قسمت 3⃣3⃣
..جواب بده , حرف نزن
.جانم خاله , خیلی ممنون , جان ؟ , نه ن..... , باشه باشه , الو,ال..
....📱📱📱📱
..ععع مامانمه
.حیف که پشت فرمونم وگرنه... خودم میکشمت🤬🤬🤬
..الو سلام مامان، کجام؟ با فاطمه دارم میرم تا ی جایی منو پیاده کنه،چی؟ نه نه خیالت راحت باشه . آخه من برای چی باید فاطمه رو اذیت کنم مامانم؟
.زندایی جان دروغ میگه
..اِاِاِاِ😳😳😳😮
.زندایی هر حرف احتمالی راجع به من داخل خونه(وقتی اومد به خونه)زد از ی گوش بشنو از اون یکی در کن
..اَاَلو الو مام..مامان.. صدات نمیاد..................
.مگه مریضی؟ برای چی قطع میکنی؟
..بخاطر گند شماااااا
.ریحانه یک کلمه ی دیگه حرف بزنی از ماشین پرتت میکنم بیرون
..باشه باشه، غلط کردم🤭🤭🤭🤭
...📱📱📱
.جانم , سلام دایی جان , جان؟ ,بلهههه, الو ,الللو, ال , دایی از کجا فهمیده ؟
..اینها گذاشتم تو گروه خونوادگی
.تو روهت , ریحانه ,میای خونه ی ما همه چی رو درست می کنی ,
..باشه , بریم
✳️✳️✳️✳️✳️✳️✳️✳️✳️✳️✳️✳️✳️✳️✳️✳️✳️✳️✳️علی✳️
.📱📱📱📱
🖱وایییی , از صبح تا حالا دیونم کردن , این قطع نکرده , اون زنگ می زنه , دیونه می کنن آدمو , به ,فقط بابا کم بود ،
.کجایی تو ؟
..اومدم بریم ؟
.بریم
..چقدر همه زنگ می زنن ؟
.به تو هم ؟
..اره , مگه به تو هم زنگ می زنن؟
.اره , وایسا باباست جواب بدم , سلام بابا جان , خوبم ممنون , بله؟ تبریک واسه چی
..بزار بلندگو
...پسرم مگه خبر نداری ؟
.از چی ؟
...یعنی تو خبر نداری؟
.نه بابا , من اصلا نمی فهمم چی می گید؟
...محمد پیشته؟
.اره بابا , چطور ؟
...گوشی رو بده بهش
..سلام علیکم
...سلام پسرم , گوشی رو از بلند گو بردار
..چشم , بفرمایید ؟ , بلللله؟ شوخی می کنید ؟, نهههه , نه اصلا ... , من چی بگم بهش ؟ , اخه یعنی چی ؟ , خیلی خب باشه چشم , ببینم چی می شه , خداحافظ , علی اولین پارک می زنی بغل
.چی شده شما؟ محمد داری میترسونیما
..بترس تا من دارم زنگ می زنم
.به کی ؟
..فاطمه
.وایسا وایسا, یه خبری هست , چی شده؟
..سلام فاطمه
...سلام
..یه چیزی شنیدم درسته ؟
...ریحانه خدا ازت نگذره , وای
....سلام آقا محمد
..سلام علیکم
....چیزی که شنیدید کاملا درسته
...ریحااااانه
..شوخی می کنید , مگه می شه آخه ؟
....کی بهتون خبر دادن ؟
..آقا کیان , اصلا من نمی فهمم الان چی شده, من چی بگم بهش ؟
....بعد از اینهمه رفاقت , شما قراره یکی از بهترین خبرای عمرش رو بهش بدید
..خیلی خب , من اصلا تو کمام , خیلی خب ببخشید خدانگهدار
...محمد بگ....
.محمد چی شده؟ یواش یواش داری نگرانم می کنی
..نگران نباش , رسیدیم همین جا وایسا
.باشه
____-____
.امیر علی , می دونی من آدم فوق العاد رکیم , پس مستقیم میرم سر اصل مطلب
..خب منم الان منتظرم
.امیر علی , فاطمه بله رو گفته
..هااان؟ چی چی ؟
.نه تو رو بخدا سنگ کوب نکن
..نفس عمیق , وای خدا , یه بار دیگه بگو
.بله رو گفت
..دوربین مخفیه , خیلی مسخرس
.حاج آقا منم , محمد , دوربین مخفی چیه؟
..یکی بزن تو صورت من , اوی چته
.بیداری گلم , البته از این به بعد ..
