هدایت شده از توابین | سید مصطفی موسوی
غبطه میخورم به کسایی که شاهنامه بلدن، حافظ و سعدی حفظن..
[ لاجَرم ]
غبطه میخورم به کسایی که شاهنامه بلدن، حافظ و سعدی حفظن..
قرار بود یک شهریور این ننگ ِناتمومی،اُف و حسرت رو شکست و دوباره بوستان رو ادامه بدم؛فعلا که دست،دستِ تاسف خوردن و ننگ پذیریه.
هر بار که عروسی میرم بیشتر متوجه میشم مراسم عروسی رو دوست ندارم.
تنها زیباییش خوشحالی بقیهست.
[ لاجَرم ]
فکر میکنم یه رکورد محسوب میشه در طول زندگیم، علی برکت الله. [ اینجا بمونه،جهت از یاد نرفتن ]
ده ساعت گریه ارزششو داشت؟