eitaa logo
اتاق ۸۶ | Room 86
118 دنبال‌کننده
40 عکس
1 ویدیو
0 فایل
زینب سادات میرزارضایی روانشناس | نوروتراپیست عضویت نظام روانشناسی: 92935 ارتباط با من: @Psymirzarezaei اینجا پرونده های روانشناسی رو بررسی میکنیم
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🚪 اتاق ۸۶ ⏱ زمان مطالعه: ۲ دقیقه 🔒 سطح دسترسی: محرمانه 📁 پرونده | D-006 🏷 نام پرونده: «آخرش چی گفت؟» 🎞 گزارش پرونده دوستت داشت برات یه آدرس توضیح می‌داد. «از چهارراه که رد شدی، سمت راست... بعد یه کوچه باریک... بعد...» همون لحظه یه ماشین بوق زد. چند ثانیه حواست پرت شد. برگشتی و گفتی: «ببخشید... آخرش چی گفتی؟» جالب اینجاست که قسمت آخر حرفش یادت مونده بود ولی اولش انگار کامل پاک شده بود. ❓ سؤال پرونده چرا وقتی حواسمون برای چند ثانیه پرت می‌شه، معمولاً فقط آخر حرف طرف مقابلمون یادمون می‌مونه؟ 🕵🏻 سرپرست پرونده تحقیقات Bennet Murdock مرداک در پژوهش‌هاش روی حافظه نشون داد که معمولاً آخرین اطلاعاتی که شنیدیم، شانس بیشتری برای موندن تو حافظهٔ کوتاه‌مدت دارن. این یافته بعدها با عنوان اثر تازگی (Recency Effect) شناخته شد. 🔍 گزارش اتاق ۸۶ حافظه مثل دوربین فیلم‌برداری نیست که همه‌چیز را بدون نقص ضبط کنه. وقتی کسی با ما حرف می‌زنه، مغز اطلاعات رو به‌صورت لحظه‌ای نگه می‌داره. اگر همون موقع حواسمان پرت بشه، بخشی از اطلاعات قبلی فرصت پردازش پیدا نمی‌کنه و زود از بین می‌ره. اما آخرین جمله‌ها هنوز داخل حافظهٔ فعال هستن؛ برای همین معمولاً آن‌ها رو راحت‌تر به یاد میاریم. 🧠 نتیجه تحقیقات گاهی مشکل این نیست که خوب گوش نمی‌دیم مشکل اینه که توجه ما فقط برای چند ثانیه از مسیر خارج شده. و همین چند ثانیه، می‌تونه نصف یه مکالمه رو از ذهنمون پاک کنه. ✅ دستور فوری اگر می‌خوای یک نکتهٔ مهم رو به کسی بگویی، فقط یک بار و پشت سر هم نگو. بعد از جملهٔ مهم، دو سه ثانیه مکث کن. همین مکث کوتاه، به مغز فرصت می‌دهد اطلاعات رو بهتر پردازش و ذخیره کند. 🔒 پرونده D-006 بسته شد 📌 اما یک سؤال هنوز روی میز اتاق ۸۶ باقی مونده چرا بعضی وقت‌ها مسیر رو می‌ریم ولی اصلاً یادمون نمیاد چطور رسیدیم؟ پرونده ی بعدی رو دنبال کن زینب سادات میرزارضایی| روانشناس 🔳 @room86
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🚪 اتاق ۸۶ ⏱ زمان مطالعه: ۲ دقیقه 🔒 سطح دسترسی: محرمانه 📁 پرونده | D-007 🏷 نام پرونده: «همین الان رسیدم؟!» 🎞 گزارش پرونده سوار ماشین شدی. همون مسیر همیشگی. چراغ‌ها چهارراه خیابون اصلی همه چیز مثل همیشه بود چند دقیقه بعد، یهو خودت رو جلوی مقصد دیدی. یه لحظه با خودت گفتی: «صبر کن من اصلاً یادم نمیاد از اون چهارراه رد شدم!» نه خواب بودی. نه حواست کامل پرت شده بود. اما انگار بخشی از مسیر اصلاً توی ذهنت ثبت نشده بود. ❓ سؤال پرونده چرا بعضی وقت‌ها یه مسیر رو کامل طی می‌کنیم، اما بعدش تقریباً هیچ تصویری ازش یادمون نمی‌مونه؟ 