..وایسا وایسا , نه اصلا امکان نداره من کلا
...📱📱📱
..بفرمایید
...امر علی من تو رو می کشم
..عماد ؟
...📱📱📱
..سلام
...بهت تبریک می گم ایشالاه باهم خوش بخت بشید
..جان؟
...📱📱📱📱
..مرضیه بخدا تو یکی نه
...داداش , خیلی خوش حالم , امید وارم صد سال باهم به خوبی خوشی زندگی کنید
....مرضییییه , چی می گی تو , اییییی خداااااا
...ععع من رفتم این دختر غش کرد , خداحافظ
.. , نه , یه لحظه وایسا , الو الو ال
.😆😆انصافا خیلی بد بهت خبر دادن , من بودم اینجا می مردم
..واسه اولین بار تو زندگیم , نمی دونم چی باید بگم , یا چیکار باید بکنم
.خب عادی , تو .... از الان , دیگه فقط واسه خودت نیستی
..این دختر غش کرد , اصلا ... معلومه این بله نگفته
.اگه خورشید از غرب طلوع کرد فاطمه ی ما هم غش می کنه
..من اصلا نمی دونم چی باید بگم
.خوب می شی , پاشو پاشو باید بریم
..تو برون , من , فعلا توکمام
.درست می شه , در میای
.. بریم
قسمت4️⃣3️⃣
⏭⏭⏭(فوروارد)
〽️〽️〽️〽️〽️〽️〽️〽️〽️〽️〽️〽️〽️〽️〽️〽️〽️فاطمه〽️
. فاطمه , فاطمه؟ , هوی
..😳هان؟
.کجایی؟
..من ؟ همین جا
.اره معلومه
..داشتم فکر می کردم
.به ؟؟؟
..هیچی ولش کن , چی چی می گی مرضیه ؟ , خفه نشی , تازه رفته بودم تو حس , ععع , جاهای خوشگلش بود , بد 😡, دوست ندارم
.پاشو پاشو کار هات رو بکن باید بریم بیرون
..کجا ؟
.یعنی تو نمی دونی ؟
..نه خب
.من به علی گفتم بهت بگه
..امیر علی چیزی به من نگفت
.دوباره این پسر یادش رفت , خدا .... , الان بگو من چی بگم ؟
...هیچی , چی می خوای بگی ؟
..😂😂😂😂
.ععع , تو کی اومدی ؟, اصلا کار قشنگی نیست , اینکه بی اجازه بیای اینجا , خب یه وقت .... چمی دونم مثلا .... روسری سرمون نبود ععع
...اولا , خونه مال ما , دوما , الان روسری می خوای چیکار ؟
..راست می گه , خواهرشی
.خب من خواهرشم , تو ..... تو ..
..من ؟ , هان؟ 🤨😝😁
.آقا اصلا هیچی اهههه من رفتم , شماهم نمی آید هاااا , نمی بینمتون اون طرفا , ایششش
..یعنی من با این خواهر شوهر کیف می کنم
...بالاخر زن داداش شما بهتر از این نمی شه
..خواهر توعه , نزدیک تره
...چه ربطی داره ؟
..ععع؟ ربط نداره , باشه
...ربط نداره , اصلا ربطی نداره
..علی ؟
...جان؟
..یه چیزی بخوام قول می دی نه نیاری ؟؟؟؟
...تا چی باشه
..قول بده قبول کنی تا بگم
... هر چی به جز , عملیات از این جور چیزا باشه قول , قبوله
..نه دیگه , شرط نذار
...هان؟ , که تو بگی من برم معموریت , اره ؟
..بذار دیگه
...نچ
..امیر علی , عععع
...No
..اوت
...آهان , هایر
..لطفا
...هایر
..امیر
...ها , یر , NO, دیگه؟؟؟؟؟ , آهان , لا ..می رسیم به هم , علی آقا
...اوهوم
..واسه من , ترکی حرف می زنه , عجبا , اونوقت من عربی اش رو کجا دلم بذارم , اهههه
...خوبع , حداقل زبون هم رو می فهمیم
..اون سال هم واسه گزینش , تو فقط به خاطره انگلیسی خوبت قبول شدی نامرد
...بالاخره ما مثل شما نمره انگلیسیمون , 😂😂😂 , هیچی ولش کن
..بله , دیگ به دیگ می گه روت سیاه
...خب خب , پاشو کار داریم , پاشو
..بریم
قسمت5⃣3⃣
