"نور ماه"
☆پارت ۴۷☆
حامی:مرسی داداشا خسته نباشین
امین و رهام:ممنونم سلامت باشین
امین:بریم خونه ی من
حامی:نه برین بخوابید خسته شدین
امین:نه هنوز ساعت ۱۲ هست خواب کجا هست
حامی:نمیدونم بچه ها؟
جانا نمیدونم بخدا
دخترا و پسرا:ممنونم نمیدونم بخدا
امین:بیاین دیگه
حامی:بچه ها بریم؟
بچه ها:آره
حامی:باشه میایم
امین و رهام:بیاین خوشحال میشیم
حامی:ممنونم
امین:زود بیاین
حامی:باشه داداشا خداسس
همه:خداسس
رهام و امین:خداسس
حامی:بچه ها خوش گذشت؟
همه:آرهههههه
حامی:بریم خونه بعدش بریم یا الان بریم؟
جانا:حامی کی میایم خونه؟
حامی:نمیدونم صبح ساعت ۴ ۶
جانا:شش دیره چهار بیایم
همه:اره
حامی:باش
حامی:بریم خونه یا الان بریم؟
همه:بریم خونه نوان
حامی:باش
حامی:دینگ دینگ دینگ دینگ
امین و رهام:بیاین تو
حامی: سلام ممنونم داداش زحمت کشیدین
همه:سلام ممنونیم
امین و رهام:سلام خوش اومدین
𝑴𝒚 𝒈𝒂𝒎𝒃𝒍𝒆🥀
ناشناس با شما تروخدا کویر نکنین🥺🫂راستی یه خسته نباشید بهم نمیگید؟🥺
خسته نباشید همسایهه🥺🧸✨
اوخ دایی حمییددددد 🤗
✨🤍
نگار :🤍🫂
فاطیما: آره فداش شم هرچی ازش بگم کم گفتم 🥺✨🤍
رایا : ✨🤍
هستی:❤️
بیاین ناشناس بگین چطور بود پارت ها
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_1nwbok8&btn=رمان.نور.ماه.✨️🤍