سرباز روح الله رضوی
۱۸ و ۱۹ دی رو بخوام توی دو تا کلمه خلاصه کنم میگم "خشونت" و "دینستیزی". ملت ایران ذاتا نه خشن هستند
این دقیقا نقطه مقابل انقلاب ۵۷ بود؛ یه انقلاب خشونتپرهیز و دینگرا. برای همینها مردمی شد و فراگیر.
اسناد جدید پرونده اپستین داره میاد بیرون با محوریت جنایات جنسی ترامپ علیه دختربچههای زیر ۱۵ سال.
اینکه چرا توی این لحظه داره این ابعاد سیاه پرونده ترامپ منتشر میشه خودش یه بحثه اما خدایا شکرت که جلوی این کثافت محض تاریخ وایستادیم.
فکرشو بکنید که جماعت وطنفروش از این کثافت محض و متجاوز به عنف به دختربچهها - که بعضیاشون طبق اسناد پرونده سر به نیست شدند - دارند طلب میکنند به ایران حمله نظامی بکنه. واقعا کور باید بود و این صفکشی حق و باطل رو ندید.
رهبر جبههی ما سید علی حسینی خامنهای پاک و مقدس؛ یه تیکه نور.
رهبر جبهه اونها دونالد جان ترامپ متجاوز به دختر بچهها و هول و زنباره؛ یه تیکه کثافت.
هدایت شده از اسکرین شات
🔴 هم اکنون؛ برنامه به وقت ایران
▪️هر شب ساعت ۲۰ میتونید برنامه #به_وقت_ایران رو از شبکه خبر مشاهده کنید
📞 همچنین نکات و نظراتتون در مورد برنامه به وقت ایران رو میتونید از طریق تماس تلفنی با شماره ۱۶۲ مطرح کنید
🔰 لینک مشاهده برنامه در تلوبیون 👉
پهلویچیا توی توهمیترین دروغای شاخدارشون میگن ایران از جنازهها سوسیس درست کرده؛ اپستین اما توی پروندهش مستند خورده شدن جنازهی بچهی نوزاد داره!
یعنی دارکترین توهمات دنیا هم جلوی ابعاد پرونده اپستین قفله که الان این جماعت پهلویچی از ترامپ رفیق فابریکش آویزون شدند.
پاسخ من و شما به این همه قرآنسوزی و مسجدسوزی چی باید باشه؟
قرآن خوندن بیشتر و مسجد رفتن بیشتر!
سرباز روح الله رضوی
پاسخ من و شما به این همه قرآنسوزی و مسجدسوزی چی باید باشه؟ قرآن خوندن بیشتر و مسجد رفتن بیشتر!
کامنت وارده:
سلام روز بخیر عید شما مبارک
یه پیغام دارم برای آقای رضوی
منتها توی کانال خودشون امکان ارسال پیام نداشتم
ایشون فرمودند پاسخ ما به قرآن و مسجد سوزی خواندن قرآن و حضور بیشتر در مسجد باید باشه انشالله
خواستم بگم ما خانمها علاوه بر اون دو مورد یه وظیفه دیگه هم داریم حضور پررنگتر در بازارها بخاطر اینهمه بازارسوزی هایی که انجام شد
😊😊😊😊😊😊
طُرفه آنکه جماعتی باور ما به منجی عالم بشریت را به سُخره میگیرند که خویشتن شب و روز کودککش و کودکآزار عالم را منجی میانگارند و در فراق بمبهای آمریکایی و موشکهای صهیونیستی العجل العجل سر میدهند.
ارزیابی آزادی توی کشوری باید کنار ارزیابی میزان امنیتی بودن اون کشور انجام بشه. یه رابطه الاکلنگی بین آزادی و امنیت هست. مثلا آمریکا آزادیهای مردم آمریکا قبل و بعد ۱۱ سپتامبر قابل مقایسه نیست. وقتی سیستم حاکمی زیر ضربه امنیتی پیدا و پنهان میره، اثرش بشکل طبیعی و مستقیم روی آزادی مردم میافته.
واسه همین رابطهاست که من معتقدم کمتر کشوری توی دنیا هست که با چنین سطحی از تهاجمات امنیتی پیدا و پنهان مثل ایران روبرو شده باشه و این سطح از آزادی رو هم به مردمش بده.
