سلام قشنگام اول یه نکته ای رو بهتون بگم و بعد بریم سراغه پارت.🫂
تو پارت ۲۶ ایلیا به آهو حلقه ی ازدواج میده و آهو فبول میکنه و محمد به باران حلقه میده و باران قبول میکنه و الان پارتنر هستن❤️✨️حامی و جانا خواهر برادرن و چون خیلی همو دوست دارن و عشق بینشون زیاده جوری باهم رفتار میکنن که شما فکر میکنین زن و شوهرن ولی خواهر برادرن🫂🫀
"نور ماه"
☆پارت ۴۰☆
حامی:خب حداقل بیا تو بغلم گریه کن فداتشم🫂🥺
جانا:😭🫂
جانا:حامی لطفا دیگه باهام قهر نکن😭🫂
حامی:فداتشم من ببخشید🥺🫂
جانا:نه برای چی کار من اشتباه بوده😭🫂
حامی:اینجوری گریه نکن بخدا خودمو نمیبخشم🥲🥺🫂
جانا:باشه ببخشید🥺🥲🫂
حامی:نه فداتشم حالا میشه بگی چرا اونوقت تو مسجد گریه کردی🥺🥲🫂
جانا:هستی بهم پیام داده بود بیا که دیگه نمیخوام باهات باشم😭🥺🫂
حامی:فدای سرت زندگیه من قول میدم دوباره بر میگرده🥺🥲🫂
جانا:مرسی🥺😭🫂
حامی:عه گوشیم داره اذان میگه بارانم میاد پاشو نمازتو بخون بعدشم بریم بیرون🥺🫂
جانا:باشه
جانا:حامی نمازتو خوندی بریم دیگه
حامی:آره بریم
جانا:بارانم خواب نمیره بهش پیام بدم اگه بیداره بیاد؟
حامی:آره پیام آهو هم بده
جانا:مرسی
"صفحه چت"
جانا:بارانم بیداری؟
باران:آره چرا؟
جانا:لباس بپوش باران میاد بریم بیرون
باران:باشه حامی هم هست؟
جانا:آره پاشو
جانا:آهوم بیداری؟
اهو:آره چرا؟
جانا:پاشو بریم بیرون
اهو:باش
حامی:پیامشون دادی؟
جانا:آره
باران:صبح بخیر😂
جانا:صبح شما هم بخیر😂
اهو:صبح بخیر همگی😂✨️
همه:صبح شما هم بخیر✨️😂
حامی:بریم؟
دخترا:آره
بیاین ناشناس یکم بحرفیم
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_1nwbok8&btn=رمان.نور.ماه.✨️🤍
یه فرده رندوم تو ایتا انتخاب کن بگو اسمش رو چی سیو کردی؟
✨🤍
نگار :ملکه ی رویا ها👑✨️
فاطیما: سیوش کردم ببعی
رایا : گودزیلا😂😂😂😂
هستی:مثلا کی؟
سلام نگار جونم ظهرت بخیر ممنون از سوپرایز های دیشبت خیلی خوشحال شدم🥺🌹
✨🤍
نگار :فداتشم همچنین وظیفه هست✨️🥺🫂
فاطیما: 🎀🤍✨
رایا : 🌸✨
هستی:🥺
قلمتتتتت عالعیهههههعهع
✨🤍
نگار :فداتشم🌹🫂
فاطیما: مرسی زیبا 🥺
رایا : خودتم عالی هستی🌸🎀
هستی:عالی تویی❤️
پارت بمون نمیدی؟
✨🤍
نگار :چرا سه تا دیگه الان میدم شب چهار تا🫀🌹🫂
فاطیما: دادیم که زیبا ✨🤍
رایا : نگاررر😂😂
هستی:نگار. بده 😂
پارت پارت پارت پارت✨️🥺
✨🤍
نگار :حتمااااا
فاطیما: دادیم زیبا 🥺
رایا : ...
هستی:چشم
چخبراااآا
✨🤍
نگار :سلامتییییی🫂🫀
فاطیما: سلامتی🥺
رایا : بد نیستیم شما چخبر؟
هستی:سلامتیت
"نور ماه"
☆پارت ۴۱☆
جانا:به به چه هوایی🥺
باران:آره
آهو:دلم برا پسرا میسوزه😂
جانا:خب نخوابن اینقدر😂
همه:😂
"برای گوشی جانا پیام اومد نگاه کرد جواب نداد"
"دینگ"
اهو:چقدر هوا سرد شد
جانا:بیا کاپشن منو بپوش
اهو:نه نمیخوام مرسی
جانا:بیا بپوش من سردم نیست
اهو:مرسی🥺🫂
جانا:فداتشم🥺🫂
"دینگ"
حامی:کیه؟
جانا:ولش
حامی:میگم کیه
جانا:بیا خودت بخون
حامی:رمز گوشیت
جانا:تو نمیدونی؟
حامی:نه😂
جانا:۱۳۷۶
حامی:من فداتشم
جانا:خدانکنه
هستی:سلام جانا خوبی؟😭هستی هستم تروخدا ببخشم چند روز با یه یک پسر آشنا شدم گفت همه رفیقات رو ول کن فقط با من باش فکر کردم واقعا دوستم داره بهش جواب باشه دادم ولی دوستم نداشت با یکی دیگه بود تروخدا ببخشم زنگ خاله لیلا زدم کفت رفته مسافرته تروخدا ببخشم حلالم کن بیا دوباره باهم باشیم تروخدا دیگه خودمو نمیبخشم😭😭
حامی:بیا هستی هست
جانا:ولش کن
حامی:جانا رفیقته پیاماشو بخون عه
جانا:دیگه نمیخوام باهاش باشم
حامی:شما از کی تا حالا اینقدر بد اخلاق شدی
جانا:حامی نمیدونم دارم چیکار میکنم خودت جواب بده🥺
حامی:باشه برو کنار بچه ها
"حامی از زبانه جانا به هستی پیام داد"
حامی:سلام عزیزم اشکال نداره میدونم درکت میکنم پسرا با حرفاشون قلبتو میبرن اما با کاراشون همون قلبو با یعالم غم بتت پس میدن🫂
هستی:واقعا تو خیلی آدم با درک و شعوری هستی عاشقتم میدونم کارم اشتباه بوده ولی میای بازم دوست باشیم؟😭
حامی از زبان جانا:قطعا چرا که نه دوست ولی؟
هستی:نمیدونم بخدا😭
حامی از زبان جانا:دحتر خانوم میای باهم آجی بشیم؟🥺
هستی:آره چرا که نهههه🥺😭