«هیچ چیز قویتر از صبر و زمان نیست و همه چیز برای کسی که میداند چگونه صبر کند به موقع اتفاق میافتد.»
از آدمایی که فکر میکنن علامه ی دهرن و هیچ کس هیچی نمیفهمه و فقط اونا میفهمن درحالی که اندازه ی گاو نمیفهمن، حالم بهم میخوره.
cheshman-sard.pdf
حجم:
2.6M
رمان: #چشمان_سرد
ژانر: #عاشقانه #پلیسی
خلاصه رمان: یک دختر تنها!بی کس!پیله تنهاییش راخودش تنیده!پیله اش سنگیست!اماسنگ هم فروخواهدریخت کافیست که جویباری عاشقانه نرم ولطیف ازکنارش گذرکند!کجاست این جویبار؟
اومینوازدهمچون اسمش طنین مینوازدتادرگیرودار دنیا ازناملایماتش بگریزد!
اوراخسته کرده اند.لبخندراازاوگرفته برایش غم به ارمغان آورده اند>کجایی جویباربایدتن اوراغسل دهی.خسته درپی انتهای زندگیش راه میرود!چندیست که کشتی شکسته قلبش پهلونگرفته وتنهادردریای خروشان سرگردان است!
طنین اش رامییشنوی؟نوای دردمینوازد!
یکی از عجیبترین حسها اونجاییه که پیش خودت فکر میکنی چقدر دلم واسه این لحظه تنگ میشه، در حالی که هنوز تموم نشده!
براش کتاب بگیر و صفحه اولش بنویس :
اولین بار که دیدمت،
از نگاهت نور چکه میکرد،
و زندگی و درخشش توی قهوه چشم هایت شناور بود،
و من یقین یافتم که "تو" گونه انسانی ماه هستی.