبا:نه نمیدونم چِمه حامی:آهان شروین:سلاممم (اروم) حامی،زیبا:سلام شروین:داداش چیکار کروی برای تولد حامی:کیک رو سفارش دادیم باد کنک و اینا هم توی ماشین شروین:پرس دستتون درد نکه واقعا حامی ، زیبا:خواهش میکنم هستی:سلاممممم همه:سلامممم هستی:نچ نچ بدون ما قهوه می‌خورید زیبا:شما مگه آدمین؟ حامی:😂😂 زیبا:والا شروین:اصلا خودم میریزم برات بشین هستی:عاشقتم شریییی زیبا:چص.ی چص.ی حامی:🤣🤣واییی شروین، هستی:کوفتتت زیبا،حامی :🤣🤣 شروین:برای خودمو هستی قهوه ریختمو نشستیم روی کاناپه شروین:هستی بریم بیرون هستی:ارهه بریم نویسنده:fatima🖤 ایده دهنده:negar🤍
ܢ݆ߺߊ‌ܝ‌ࡅ߳ߺߺܙ ⁵³ࡅ߳ܦ̈ܥ‌‌یܩܢ ܝ̇ߺܭَߊ‌ܣࡅ߳وܔ🖤🥀 https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_dplhej1&btn=𝐌𝐲.𝐠𝐚𝐦𝐛𝐥𝐞🖤
ܦ‌ܩߊ‌ܝ‌ ܩࡍ߭🥀 هستی:شما ها نمیاین زیبا:نه شما بریم واقعا حوصله ندارم حامی اگر میخواد بری برو حامی :نه منم حوصله ندارم بریم هستی :باشه زیبا :هستی و شروین رفتن یه هوفی کشیدم حامی :بلند شو حاضر شوبریم کد خونه رو تزئین کنیم زیبا:باشه رفتم آماده شدم و با حامی رفتیم توی ماشین حامی روند به سمت کیک فروشی رسیدیم رفتیم تو حامی :سلام کیکی که صبح سفارش دادیم حاضره(انگلیسی ) فروشنده:سلام بله بفرمایید. (انگلیسی ) حامی :بفرمایید💳(انگلیسی ) فروشنده:رمز ؟(انگلیسی) حامی:.... حامی:ممنون(انگلیسی ) از کیک فروشی زدیم بیرون و رفتیم سمت خونه رسیدیم به خونه هستی بادکنک ها رو برد منم کیک رو بردم گذاشتم توی یخچال دوتایی لباسمون رو عوض کردیم و رفتیم سراغ تزئین من باد کنک هارو باد میکردم و زیبا اون هارو تزئین میکرد زیبا :رفتم بالای صندلی که بادکنک رو زدم اومد بیام پایین افتادم زیبا:آخخخخخ حامی :دیدم افتاد رفتم پیشش حامی :خ.خوبی زیبا :ا.اره بلند شدن و رفتم نشستم روی مبل حامی : وایسا ببینم زیبا:خوبم بابا حامی :به پاش نگاه کردم خدارو شکر ضربه ندیده بود حامی :هوفف زیبا : اومدم بلند شم که بقیه بادکنک هارو بزنم که حامی گفت حامی:بشین خودم میزنم زیبا:آخه حامی: آخه نداره بشیم کل بادکنک هارو زدم به سلیقه ی زیبا خدایی سلیقه خوبی داشت نویسنده:fatima🖤 ایده دهنده:fatima🤍
ܢ݆ߺߊ‌ܝ‌ࡅ߳ߺߺܙ ⁵⁴ࡅ߳ܦ̈ܥ‌‌یܩܢ ܝ̇ߺܭَߊ‌ܣࡅ߳وܔ🖤🥀 https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_dplhej1&btn=𝐌𝐲.𝐠𝐚𝐦𝐛𝐥𝐞🖤