▪️فردا صبح▪️
.جناب سرگرد پرونده خدمتتون
..ممنون
🖱پرونده رو باز کردم , دنبال سابقه های کاری سام فلاحی می گشتم , برگه ها رو ورق می زدم که یهو یه برگ افتاد زمین , صندلی رو عقب بردم و برش داشتم, یک فیش پرداخت منگنه شده به یک کاغذ باطله , فیش رو کندم , صد و هفتاد و سه میلیون تومان , جالب این بود که کارتخوان ماله سوپرمارکته سه کوچه بالا تر بود , پشتش نوشته بود ( جهت تسویه حساب ) , خوب که دقت کردم یه سری خطوط ناواضح روی برگه بود , با نور مأورای بنفش روی برگه نقش بستن , ( سانا, پول رو ریخت به حساب شاکیه, برادرت آزاد شد , اون پسر هم می فرستم اون دنیا ), سانا؟؟ , این .. این اسم واقعیه سولماز ناصیه , وای😮چرا ؟؟ چرا من نفهمیدم ؟؟ سانا فلاحی , وای
____-____
.جناب سرهنگ می تونم بیام
..بفرمایید
.جناب سرهنگ , یه چیزه خیلی ساده رو فراموش کردیم , سولماز ناصحی , در واقع سانا فلاحی , خواهر سام فلاحیه و اینکه بر اساس این فیش , احتمالا یه قتل رو در پیش داریم
..خب , ربطه این فیش چیه ؟
.سام فلاحی زندانه , اونم به علته چک برگشتی , صد و هفتاد میلیون , اون سه ملیون هم رد گم کنیه , روش نوشته پول پرداخت شد یعنی اینک....
...جناب سرگرد این هم لیستی که خواستید
.ممنون , جناب سرهنگ اجازه هست از تابلو استفاده کنم ؟
..بفرمایید
.خیلی خب , تاریخ ۸/۵ این فیش صادر شده , و دقیقا سه روز بعد , صبح سام فلاحی آزاد می شه , به چندین دلیل , سولماز نباید بدونه برادرش آزاده ,که اون هم دیروز یعنی یک روز قبل از آزادی با خبر می شه , دلیلش هم فیلم اتاق باز جویی , یعنی امروز صبح سام ازاد شده , پس یعنی این کاغذ توسط یه نفر رسیده دست سولماز , از اون طرف , جالب اینه که اون کارتخوان به نام فرهاد سهرابی , یه آدم قدر قدرته که از قرار معلوم صاحب یکی از فروشگاه های زنجیره ایی خارج از کشوره , و تنها ملکی هم که تو ایران داره همین سوپر مارکته , که این سوپر مارکت همون سوپریه , که محمود صرافی , ازش اسلحه ایی که قاتل رها بوده رو گرفته , البته به گفته ی خودش , که ما نتونستیم چیزی پیدا کنیم , البته این مربوط به یکی از پرونده های ۶ ماه پیشه , و جالب تر اینکه با یه سوال بسیار راحت , از فروشنده , متوجه شدیم که دیروز صاحبش , فروشنده رو با دادن ۱۱ میلیون اخراج کرده و اون مغازه رو هم بهش واگذار کرده و سوار یه ماشین حسابی شده و یا علی مدد , دیشب هم پرواز داشته , به کویت و از اونجا هم مستقیما , کجا ؟؟ ایالت جنوبی آمریکا
..خب ؟
.همین دیگه
..الان شما خوردید به بن بست , من بن بست نمی خوام
.خب .... با اجازتون من می رم پیش سولماز , ببینم چی می دونه
..چیزی فهمیدید اطلاع بدید
.چشم
🚪🚪🚪🚪
🖱همشون همینطورین , ایششش , سه ساعت حرف بزن , خب .. حالا که چی ؟ , یعنی بخدا اینا..., زهره مار, مأفوقته , همینه که هست , می خوای چیکار کنه ؟ , واسه تشویق داری این کارا رو می کنی ؟ واقعا که , تو فقط واسه خدا و مردمت داری این کار رو می کنی , خانم سرگرد 😡
🔪🖤@ROMANPLISI🖤🔪