eitaa logo
رمان
5.2هزار دنبال‌کننده
136 عکس
7 ویدیو
67 فایل
بسم الله الرحمن الرحیم •باهم رمان میخونیم؛ •حرف دل میزنیم؛ •زیبایی میبینیم؛ در نهایت قراره اینجا،همونجایی باشه که با حال خوب ازش بیرون میآیید💚🌿 حرفی،سخنی،درخواستی،مالک؛ @hastiii565 زاپاس @romanpdf2
مشاهده در ایتا
دانلود
چه همدیگر را می‌دیدند، چه نمی دیدند، همان دوستانی بودند که بودند:)
قهوه ی آشنایی.pdf
حجم: 3M
رمان: ژانر: خلاصه رمان:با صدا هایی که میشنیدم سرم رو از رو بالشت بلند کردم لعنتی مثل اینکه باز هم اخر هفته خوبی ندارم اخه چرااا پاشدم رفتم بیرون از اتاق تا برم صورتمو بشورم دیدم بللللله باز هم ننه بابای من باهم دعوا دارن داداشمم هی نگاشون میکرد و ناخوناشو میجوییدکی میخان تموم کنن نمیدونم بعد ۱۹ سال هم دست بردار نبودن رفتم تو دستشویی و دست صورتمو شستم اومدم بیرون برا خودم چایی ریختم ب بحثشون نگاه کردم
فقط خودم میدونم از کجا به کجا رسیدم
‌‌‌ ‌‌ صبور باش! داری به کسی تبدیل میشی که هیچ وقت نبودی...
من دختر افسانه ایم.pdf
حجم: 2.8M
رمان: ژانر: خلاصه رمان: داستان اینبار ما راجب یه دختریه که با استفاده از نیروی فوق العاده ماوراییش، می تونه تمام موجودات خطرناکی که توی سیاره زمین هستند رو از بین ببره!داستان متفاوتیه مثل داستان میشا دختر خوناشام (۲ جلد ) اگه نخونید ازدستتون در رفته!
تاوان ندادی که میگی قشنگه....
کـــجا باختم، کـــجا باختم، کـــجا باختم..! ‌ اهان! اونجایی که صداقت داشتم، با آدمهایی که سیاست داشتند؛