دقت کنید که چی گفتم. یعنی هر کشوری توی دنیا اگه با ده درصد تهاجمات امنیتی که ایران باهاش روبرو هست روبرو بشه، صدبرابر محدودیتها رو برای شهرونداش زیادتر میکنه.
آمار شبکههای تلوزیونی با قصد براندازی جمهوری اسلامی رو ببینید؛ آمار سرویسهای جاسوسی با قصد تجزیه و براندازی جمهوری اسلامی رو بسنجید؛ آمار هجمات مستمر سایبری علیه زیرساختهای آی تی رو بررسی کنید؛ آمار گروهکهای تجزیهطلب و پشتیبانی ازشون رو در بیارید و ... بعد همه اینا بگید که خب ما که دنبال اغتشاش نبودیم چرا مجوز اعتراض بهمون داده نمیشه!
من از خدامه توی ایران هر کسی هر اعتراضی - ولو به چیزاییکه خیلیا مقدس میدونند - داره بتونه آزادانه انجام بده اما خانم؛ آقا! اگه دنبال آزادی توی داخل کشورم هستی باید بزنیم دهن اسرائیل رو صاف کنیم.
یکی پیام داده بود که شما فقط به فکر مسجد و قرآن هستید و توجهی به مادرایی که توی فراق عزیزانشون ضجه میزنند ندارید.
خیر؛ ما اتفاقا خیلی خیلی بیشتر از شما به فکر همه خونهای ریخته شده هستیم؛ به فکر خونخواهی از خونریز عالم که خون جوانان بیگناه ایرانی هم از چنگ آنها میریزد.
خونخواهیای که هفتم اکتبر را خاطره کند. بحولالله انشاءالله.
ترامپ امشب خودش گفت آقا این اوضاع آشفته توی ایران [دو شب جنگ تروریستی و کشته شدن ۳۱۱۷ نفر] بخاطر ما اتفاق افتاد اون وقت طرف میگه نه ما اعتراض داشتیم رژیم زر ما رو کشت.
🔺منطقهِ نگران و ترامپ مردّد!
در بحبوحه تنش فزاینده میان آمریکا و ایران، آنچه این بار بیش از گذشته خودنمایی میکند، وجود نگرانی عمده در سطح منطقه نسبت به وقوع یک جنگ گسترده و تبعات آن است.
علت این نگرانی آن است که هدف جنگ بعدی، برخلاف گذشته، دیگر تضعیف توانمندیهای نظامی و هستهای ایران نيست، بلکه احتمالا «تغییر رژیم» است. اکثر این کشورها در چند دهه اخیر روابطی پرتنش با ایران داشتهاند، از این رو، نگرانی آنها خود مساله تغییر نیست، بلکه تبعات و پیامدهای متعدد آن است.
این نگرانی هم فراتر از سطوح رسمی، به نخبگان و ملتهای منطقه نیز سرایت کرده است؛ حتی جریانهایی که طی این سالها در موضوعاتی مانند سوریه نگاهی انتقادی و خصمانه نسبت به جمهوری اسلامی داشتند و گاه آرزوی سقوط آن را میکردند، اکنون "بعضا" در سایه تحولات دو سال اخیر منطقه، در چارچوب تقابل با اسرائیل به این موضوع مینگرند.
این در حالی است که تا دو سال پیش، به دلایلی قسمی جابهجایی مفهومی و گفتمانی در منطقه در امر «دشمن نخست» از اسرائیل به ایران شکل گرفته و یا در حال شکلگیری بود؛ اما پس از جنگ غزه و حملات به سوریه و دیگر رفتارهای اسرائیل، این جابجایی کان لم یکن شد.
اما نگرانی مشترک کشورهای منطقه از یک جنس نیست و تفاوت دارد.
برای نمونه، نگرانی مصر، ترکیه و پاکستان دقیقا همان نگرانی کشورهای عربی حوزه خلیج فارس نیست و حتی در میان شیخنشینها نیز ماهیت نگرانیها متفاوت است.
نگرانی جمعی همسایگان جنوب ایران این است که قربانی هرگونه جنگی خواهند شد که هدف آن تغییر نظام در ایران باشد؛ به این معنا که چنین هدفی، رفتار ایران را از واکنشی به یک جنگ محدود، مانند جنگ 12 روزه، به سطح پاسخی متناسب «نبرد بقا» ارتقا میدهد و ممکن است دیگر هیچ خط قرمزی نماند.
از این رو، این کشورها معتقدند وجود پایگاههای آمریکا و متحد بودن با آن، پای آنها را به جنگ خواهد کشاند و فراتر از این پایگاهها نیز ممکن است تأسیسات زیربنایی از جمله تأسیسات نفتی آنها هدف قرار گیرند.
در کنار آن، بیم ناامن شدن تنگه هرمز و بابالمندب و به تبع آن، بیم مختل شدن صادرات انرژی، تجارت و چشماندازهای کلان اقتصادی خود را هم دارند.
در کنار این نگرانی مشترک، عمان، قطر، کویت و تا حدودی عربستان این نگرانی را هم دارند که هر تغییری در ایران در سایه رفتار تلآویو در دو سال اخیر، اسرائیل را در جایگاه «ژاندارم منطقه» بنشاند و آنها عاملیت خود را از دست بدهند. همین مسئله نگرانی اصلی مصر، ترکیه و پاکستان نیز هست؛ با این تفاوت که این کشورها برخلاف شیخنشینها نگرانی مستقیمی از درگیر شدن در جنگ ندارند.
در مجموع، این کشورها، حتی آنهایی که با اسرائیل روابط دارند، این نگرانی را دارند که ایرانِ پس از جمهوری اسلامی به «متحد اصلی» اسرائیل و غرب در منطقه تبدیل شود و روابط طرفین در ابعاد مختلف «بسیار عمیقتر» از روابط کنونی آنها با تلآویو و غرب شود.
امارات نیز که بیمش بیشتر از حملات موشکی ایران و انصارالله است. در کل، احتمالا کشورهای دارای رابطه با اسرائیل بر این باور نیز هستند که ایرانِ متحد اسرائیل در آینده، «ارزش افزوده» روابط با تلآویو را از آنها خواهد گرفت و این روابط دیگر کارکرد گذشته را نخواهد داشت.
همین دغدغههای مشترک و متفاوت، پیشران تحرکات گسترده کشورهای منطقه برای جلوگیری از وقوع جنگ شده است و در سایه آن، نوعی جنگ لابیگری در آمریکا میان این کشورها و اسرائیل بر سر زدن مخ ترامپ در جریان است. البته این کشورها در عین تلاش برای جلوگیری از جنگی گسترده و دستیابی به توافق، تمایلی هم به توافقی ندارند که نتیجه آن بهبود جدی جایگاه ایران در منطقه باشد و هنوز فضای بیاعتمادی وجود دارد.
در دکترین امنیتی اسرائیل، دیگر برنامه هستهای و موشکی ایران تهدید اصلی محسوب نمیشود، بلکه بقای جمهوری اسلامی تهدید اصلی تلقی میشود؛ همانگونه که چنین نگاهی هم به حماس در غزه و حزب الله در لبنان دارد.
با این حال، تصمیم نهایی را خود ترامپ میگیرد که ظاهرا همچنان مردد است. او تا زمانی که از کنترل تبعات جنگ تمام عیار اطمینان پیدا نکند، بعید است وارد آن شود و بیشتر به دنبال ضرباتی سنگین، سریع و کنترلشده است که به جنگ منطقهای منجر نشود.
در مقابل، ایران با نوعی «رویکرد تهاجمی» میکوشد محاسبات ترامپ را تغییر دهد و به این جمعبندی برساند که هر حملهای میتواند به جنگی منطقهای تبدیل شود. پرواز پهپاد شاهد در نزدیکی ناو هواپیمابر آمریکا و ماجرای نفتکش در تنگه هرمز نیز در همین چارچوب قابل ارزیابی است.
اکنون در میانه تردید ترامپ و جنگ لابیها، قرار است مذاکرات روز جمعه در مسقط از سر گرفته شود و باید دید در نهایت کدام مسیر رقم خواهد خورد؛ توافق، جنگ گسترده یا جنگ محدود دیگری اما شدیدتر از قبل.
#صابر_گل_عنبری
@Sgolanbari