هدایت شده از روح!
شاید وودکای داخل یخچال من رو اروم تر میکرد.
یا کمی ماری.
موسیقی ملایم؟ یک سفر چند روزه؟ خوردن غذای مورد علاقم؟
یا انواع و اقسام قرص های ارام بخش ..
ولی نه.
هیچ چیزی نمیتونست به اندازه خواب من رو اروم کنه.
چند روزی،چند هفته ای خواب ..
هدایت شده از روح!
مسخره تر از زندگی چیه؟
دقیقا مایی که داریم به هر نحوی وسط این زندگی جون میدیم🤝
هدایت شده از روح!
فرار کنیم به کجا بریم؟
با کی بریم؟
چرا بریم؟
کی تهش جز خودت میمونه برات؟
که اکثر مواقع همونم نیست،حتی سایت.
هدایت شده از روح!
کاش بتونم پیدات کنم رو کوچولوی من.
خیلی وقته تو من گم شدی،حل شدی و منو تنها گذاشتی با خودم.
فکر هایی که با گذشتن زمان صد چندان میشه مثل کتابای نیمه تمومِ تو کتابخونه.
دلم مرد از بس چشم انتظارت موندم که بیای و منو از این چار دیواری ِاتاق،شهر،دنیا نجاتم بدی.
ولی خب این روزای سردو خشک تهش بهارِ . .
هدایت شده از روح!
و طلسمی سیاه که یادگاری او تا اخرعمر کوتاه اش دنباله رو پری بود.
هدایت شده از روح!
سریالی با طعم قهوه قجری.
نامیالمات اجتماعی ، بی توجهی خانواده ها بهم و مغز های کور.
دنبال حقیقت یا بهشت ابدی .
'سارق روح'
هدایت شده از روح!
من واقعا حسودم نسبت به یه یسری افراد و حس میکنم حق مالکیت دارم. با اینکه این اصلا درست نیست.
ولی من واقعا حسودی میکنم.
*تازه دارم درکش میکنم.
هدایت شده از روح!
روز و شب دنبالِ بوی عطری که میداد.
گشتن پلی لیستت برای پیدا کردن اهنگ مورد علاقش.
گم کردن خودت لا به لای مسیجایی که ذوق بچگونت رو زنده کرده.
خریدن اون لباسی که رنگشو دوست داشت.
خوندن کتاب مورد علاقش.
+ما بهش میگیم خود کشی تدریجی شمارو نمیدونم.