نــمـک خـوردنـد، نــمـکـدان را ربـــودنـد...
چـه صـحـبــت هـــا کــه پـشـت مـــا سـرودنـد...:)
بـبـیـن مـــا را چــه آسـوده نـشـسـتـیـم...
آنــــــهـا بـیـقـرارنـد چــــــون حــســودنــد...!
مــن؟
از دور بـسـیـار خـشـک و جـدی،
از نـزدیـک صـمـیـمـی و شـوخ..!
و از خـیـلـی نـزدیـک بـسـیـار غـمـگـیـنـم:)
من دزدنیستم.pdf
حجم:
1.1M
رمان: #من_دزد_نیستم
ژانر: #اجتماعی #هیجانی
خلاصه رمان: داستان از نقطه ای شروع می شود که نسترن آگاه میشه که رئیسش داره بازنشست می شه و برای انتخاب جایگزینش قراری گذاشته ، نه عهد ازدواجه نه همخونه شدن با یه پسر ، یه شرط ساده اونم اینه که ...
زندگی سخته ولی فدای سرم عوضش،
کمرم باریکه موهام بلنده تازه خوشکلم هستم،
چشامم از کل زندگی خیلیا قشنگ تره.
🦦🎀😂
تنهام نزار.pdf
حجم:
3.2M
رمان:#تنهام_نزار
ژانر: #عاشقانه #کلکلی
خلاصه رمان: ساغر تک دختر خانواده ایه که همراه داییش در کنار هم زندگی میکنن، یکی از دوست های دایی ساغر به اسم عماد که دانشجوی سال آخر پزشکی و شهرستانی هم هست به دلیل پیدا نکردن خوابگاه مجبور میشه طبقه بالایی خونه همراه دایی ساغر یه مدتی زندگی کنه تا جایی رو برای اسکان پیدا کنه، ساغر پشت کنکور تجربیه و یکی از آرزوهاش اینکه پزشک بشه، اومدن عماد به زندگی ساغر...