🕵🏻 سرپرست پرونده تحقیقات پژوهشگران علوم شناختی سال‌هاست این پدیده رو بررسی می‌کنن. وقتی یک کار رو بارها و بارها تکرار می‌کنیم، مغز کم‌کم یاد می‌گیره اون کار رو با انرژی و توجه کمتری انجام بده. به این حالت، خودکار شدن رفتار می‌گن. 🔍 گزارش اتاق ۸۶ مغز عاشق صرفه‌جویی در انرژیه. اگر هر روز از یک مسیر بری، دیگه لازم نیست برای هر پیچ و هر چراغ، با دقت فکر کنه. بخش زیادی از کار، خودکار انجام می‌شه. در همین زمان، ممکنه ذهنت مشغول فکر کردن به جلسه فردا، گفت‌وگوی دیشب یا حتی برنامه آخر هفته باشه. به همین خاطر، وقتی به مقصد می‌رسی، یادت میاد که سالم رسیدی اما جزئیات مسیر، انگار اصلاً وجود نداشتن. این به معنی بی‌دقت بودن یا ضعف حافظه نیست؛ بلکه نتیجه‌ی اینه که توجه آگاهانه‌ات جای دیگه‌ای بوده. 🧠 نتیجه تحقیقات همه چیزی که چشم‌هامون می‌بینن وارد حافظه نمی‌شه. برای اینکه چیزی توی ذهنمون ثبت بشه، فقط دیدنش کافی نیست؛ باید بهش توجه هم بکنیم. ✅ دستور فوری اگه هر روز یک مسیر تکراری رو می‌ری، این بار یه تغییر کوچیک ایجاد کن. از یه خیابون دیگه برو به رنگ درخت‌ها دقت کن یا تابلوهای مغازه‌ها رو ببین. همین تغییرهای ساده، مغز رو از حالت «خودکار» بیرون میارن و باعث می‌شن حضورت در لحظه بیشتر بشه. 🔒 پرونده D-007 بسته شد... 📌 اما یه سؤال هنوز روی میز اتاق ۸۶ مونده... چرا بعضی وقت‌ها انقدر غرق فکرهامون می‌شیم که چند بار یک صفحه کتاب رو می‌خونیم... ولی هیچ‌چیز ازش یادمون نمی‌مونه؟ زینب سادات میرزارضایی| روانشناس 🔳 @room86
✅سلام به همه عزیزانی که عضو کانال هستن. ممنون از حمایت شما ❄️یه کاری میخواییم انجام بدیم، اونم اینه که اگر شما هم تو موقعیت‌های روزمره سوالی براتون پیش اومد که دوست داشتید جوابش رو بدونید، (مثل پرونده‌هایی که در کانال گذاشتم) به آیدی من بفرستید 👇🏻 ✨@Zeinabmirzarezaei
🚪 اتاق ۸۶ ⏱ زمان مطالعه: ۲ دقیقه 🔒 سطح دسترسی: محرمانه 📁 پرونده | D-009 🏷 نام پرونده: حمام! زینب سادات میرزارضایی| روانشناس 🔳 @room86
🚪 اتاق ۸۶ ⏱ زمان مطالعه: ۲ دقیقه 🔒 سطح دسترسی: محرمانه 📁 پرونده روزمره | D-009 🏷 نام پرونده: «متهم: حمام!» 🎞 گزارش پرونده داشتی حموم می‌کردی.نه کتابی دستت بود.‌نه گوشی. نه کسی باهات حرف می‌زد. یهو... جواب یه مشکلی که دو روز بود ذهنت رو درگیر کرده بود، اومد توی ذهنت. همون لحظه با خودت گفتی: چرا همیشه ایده‌های خوب توی حموم به ذهنم می‌رسه؟ ❓ سؤال پرونده چرا وقتی داریم دوش می‌گیریم، راه می‌ریم یا ظرف می‌شوریم، ناگهان ایده‌های خوبی به ذهنمون می‌رسه؟ 🕵🏻 سرپرست پرونده تحقیقات Jonathan Schooler اسکولر سال‌ها روی خلاقیت، توجه و شکل‌گیری ایده‌ها تحقیق کرد. پژوهش‌های او و همکارانش نشون داد وقتی ذهن درگیر یک کار ساده و تکراری باشه، احتمال اینکه ایده‌های خلاقانه به ذهن برسن بیشتر می‌شه. 