نظر بدین قشنگان ناشناس💗🫂
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_1nwbok8&btn=رمان.نور.ماه.✨️🤍
کویر نشه ها🥺
"نور ماه"
☆پارت ۳۹☆
جانا:من میرم تو اتاق دراز بکشم یکم
بچه ها:باشه
حامی:پسرا بیاین فیفا بزنیم
پسرا:باش
باران:آهو پاشو بریم بغل جانا
آهو:بریم
باران:تق تق
جانا:بیاین تو
باران:چیکار میکنی؟
جانا:تو گوشیم دارم عکس می گیرم
اهو:بیا باهم عکس بگیریم
باران:همه بگین سیبببب
دخترا:سیببببب
جانا:عه مامان لیلا داره ویدیو کال میگیره
مامان لیلا:سلام فرشتههه هاااااا🥺
دخترا:سلام مامانمممم،سلام خالههههه
مامان لیلا:خوش گذشته؟چخبرا
باران:خیلی خاله
اهو:اره خیلی خوبه🥺
جانا:آره خیلی داره بهمون خوش میگذرهه
مامان لیلا:به به حلقه های دستتون چه خشکله🥺
باران:محمد برام گرفت تو رستوران سوپرایزم کرد🥺🫂
آهو:ایلیا هم برای من گرفت تو رستوران سوپرایزم کرد🥺❤️
جانا:حامی هم برام حلقه خریددد
مامان لیلا:به به پس حسابی خوش گذشته😅
دخترا:آرههه
جانا:بابا کحاست؟
مامان لیلا:سر کاره
جانا:باشه سلامش برسون کاری نداری فداتشم؟
مامان لیلا:نه قربونت برم خداسس
باران و آهو:خداسس خاله
مامان لیلا:خداسس دخترا
"نور ماه"
☆پارت ۳۹☆
حامی:تق تق
دخترا:بفرمایین تو
حامی:اجازه هست؟
باران:اتاق خودتون هست
ایلیا:آهو کجایی؟
آهو:اینجام الان میام
آهو:ببخشید بجه ها من برم
محمد:بارانم کجایی؟
باران:اینجام الان میام😂
باران:ببخشید بچه ها
جانا:مامان لیلا ویدیو کال گرفت
حامی:عه چرا بهم نگفتی
جانا:ببخشید داشتی بازی میکردی نگفتم بهت
حامی:ببخشید یعنی بازی مهمتره از مامانه برا من
جانا:خب میخواستم مزاحمت نشم
حامی:اصلا کارت درست نبود
جانا:خب حالا
حامی:.......
جانا:هوففف
حامی:.......
"جانا تا یک ساعت رفت تو گوشیش"
جانا:حامی
حامی:.......
جانا:حامی نمیفهمی دارم صدات میزنم؟
حامی:..........
جانا:یعنی برات اینقدر بی ارزشم؟
حامی:.........
جانا:هوففف
"جانا رفت بیرون تو حال"
حامی:کجا؟
جانا:مهمه برات؟
"رفت بیرون درم محکم بست رفت رو مبل وشست رفت تو گوشی"
باران:اینجایی چرا؟
جانا:هیچی حامی خواب بود اومدم بیرون برم تو گوشی بیدار نشه
باران:اوکی میخوای بمونم بغلت
جانا:نه یکم برم تو گوشی بعدش میرم تو اتاق
باران:اوکی کاری داشتی بگو
جانا:باشه عشقم شب بخیر
باران:شب بخیر
"حامی پیامک داد به جانا"
حامی:بیرون نریا
جانا:مهمم برات
حامی:بری بیرون من جواب مامان بابا رو چی بدم؟
جانا:یعنی فقط به خاطر مامان بابا برات مهمم؟
حامی:هوفف بس کن بیرون نریا
جانا:باشه آقایه صالحی🙄😒
"جانا رفت تو اتاق"
"رفت تو تختش پتو رو کشید رو سرش و کلی گریه کرد"
حامی:بگردمت🥺🥺"تو دلش"
"جانا چشماشو پاک کرد و رفت آماده شه بره بیرون"
حامی:کجا؟
جانا:مهمم برات؟مواظب هستم که تو جواب مامان بابا ندی.
حامی:دارم میگم برو بخواب بیرون نرو
جانا:میخوام برم
"حامی دست جانا رو از پشت گرفت اورد جلو رو خودش و به چشماش زل زد"
جانا:حامی😭
حامی:عه گریه نکن
𝑴𝒚 𝒈𝒂𝒎𝒃𝒍𝒆🥀
📝𝟬𝟵𝟱 "عضو جمعیت نویسندگان📖"
موبارکه همسایه قشنگگ🥺🧸✨
اون بالا ها ببینمت🤍✨🫂
کد نویسندگی دیگه چیه
✨🤍
نگار :عضو جمعیت نویسندگان شدیم🥺🫂
فاطیما: نگارر🤣🤣
رایا : عاممم😂😂
هستی:بنده نمیدونم چیه خودمم😂
مبارک باشه عشقمممممممم
🩷🩵🤍🩷🩵🤍🩷🩵🤍🩷🩵🤍🩷🩵🤍🩷🩵🤍🩷🩵🤍🩷🩵🤍🩷🩵🤍🩷🩵🤍🩷🩵🤍🩷🩵🤍🩷🩵🤍🩷🩵🤍🩷🩵🤍🩷🩵🤍🩷🩵🤍🩷🩵🤍🩷🩵🤍🩷🩵🤍🩷🩵🤍🩷🩵🤍🩷🩵🤍🩷🩵🤍🩷🩵🤍🩷🩵🤍🩷🩵🤍🩷🩵🤍🩷🩵🤍🩷🩵🤍🩷🩵🤍🩷🩵🤍🩷🩵🤍🩷🩵🤍🩷🩵🤍🩷🩵🤍🩷🩵🤍🩷🩵🤍🩷🩵🤍🩷🩵🤍🩷🩵🤍🩷🩵🤍🩷🩵🤍🩷🩵🤍🩷🩵🤍
✨🤍
نگار :فداتشم من🥺🫂
فاطیما: فداتشم مبارکمون باشه هممون 🥺✨🤍
رایا : 🎀🌸✨
هستی:میسی
واسه چی تبریک بگیم
✨🤍
نگار :کد نویسندگی گرفتیمم🥺🫂
فاطیما: کد نویسندگی گرفتیم 🥺
رایا : کد نویسندگی گرفتن🥺🧸✨
هستی:🥺🥺