eitaa logo
𝑴𝒚 𝒈𝒂𝒎𝒃𝒍𝒆🥀
177 دنبال‌کننده
335 عکس
21 ویدیو
0 فایل
رمان‌های پر از عشق، آرامش و حسای قشنگ شبونه 🎧💔 نور ماه:پایان رسید🖤 عشق بی پایان:اگه میخوای بخونی بیا پی @negar49❤️✨️ قمار من:درحال پارت گذاری♣️🥀 📝𝟬𝟵𝟱 "عضو جمعیت نویسندگان📖"
مشاهده در ایتا
دانلود
𝑴𝒚 𝒈𝒂𝒎𝒃𝒍𝒆🥀
📝𝟬𝟵𝟱 "عضو جمعیت نویسندگان📖"
عضو جمعیته نویسندگان شدیمممم🥺🥺🥺🫀🫀🫀🤩🤩🤩🥳🥳🥳
یکی از سوپرایز هام یکی دیگه هم دارم براتوننن❤️🫂
نظر بدین قشنگان ناشناس💗🫂 https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_1nwbok8&btn=رمان.نور.ماه.✨️🤍 کویر نشه ها🥺
بیاین ناشناس تبریک بگیننن🥺🥺🥺
"نور ماه" ☆پارت ۳۹☆ جانا:من میرم تو اتاق دراز بکشم یکم بچه ها:باشه حامی:پسرا بیاین فیفا بزنیم پسرا:باش باران:آهو پاشو بریم بغل جانا آهو:بریم باران:تق تق جانا:بیاین تو باران:چیکار میکنی؟ جانا:تو گوشیم دارم عکس می گیرم اهو:بیا باهم عکس بگیریم باران:همه بگین سیبببب دخترا:سیببببب جانا:عه مامان لیلا داره ویدیو کال میگیره مامان لیلا:سلام فرشتههه هاااااا🥺 دخترا:سلام مامانمممم،سلام خالههههه مامان لیلا:خوش گذشته؟چخبرا باران:خیلی خاله اهو:اره خیلی خوبه🥺 جانا:آره خیلی داره بهمون خوش میگذرهه مامان لیلا:به به حلقه های دستتون چه خشکله🥺 باران:محمد برام گرفت تو رستوران سوپرایزم کرد🥺🫂 آهو:ایلیا هم برای من گرفت تو رستوران سوپرایزم کرد🥺❤️ جانا:حامی هم برام حلقه خریددد مامان لیلا:به به پس حسابی خوش گذشته😅 دخترا:آرههه جانا:بابا کحاست؟ مامان لیلا:سر کاره جانا:باشه سلامش برسون کاری نداری فداتشم؟ مامان لیلا:نه قربونت برم خداسس باران و آهو:خداسس خاله مامان لیلا:خداسس دخترا
"نور ماه" ☆پارت ۳۹☆ حامی:تق تق دخترا:بفرمایین تو حامی:اجازه هست؟ باران:اتاق خودتون هست ایلیا:آهو کجایی؟ آهو:اینجام الان میام آهو:ببخشید بجه ها من برم محمد:بارانم کجایی؟ باران:اینجام الان میام😂 باران:ببخشید بچه ها جانا:مامان لیلا ویدیو کال گرفت حامی:عه چرا بهم نگفتی جانا:ببخشید داشتی بازی میکردی نگفتم بهت حامی:ببخشید یعنی بازی مهمتره از مامانه برا من جانا:خب میخواستم مزاحمت نشم حامی:اصلا کارت درست نبود جانا:خب حالا حامی:....... جانا:هوففف حامی:....... "جانا تا یک ساعت رفت تو گوشیش" جانا:حامی حامی:....... جانا:حامی نمیفهمی دارم صدات میزنم؟ حامی:.......... جانا:یعنی برات اینقدر بی ارزشم؟ حامی:......... جانا:هوففف "جانا رفت بیرون تو حال" حامی:کجا؟ جانا:مهمه برات؟ "رفت بیرون درم محکم بست رفت رو مبل وشست رفت تو گوشی" باران:اینجایی چرا؟ جانا:هیچی حامی خواب بود اومدم بیرون برم تو گوشی بیدار نشه باران:اوکی میخوای بمونم بغلت جانا:نه یکم برم تو گوشی بعدش میرم تو اتاق باران:اوکی کاری داشتی بگو جانا:باشه عشقم شب بخیر باران:شب بخیر "حامی پیامک داد به جانا" حامی:بیرون نریا جانا:مهمم برات حامی:بری بیرون من جواب مامان بابا رو چی بدم؟ جانا:یعنی فقط به خاطر مامان بابا برات مهمم؟ حامی:هوفف بس کن بیرون نریا جانا:باشه آقایه صالحی🙄😒 "جانا رفت تو اتاق" "رفت تو تختش پتو رو کشید رو سرش و کلی گریه کرد" حامی:بگردمت🥺🥺"تو دلش" "جانا چشماشو پاک کرد و رفت آماده شه بره بیرون" حامی:کجا؟ جانا:مهمم برات؟مواظب هستم که تو جواب مامان بابا ندی. حامی:دارم میگم برو بخواب بیرون نرو جانا:میخوام برم "حامی دست جانا رو از پشت گرفت اورد جلو رو خودش و به چشماش زل زد" جانا:حامی😭 حامی:عه گریه نکن
طولانی بود دیگه فردا پارت میدم بیاید ناشناس نظرتون رو بگین
𝑴𝒚 𝒈𝒂𝒎𝒃𝒍𝒆🥀
📝𝟬𝟵𝟱 "عضو جمعیت نویسندگان📖"
موبارکه همسایه قشنگگ🥺🧸✨ اون بالا ها ببینمت🤍✨🫂
کد نویسندگی دیگه چیه ✨🤍 نگار :عضو جمعیت نویسندگان شدیم🥺🫂 فاطیما: نگارر🤣🤣 رایا : عاممم😂😂 هستی:بنده نمیدونم چیه خودمم😂
مبارک باشه عشقمممممممم 🩷🩵🤍🩷🩵🤍🩷🩵🤍🩷🩵🤍🩷🩵🤍🩷🩵🤍🩷🩵🤍🩷🩵🤍🩷🩵🤍🩷🩵🤍🩷🩵🤍🩷🩵🤍🩷🩵🤍🩷🩵🤍🩷🩵🤍🩷🩵🤍🩷🩵🤍🩷🩵🤍🩷🩵🤍🩷🩵🤍🩷🩵🤍🩷🩵🤍🩷🩵🤍🩷🩵🤍🩷🩵🤍🩷🩵🤍🩷🩵🤍🩷🩵🤍🩷🩵🤍🩷🩵🤍🩷🩵🤍🩷🩵🤍🩷🩵🤍🩷🩵🤍🩷🩵🤍🩷🩵🤍🩷🩵🤍🩷🩵🤍🩷🩵🤍🩷🩵🤍🩷🩵🤍🩷🩵🤍🩷🩵🤍🩷🩵🤍🩷🩵🤍 ✨🤍 نگار :فداتشم من🥺🫂 فاطیما: فداتشم مبارکمون باشه هممون 🥺✨🤍 رایا : 🎀🌸✨ هستی:میسی
واسه چی تبریک بگیم ✨🤍 نگار :کد نویسندگی گرفتیمم🥺🫂 فاطیما: کد نویسندگی گرفتیم 🥺 رایا : کد نویسندگی گرفتن🥺🧸✨ هستی:🥺🥺