🔍 گزارش اتاق ۸۶ وقتی داری یک مسئله سخت رو حل می‌کنی... تمام توجه مغز روی همون مسئله قفل می‌شه. اما توی حموم، پیاده‌روی یا شستن ظرف‌ها، قضیه فرق می‌کنه. بدنت مشغول انجام یک کار آشنا و ساده است. برای همین، ذهن فرصت پیدا می‌کنه آزادانه بین خاطره‌ها، اطلاعات و تجربه‌های مختلف ارتباط برقرار کنه. گاهی دقیقاً همین ارتباط‌های جدید... همون چیزیه که ما اسمش رو می‌ذاریم: «یه ایده ناگهانی. 🧠 نتیجه تحقیقات ایده‌های خوب، معمولاً از هیچ‌جا نمیان. مغز، مدت‌ها قبل روی اون مسئله کار کرده. فقط وقتی کمی از فشار مستقیم فاصله می‌گیری فرصت پیدا می‌کنه تکه‌های پازل رو به هم وصل کنه. ✅ دستور فوری اگر مدت زیادیه روی یه مسئله گیر کردی همیشه بیشتر فکر کردن، بهترین راه نیست. گاهی یک استراحت کوتاه یک پیاده‌روی یا حتی دوش گرفتن، می‌تونه به ذهنت فرصت بده از زاویه‌ای جدید به همون مسئله نگاه کنه. 🔒 پرونده D-009 بسته شد 📌 اما یه سؤال هنوز روی میز اتاق ۸۶ مونده... چرا بعضی وقت‌ها بهترین جواب‌ها، چند دقیقه بعد از تموم شدن امتحان یا مصاحبه یادمون میاد؟ *زینب سادات میرزارضایی| روانشناس * 🔳 @room86
🚪 اتاق ۸۶ ⏱ زمان مطالعه: ۲ دقیقه 🔒 سطح دسترسی: 📁 پرونده روزمره | D-010 🏷 نام پرونده: امروز همه چراغ‌ها قرمز شدن؟! زینب سادات میرزارضایی| روانشناس 🔳 @room86
🚪 اتاق ۸۶ ⏱ زمان مطالعه: ۲ دقیقه 🔒 سطح دسترسی: محرمانه 📁 پرونده روزمره | D-010 🏷 نام پرونده: امروز همه چراغ‌ها قرمز شدن؟! 🎞 گزارش پرونده رضا دیر از خونه راه افتاد. ساعت رو نگاه کرد. فقط هشت دقیقه وقت داشت. با خودش گفت: «اگه همه‌چی خوب پیش بره، می‌رسم.» هنوز از کوچه بیرون نرفته بود که... چراغ اول قرمز شد. چند دقیقه بعد، چراغ دوم هم. بعد سومی. رضا زیر لب گفت: «امروز انگار همه چراغ‌ها با من دشمن شدن!» اما فردای همون روز، وقتی عجله نداشت... اصلاً یادش نبود چند تا چراغ قرمز دیده. ❓ سؤال پرونده چرا وقتی عجله داریم، احساس می‌کنیم همه چراغ‌ها قرمز می‌شن؟ واقعاً شانس بدمونه؟ 🕵🏻 کارآگاه پرونده Daniel Kahneman کانمن سال‌ها درباره قضاوت و تصمیم‌گیری انسان تحقیق کرد و نشان داد ذهن ما همیشه واقعیت را همان‌طور که هست ثبت نمی‌کند؛ بلکه به چیزهایی که برایش مهم‌تر یا هیجان‌انگیزترند، توجه بیشتری نشان می‌دهد. 🔍 گزارش اتاق ۸۶ وقتی عجله داری, هدفت فقط یک چیزه: زودتر برسم. برای همین، هر چیزی که جلوی این هدف رو بگیره، بیشتر از حالت عادی به چشمت میاد. چراغ قرمز ماشین جلویی صف طولانی اما چراغ‌های سبزی که ازشون رد شدی، معمولاً اصلاً توی ذهنت ثبت نمی‌شن. نه چون وجود نداشتن چون مغز بیشتر موانع رو ثبت می‌کنه تا چیزهایی که طبق انتظار پیش می‌رن. 🧠 نتیجه تحقیقات گاهی دنیا تغییر نمی‌کنه... این توجه ماست که تغییر می‌کنه. وقتی روی یک مانع متمرکز می‌شیم، ذهنمون همون مانع رو بزرگ‌تر و پرتکرارتر از چیزی که واقعاً هست احساس می‌کنه. ✅ دستور فوری دفعه بعد که احساس کردی «امروز همه چراغ‌ها قرمز شدن»... از خودت بپرس: «چند تا چراغ سبز رو اصلاً به خاطر آوردم؟» گاهی مغز، چیزی رو که توجهت روی اونه، بیشتر از واقعیت بهت نشون می‌ده. 🔒 پرونده D-010 بسته شد 📌 اما یه سؤال هنوز روی میز اتاق ۸۶ مونده... چرا وقتی دنبال خریدن یه وسیله می‌افتیم... ناگهان همون وسیله رو همه‌جا می‌بینیم؟ زینب سادات میرزارضایی| روانشناس 🔳 @room86
