ܦ̈ܩߊܝ ܩࡍ߭🥀
#part56
زیبا: که یهو حامی گفت
حامی :پات بهتره؟
زیبا:یکم ضربه دیده سیاه شده اما خوب میشه
حامی :آهان
زیبا :بلند شدم برم آب بخورم که حامی گفت
حامی:کجا
زیبا:هوفف اجازه هست برم آب بخورم🤓
حامی :برو😂
زیبا :رفتم اب خوردم و اومدم
رفتم بالا هنوز حامی بیدار بود
دیگه خیلی خوابم میومد همین که چشمام و بستم خوابم برد
(فردا صبح)
حامی :صبح بود بلند شدم دیدیم زیبا هنوز خوابه
رفتم پایین دیدیم شروین و هستی بیدارن
شروین، هستی :صبح بخیر
حامی : صبح شما هم بخیر
هستی :زیبا کجاست
حامی :خوابه خیلی خسته بود
هستی :در گوش شروین گفتم
مشکوک(اروم)
شروین:اره🤓
یهویی زیبا اومد
زیبا :سلام صبح بخیر 🥱
همه: سلام صبح بخیر
هستی :بیاین صبحونه
صبحونه رو خوردیم و جمع کردیم
که گوشی حامی زنگ خورد درو شد از ما
حامی :دیدم رضا هست رفتم یکم دور تر برداشتم
(مکالمه حامی و رضا)
رضا:الو سلام داداش چطوری
حامی:الو داداش مرسی تو چطوری
رضا:منم خوبم
داداش من اوندم آمریکا بیاین به این آدرس......
حامی :باشه دا اش تا نیم ساعته دیگه اونجاییم
رضا:باشه داداش خداحافظ
حامی:خداحافظ
(پایان مکالمه رضا و حامی )
حامی :تلفن رو قطع کردمو رفتم پیش بچه ها
حامی :شروین پاشو حاضر شو باید بریم
شروین:باشه
هستی:کجا میرین ؟
حامی:گفتیم که کار داریم
هستی:هوفف
زیبا: رفتم بالا نمیدونم چه کاری بود که باید میرفتم دراز کشیدم روی تخت که یهو حامی اومد
حامی:زیبا
زیبا:بعله ؟
حامی:چرا یهویی اومدی بالا؟
زیبا:هیچی اومدن روی تخت دراز بکشم
حامی :آهان میگم کت منو ندیدی؟
زیبا:چرا پشت در آویزونه
حامی :مرسی
زیبا :کتشو بر کرد داشت میرفت گفتم
زیبا :حامی کلاتون رو بردارید یهویی سرما نخورید
حامی:اخ داشت یادم میرفت خدافظ
زیبا:خدافظ
نویسنده:fatima 🖤
ایده دهنده:negar🤍
ܢ݆ߺߊܝࡅ߳ߺߺܙ ⁵⁶ࡅ߳ܦ̈ܥیܩܢ ܝ̇ߺܭَߊܣࡅ߳وܔ🖤🥀
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_dplhej1&btn=𝐌𝐲.𝐠𝐚𝐦𝐛𝐥𝐞🖤