eitaa logo
𝑴𝒚 𝒈𝒂𝒎𝒃𝒍𝒆🥀
245 دنبال‌کننده
368 عکس
26 ویدیو
0 فایل
رمان‌های پر از عشق، آرامش و حسای قشنگ شبونه 🎧💔 نور ماه:پایان رسید🖤 عشق بی پایان:اگه میخوای بخونی بیا پی @negar49❤️✨️ قمار من:درحال پارت گذاری♣️🥀 📝𝟬𝟵𝟱 "عضو جمعیت نویسندگان📖"
مشاهده در ایتا
دانلود
آقا مسخره نکنید خداییش داشتم میرفتم پنجم مخم کار نمیکرد🤣🤣 عمه
نام نام گقتم که 🤣🤣 بابام
نام نام گفتم مامانم 🤣
الان شمارتو داریم🗿💔🤣 🖤🥀 فاطیما:به خدا هر روز زنگ نزن 🤣🤣 نگار:
https://eitaa.com/romanmannnn/7958 چرا این😡 🖤🥀 فاطیما:بخاطر استیکر که بابت فرستاده بود 🤣🤣🤣 نگار:
https://eitaa.com/romanmannnn/7957 به به دایی حمید 🖤🥀 فاطیما:آره قربونش برم نگار:
https://eitaa.com/romanmannnn/7956 به به 🖤🥀 فاطیما:🥺🤍 نگار:
تایم فداتون ±²
https://eitaa.com/romanmannnn/7961 من لجبازم🤣🗿🎀 🖤🥀 فاطیما:جیغغغغغغغ😭🔪 نگار:
ܦ‌ܩߊ‌ܝ‌ ܩࡍ߭🥀 زیبا :یکم استراحت کردیم رفتیم سمت حرم امام رضا همه رسیدیم رفتیم توی بازرسی حرم بعدش که از بازرسی بیرون اومدیم همه گفتم همه:اسلام علیک یا علی موسی الرضا حامی :رفتیم جلوتر به همه گفتم حامی:میشه همینجا یه لحظه وایسین کار دارم همه:باشه حامی: رفتم جلوی زیبا زانو زدم انگشتر بیرون اوردم گفتم حامی:ب.با من ازدواج میکنی؟ زیبا:خیلی شکه شده بودم این همون حامی بود؟ خوب راستش خیلی بهش حس خوبی داشتم گفتم زیبا :ب.بعله(بغض) هم دیگه روبغل کردیم همه:مبارکهههه(ذوققق) "همه با هم رفتن زیارت کردن و توبه هم کردن و یه چند روزی موندن و برگشتن به تهران" [۲ سال بعد] زیبا: من و حامی زندگیمون خیلی خوب بود شروین و هستی یه بچه کوشولو به اسم نیواد داشتن من هم باردار بودم امروز باید میرفتیم برای تعی.ین جنس.یت وخیلی خوشحال بودم حامی :زیبا عزیزم بیا بریم دیر شد زیبا :اومدممم زیبا:ممنون که پا قدم قمار من بودین اینم از داستان ما به امید دیدار مواظب خودتون باشی خداحافظ🎀🤍🫂 [𝑬𝒏𝒅 𝑴𝒂𝒚.𝒈𝒎𝒃𝒍𝒆🥀]
ܢ݆ߺߊ‌ܝ‌ࡅ߳ߺߺܙ ⁹⁶ࡅ߳ܦ̈ܥ‌‌یܩܢ ܝ̇ߺܭَߊ‌ܣࡅ߳وܔ🖤🥀 https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_dplhej1&btn=𝐌𝐲.𝐠𝐚𝐦𝐛𝐥𝐞🖤