🚪 اتاق ۸۶ ⏱ زمان مطالعه: ۲ دقیقه 🔒 سطح دسترسی: محرمانه 📁 پرونده روزمره | D-010 🏷 نام پرونده: «شاید اون یکی بهتر بود...» ✨زینب سادات میرزارضایی | روانشناس ✨ @room86
🚪 اتاق ۸۶ ⏱ زمان مطالعه: ۲ دقیقه 🔒 سطح دسترسی: محرمانه 📁 پرونده روزمره | D-010 🏷 نام پرونده: «شاید اون یکی بهتر بود...» 🎞 گزارش پرونده مریم بعد از دو ساعت گشتن، بالاخره یه کفش خرید. همه‌چیز عالی بود. رنگش... مدلش... قیمتش... حتی فروشنده هم گفت انتخاب خوبیه. از مغازه که بیرون اومد، گوشی‌شو درآورد تا یه عکس برای دوستش بفرسته. همون موقع، چشمش خورد به یه کفش دیگه... فقط چند مغازه اون‌طرف‌تر. چند دقیقه بعد، یه جمله مدام توی ذهنش تکرار می‌شد: «نکنه اون یکی بهتر بود؟» در حالی که ده دقیقه قبل، از خریدش کاملاً راضی بود. ❓ سؤال پرونده چرا بعضی وقت‌ها درست بعد از اینکه تصمیممون رو می‌گیریم، تازه شروع می‌کنیم به شک کردن؟ 🕵🏻 کارآگاه پرونده Leon Festinger فستینگر در پژوهش‌هایش نشون داد که بعد از بعضی تصمیم‌ها، ذهن ما ممکنه دچار ناهماهنگی شناختی (Cognitive Dissonance) بشه. یعنی وقتی از بین چند گزینه خوب، یکی رو انتخاب می‌کنیم، مغز هم‌زمان به چیزهایی که از دست داده‌ایم هم فکر می‌کنه. 🔍 گزارش اتاق ۸۶ تصمیم گرفتن، فقط انتخاب یک گزینه نیست. رد کردن چند گزینه‌ی دیگر هم هست. تا قبل از خرید، مغز مدام مزایا و معایب رو مقایسه می‌کنه. اما بعد از خرید، مقایسه متوقف نمی‌شه. گاهی تازه اون موقع، ذهن شروع می‌کنه به بزرگ کردن خوبی‌های انتخاب‌هایی که کنار گذاشتیم. برای همین ممکنه چند دقیقه بعد از یه تصمیم، احساس کنیم شاید اشتباه کردیم. این احساس، همیشه نشانه‌ی بد بودن تصمیم نیست. گاهی فقط نتیجه‌ی طبیعیِ مقایسه کردنه 🧠 نتیجه تحقیقات هرچی انتخاب‌های بیشتری داشته باشیم احتمال اینکه بعد از تصمیم گرفتن، به گزینه‌های از دست‌رفته فکر کنیم هم بیشتر می‌شه گاهی مشکل از انتخاب ما نیست از اینه که ذهن، هنوز مشغول مقایسه‌ست ✅ دستور فوری اگر قبل از تصمیم، وقت کافی برای فکر کردن گذاشتی بعد از تصمیم، به خودت فرصت بده از انتخابت استفاده کنی. اینکه هر چند دقیقه دوباره همه گزینه‌ها رو زیر و رو کنی، معمولاً آرامش بیشتری نمیاره؛ فقط مقایسه را طولانی‌تر می‌کنه. 🔒 پرونده D-010 بسته شد... 📌 اما یک سؤال هنوز روی میز اتاق ۸۶ باقی مانده... چرا بعضی وقت‌ها هرچه انتخاب‌های بیشتری داشته باشیم... تصمیم گرفتن سخت‌تر می‌شود؟ ✨زینب سادات میرزارضایی | روانشناس ✨ @room86