eitaa logo
دانلود
-
روشن کردن کولر باعث میشه یاد دورانی بیوفتم که خیلی همه چیز خوب و هیجان انگیز می‌گذشت.
منو ماکی🎀
-
رود
چهار سالی میشه که از پیشمون رفتی، ولی هنوزم تو قلب من زنده ای، هنوزم کنارمی و هرشب باهات حرف میزنم، هنوزم تیشرتِ طوسی تو بغل میکنم ولی دیگه عطر تنِ ت خیلی وقته از روش رفته، تیشرتتو بغل میکنم و حس میکنم کنارمی و هنوزم منو اونقدر محکم بغل می‌کنی که بگم بس کن آقاجون نفسم بند اومد:)) هنوزم به چشمای معرکه ت فکر میکنم، چقدر زیبا بودن؛همه ی رنگها توش به کار رفته بودن و از دور طوسی دیده میشدن، هنوزم به ویسات که با سوز آواز میخوندی گوش میکنم، هنوزم به آخرین آغوشمون فکر میکنم،به اون لحظه ای که میدونستم دیگه برنمیگردی،به اون لحظه ای که میدونستی دیگه هرگز منو نمی‌بینی و از شدت ناراحتی بغض ت شکست و گریه کردی، هنوزم به قد و بالات فکر میکنم، به کوهنوردی های دو نفره مون، به اذیت کردنای من و حرص خوردنای تو، به اون روزی که لباسِ تیم مو بهت نشون دادم و گفتی شماره ی تو ام ۲۱ بوده،و برام آرزو کردی که موفق بشم، به اون خونه ای که بعد تو دیگه هیچ صفایی نداره، به اون دعواهای سره سفره چون جفتمون عاشق ته دیگ بودیم، به وقتایی که زنگ می‌زدی میگفتی به خاطر تو کرفس خریدم بیا مامانی خورشت درست کرده، به اون باری که قول دادم برات کباب شامی درست کنم ولی نشد، به اون پاهای لاغرت که شبِ آخر بهشون کرم زدم و فرداش روشون پارچه ی سفید کشیده بودن. به تو به اینکه هیچکسو دیگه به اندازه تو دوست نخواهم داشت، به اینکه چقدر جات اینجا خالیه،ولی با وجود اینکه زجر میکشم خوبه که رفتی و این دوران کزایی رو ندیدی که حرص بخوری. بهت خیلی فکر میکنم و میدونم رفتی یه جای دور و یه روز برمی‌گردی. راستی رفتم دریا، تا جایی که تونستم راه رفتم ولی پیدات نکردم،پس کجا رفتی که اینقدر طول کشید و هنوز برنگشتی مرد؟