تو سریال شهرزاد یه دیالوگی بود که خیلی جذاب بود به نظرم!
بابای شهرزاد بهش گفت:من چهارتا پیرهن بیشتر از تو پاره کردم.
شهرزاد بهش گفت:پیرهنای شما اندازه خودتون بودن:اجازه بدین منم پیرهنای خودمو پاره کنم:)
به من گفت؛دختر،این طور به من نگاه نکن! این چشم های تو بالاخره مرا وادار به یک خبطه بزرگی در زندگی خواهد کرد.
گفتم:این خبطه شما آرزوی من است:)
هیچوقت اهل نفرین نبودم
ولی امیدوارم باعث و بانی اینکه
من حتی وقتی دارم میخندم حالم خوب نیست
هیچوقت حالش خوب نباشه:)🥲
واقعا فکر میکنی وقتی خدا تورو با همچین قلبی آفریده
آدمی رو نیافریده که بتونه با همون زیبایی دوست داشته باشه:)🫂🤍
وقتی یکیو دوست دارم انقدر گاردمو میارم پایین که فکر میکنه اعتماد به نفس ندارم،
عزیزم من یه از خود راضی روانی ام که فقط با تو خوبم🎀😂
دارم میرسم به اون حرف شهرزاد که میگفت:اگه من به هر دری زدم و اونی نشد که میخواستم بشه؛لابد قسمت خرافه نیست،هست واقعا:)🥲