𝑴𝒚 𝒈𝒂𝒎𝒃𝒍𝒆🥀
"نور ماه" ☆پارت ۳۱☆ حامی:حوصلم سر رفت آهو:منم جانا:فهمیدمممم همه:چی؟ جانا:پسرا رو میکاپ کنیممم🥺
پارت ۳۱ نور ماه تقدیم نگاه زیباتون(:
واقعااااااا عالیه ادمینها واقعا کارتون عالیه🎀
🤍✨️
نگار:فداتشم
فاطیما:فداتشم زیبا
رایا: قربونت✨🤍
هستی:
یه سوال میدونم خیلینفهمم ولی خب جانا و حامی خواهر برادرن؟
🤍✨️
نگار:نه بابا اینا چه حرفیه آره خداهر برادرن🤍🥺
فاطیما:عههه خدانکنه بعلهه دبگه
رایا:
هستی:
قبلمو پس به من بده بزار فراموشت کنم
🤍✨️
نگار:آتیشه تو تنده تو قلبم💔
فاطیما:بذار خاموشت کنم ❤️🔥
رایا: قلبمو پس به من بدههه❤️🩹
هستی:
بیاین ناشناس یکم بحرفیم
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_1nwbok8&btn=رمان.نور.ماه.✨️🤍
کویر نشه هااا✨🤍
چرا هستی خانم کاری نمی کنه
✨🤍
نگار :عزیزم نیست اگر تونست میکنه🤍
فاطیما: عزیزم شاید مشکلی براش پیش اومده نمیتونم نه کاری انجام بده 😊
رایا : 🤍
هستی:
لطفا اگر میتونی پارت 32 رو تا شب بزار مرسییی
✨🤍
نگار :اگر تونستم الان میزارم شبم دوتا میزارم
فاطیما: نگاررر.....
رایا : نگار باید بزاره
هستی:
پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت
✨🤍
نگار :چشممممم دستت درد نگرفت؟😂😂
فاطیما: باشه آرم باش نگاررر🤣🤣
رایا : آرام تر😂😂
هستی:
"نور ماه"
☆پارت ۳۲☆
محمد:منم تموم شد
حامی:باران من معذرت میخوام ازت😂💔
باران:مرسی من برم حموم😂😂
محمد:😂🥺💔
ایلیا:به به نگاه چه خشمل شد🥺😂
آهو:بله عزیزم خیلی خشمل شده🫠
همه:😂
باران:من برم حموم بچه ها
آهو:زود در بیا منم میخوام برم
باران:فک نکنم
حامی:من برم صورتمو بشورم
محمد و ایلیا:ماهم😂
حامی:جانا
جانا:جونم
حامی:چیکار میکنی؟
جانا:تو گوشیم
حامی:اوکی من میرم تو اتاق
جانا:حله
باران:محمد حوله ی منو بده
محمد:بیا عشقم
باران:مرسی
آهو:من رفتم حموم
ایلیا:باشه عزیزم
حامی:جاناااااا
جانا:جونم
حامی:بیا
جانا:بلع
حامی:آب بیار برام🥺
جانا:خب کرم داشتی بیرون بودم میگفتی😒🙄
حامی:برو بیارر
جانا:خب خودت بلند شو تنبل آقااااا
حامی:عه یه لیوان آب خواستما
جانا:هوفففف
حامی:......
جانا:بیا آب
حامی:بگو بفرمایین
جانا:میخورماااا
حامی:بگو بفرمایین
"جانا آب رو خورد"
حامی:عه جاناااا
جانا:یاد بگیر دیگه ناز نیای
حامی:برو یکی دیگه برام بیار
جانا:چشم حتما بیرون اومدی لیوان آبم رو بیار
حامی:جانااااااا
آهو:ایلیا حولم رو بدهعههعه
ایلیا:بیا عشقم
آهو:مرسی
"حامی اومد بیرون آب خورد بغل جانا نشست"
جانا:🙄
حامی:🙎🏻
جانا:برو اونور
حامی:تو برو اونور
جانا:تو نه شما
حامی:شما برین اونور خانمه صالحی
جانا:هوففف
ایلیا:قهر و جنگتون ندیده بودم دیدم😂
حامی:😄
جانا:😊
باران:آشتی کنین دیگه
حامی:کاره خودته جانا جونم
جانا:باشه
"جانا یه پارچ آب و لیوان آورد لیوان آب رو پر کرد ریخت تو صورتش"
حامی:آ ی ی ی ی
جانا:اینم لیوان آب نوش جون.حالا آشتی؟🥺
𝑴𝒚 𝒈𝒂𝒎𝒃𝒍𝒆🥀
"نور ماه" ☆پارت ۳۲☆ محمد:منم تموم شد حامی:باران من معذرت میخوام ازت😂💔 باران:مرسی من برم حموم😂😂 م
پارت ۳۲ نور ماه تقدیم نگاه قشنگتون(: