eitaa logo
اتاق ۸۶ | Room 86
120 دنبال‌کننده
40 عکس
1 ویدیو
0 فایل
زینب سادات میرزارضایی روانشناس | نوروتراپیست عضویت نظام روانشناسی: 92935 ارتباط با من: @Psymirzarezaei اینجا پرونده های روانشناسی رو بررسی میکنیم
مشاهده در ایتا
دانلود
# 🗂️ پرونده ۰۱ | «تصمیمی که مال چه کسی بود؟» ساعت ۱۱:۴۸ شب، نیلا بالاخره پیام را فرستاد: «باشه. ثبت‌نام می‌کنم.» دوستش سریع جواب داد: «بالاخره! 😭 همه‌مون منتظرت بودیم.» ماجرا از سه روز قبل شروع شده بود. قرار بود چند نفر از بچه‌های کلاس برای یک دوره‌ی خاص ثبت‌نام کنند. نیلا اول گفته بود: نمی‌دونم... خیلی هم علاقه ندارم. اما بعد از اینکه فهمید تقریباً تمام دوستان نزدیکش ثبت‌نام کردن، نظرش عوض شد. سر کلاس، وقتی بقیه درباره دوره حرف می‌زدن، نیلا هم شروع کرد به تعریف کردن از اون: فکر کنم خیلی چیزای خفنی یاد بگیریم. اما یکی از دوستانش یک نکته عجیب رو یادش آورد. سه هفته قبل، وقتی هنوز هیچ‌کس درباره این دوره حرف نمی‌زد، نیلا گفته بود: «من اصلاً حوصله کلاس اضافه ندارم. ترجیح میدم وقتم رو برای کار خودم بذارم.» حالا یک سؤال جدید به وجود آمده بود. چرا نظر نیلا این‌قدر سریع تغییر کرده؟ پرونده هنوز پیچیده‌تر می‌شود. وقتی از نیلا پرسیدند: اگه دوستات ثبت‌نام نمی‌کردن، تو هم می‌رفتی؟ گفت: احتمالاً آره. ولی وقتی سؤال را کمی تغییر دادند: اگه هیچ‌کس قرار نبود بفهمه تو ثبت‌نام کردی، باز هم می‌رفتی؟ این بار جوابش فقط یک کلمه بود: نمی‌دونم. 🔎 سرنخ‌ها ✅سرنخ ۱: نیلا قبل از اینکه بقیه ثبت‌نام کنند، علاقه‌ی چندانی نداشت. ✅سرنخ ۲: بعد از ثبت‌نام دوستانش، ناگهان علاقه‌اش بیشتر شد. ✅سرنخ ۳: خودش می‌گوید این انتخاب را دوست دارد. ✅سرنخ ۴: از اینکه از جمع عقب بماند خوشش نمی‌آید. ✅سرنخ ۵: هنوز اطلاعاتی وجود دارد که نشان می‌دهد ممکن است واقعاً خود کلاس را هم دوست داشته باشد. ❓ سؤال پرونده نیلا واقعاً این دوره را می‌خواهد یا دارد تحت تأثیر جمع تصمیم می‌گیرد؟ اما یک قانون: فقط با یک سرنخ تصمیم نگیر. 🌟زینب سادات میرزارضایی| روانشناس 🌟@room86
تونستید حل کنید؟ خصوصا نوجوونای کانال جواب رو برام بفرستید : @Psymirzarezaei
بذارید یه پرونده براتون باز کنم نام پرونده: مغزت چندبار گولت میزنه؟ پست بعدی رو حتما بخون ✨زینب سادات میرزارضایی| روانشناس ✨ @room86
سه ماه پیش، امیر برای اولین بار تصمیم گرفت زبان انگلیسی رو جدی شروع کنه. هفته‌های اول واقعاً سخت بود. خیلی از کلمه‌ها رو نمی‌فهمید، موقع حرف زدن مکث می‌کرد و چند بار هم جلوی بقیه اشتباه کرد. ولی کم‌کم یه چیزهایی تغییر کرد. بعد از یک ماه، متن‌هایی رو می‌خوند که قبلاً اصلاً نمی‌فهمید. بعد از دو ماه، می‌تونست چند دقیقه انگلیسی صحبت کنه. حتی یه بار وقتی یه توریست ازش آدرس پرسید، تونست راهنماییش کنه. ولی هفته‌ی بعد، سر یک کلاس، معلم یه سؤال سخت ازش پرسید. امیر جواب رو نمی‌دونست. همون‌جا کتابش رو بست و گفت: «من کلاً زبانم خوب نیست. هرچی هم بخونم، فایده نداره. من نمی‌تونم.» معلم گفت: «ولی تو سه ماه پیش حتی نمی‌تونستی یه جمله کامل بگی.» امیر گفت: «اون فرق داشت... این چیزایی که الان داریم می‌خونیم خیلی سخته.» پرونده همین‌جا عجیب می‌شه. چون وقتی دفتر امیر رو بررسی می‌کنیم، می‌بینیم اتفاقاً چیزهایی که الان براش «سخت» هستن، دقیقاً همون چیزهایی‌ان که هنوز داره یاد می‌گیره. پس یک سؤال به وجود میاد: امیر واقعاً نمی‌تونه؟ یا فقط چون هنوز به جایی که می‌خواد نرسیده، نتیجه گرفته که اصلاً نمی‌تونه؟ اما صبر کنید... این فقط درباره زبان نیست. چند وقت پیش، امیر می‌خواست رانندگی یاد بگیره. جلسه اول ماشین چند بار خاموش شد و گفت: ❌«من اصلاً راننده نمی‌شم.» وقتی می‌خواست جلوی جمع ارائه بده، یک بار وسط حرف زدن یادش رفت چی می‌خواست بگه و گفت: ❌«من کلاً آدم ارائه دادن نیستم.» حتی وقتی می‌خواست یه مهارت جدید یاد بگیره، اگر چند بار اول خوب پیش نمی‌رفت، خیلی سریع به این نتیجه می‌رسید: ❌«این کار برای من نیست.» اینجا یه سؤال مهم داریم: چرا امیر هر بار که با یک چیز سخت روبه‌رو می‌شه، به جای اینکه بگه: «هنوز بلد نیستم» می‌گه: ❌«من نمی‌تونم»؟ حالا پرونده رو بذاریم جلوی خودمون. ممکنه یک مهارت واقعاً برای کسی سخت‌تر باشه. ممکنه نیاز به آموزش بیشتری داشته باشه. ممکنه اصلاً انتخاب مناسبی براش نباشه. اما یه تفاوت خیلی مهم وجود داره بین این دو جمله: «من نمی‌تونم.» و «من هنوز بلد نیستم.» اولی درباره‌ی خودت حکم صادر می‌کنه. دومی فقط درباره‌ی وضعیت فعلی مهارتت حرف می‌زنه. حالا چالش پرونده اینه: امروز هر وقت مغزت گفت: «من نمی‌تونم...» همون‌جا نگهش دار و بپرس: «یا هنوز بلد نیستم؟» مثلاً: ❌«من نمی‌تونم جلوی جمع حرف بزنم.» مکث کن. ✅«یا هنوز خوب تمرین نکردم؟» ❌«من نمی‌تونم زبان یاد بگیرم.» مکث. ✅«یا هنوز به اندازه کافی یاد نگرفتم؟» ❌«من آدم خلاقی نیستم.» مکث. ✅«یا هنوز روش پیدا کردن ایده رو یاد نگرفتم؟» حالا برگردیم به امیر. به نظرت مشکل اصلی امیر چی بود؟ سخت بودن مسیر؟ یا اینکه از چند بار سخت بودن، درباره کل توانایی خودش حکم صادر می‌کرد؟ و حالا سؤال آخر پرونده برای خودته: آخرین باری که به خودت گفتی «من نمی‌تونم»، واقعاً نمی‌تونستی... یا فقط هنوز بلد نبودی؟ 🕵️‍♀️ پرونده بسته نیست... ✨زینب سادات میرزارضایی| روانشناس ✨@room86