eitaa logo
رمان
5هزار دنبال‌کننده
136 عکس
7 ویدیو
67 فایل
بسم الله الرحمن الرحیم •باهم رمان میخونیم؛ •حرف دل میزنیم؛ •زیبایی میبینیم؛ در نهایت قراره اینجا،همونجایی باشه که با حال خوب ازش بیرون میآیید💚🌿 حرفی،سخنی،درخواستی،مالک؛ @hastiii565 زاپاس @romanpdf2
مشاهده در ایتا
دانلود
442_54189204735276.pdf
حجم: 4.7M
رمان: ژانـر : خلاصه رمان : پدر لیلا یک نارنجی‌پوش است. رفتگری زحمت‌کش که سال‌های سال است با شغل خود زندگی می‌کند؛ اما لیلا با شغل پدرش رابـ ـطه‌ی چندان خوبی ندارد و همین علت بسیاری از مشکلات زندگی‌شان شده است.
عادت به خواندن کتاب، در واقع ساختن پناهگاهی برای خود در برابر تمام بدبختی‌های زندگیست!
962_54189205775065.pdf
حجم: 7.4M
رمان: ژانر : خلاصه رمان: چرخ گردونِ روزگار ساحل مدت‌هاست بر خط هموارِ غم و خوشی‌ها می‌چرخد اما… این میان انگار یک انفجار مهیب، یک اجبار و یک سوگ، زندگی تک تک حاضرین و غایبین را به لرزه می‌اندازد. بلوایی به پا می‌شود، قهقهه‌ای هولناک به گوش می‌رسد، دردی در قلبی می‌پیچد و خونابه‌ی چرکین فساد به راه می‌افتد! و در نهایت کشت و کشتارها، تنها عشق است که جاودان می‌ماند!
همیشه باید مراقب کتابها و محتوای درون آنها باشید! چون کلمات قدرت تغییر دادن ما را دارند.
998_54189201832585.pdf
حجم: 7.7M
نام رمان: نویسنده: ویراستار : ی شروع :۹ فروردین 1399 پایان:26 خرداد سال 1400 ژانر: ،
927_54189205701573.pdf
حجم: 1.7M
رمان: نویسنده: ژانر: خلاصه رمان: هانا یه دختر شر و شیطون، نترس، ماجراجو و دیوونه، نه از اون دیوونه های معمولیا، خیلی خیلی دیوونه! با دوستش روشنک می خوان که برن آمازون، آرزوشونه، و اینم یکی از همون دیوونگیاست... برنامه یه سفر برزیل رو می چینن که به بهونه اش برن آمازون، اما شانس همیشه با هانا یار نیست و روشنک نمی تونه باهاش بره، اما هستیار نامزد روشنک، یه همسفر اجباری جور می کنه، همسفر ی که اهل سینما و هنره و از قضا، چند وقت یه وضع کار و بارش خوب نیست... همسفر اجباری هاناهم دیوونست، ولی جنس دیوونگی هاش فرق داره... یه دیوونه ترسو !
944_54189203293666.pdf
حجم: 3.2M
رمان: ژانر: خلاصه رمان: جلد دوم رمان عشق آمازونی، در ادامه ماجراهای طنز یزدان و هانا است و اما با حضور شخصیت های جدید که هر کدوم یه طنزی رو رقم می زنن. دلارام عشق یزدان و هانا که عجیب با یزدان سر لج افتاده… دریا دختری دیوونه تر از هانا، که دوست داره زود شوهر کنه و نیمه گمشده اش رو پیدا کنه، ولی از بخت بد روزگار، هر بار یه ضد حال می خوره!
شاید نویسنده آغازگر کتاب باشد! اما کسی که آن را به پایان می‌رساند خواننده است!
هر موقع خواستی بزرگ بشی ، اول تکه تکه میشی.
من دریافته‌ام کتاب‌ها چنان قدرتی دارند که می‌توانند زمان را متوقف کنند، آن را به عقب بکشند و حتی به سوی آینده ببرند