و چه معامله ی قشنگی ست میان ما؛
تو به خاطر من تلاش میکنی،
من به خاطر تو صبر...🫂🫀
دختره میگفت؛
من میدونم اون بیرون هزار نفر وجود دارن که می تونن با من درست رفتار کنن،ولی من میخواستم اون آدم تو باشی،
نه چون تو بهتر بودی؛
چون دلم تو رو انتخاب کرده بود...:)
ولی وقتی آخر شب با تموم خستگی هایی که داری برام وقت میزاریو بهم توجه میکنی،
دلم برات میره ناناس پسر🥺💖
امشب رو با تمام خستگی هاش می سپاریم به خدا...
شاید فردا
همون روزی باشه
که مدت هاست
منتظرشیم✨🤍