#توییت 📲
احتمالاً خیلی وقتها از شنیدن این جملهها خسته شدی:
«زودتر بخواب.»
«کمتر با گوشی کار کن.»
«یه کم ورزش کن.» 🏃♂️
«انرژی داشته باش.» ⚡️
ولی شاید مسئله اینه که مدتهاست داری با آخرین ذرهی انرژیت زندگی میکنی. 🪫
صبح بیدار میشی و هنوز خستهای. 😴
با خودت قرار میذاری امروز بهتر باشی، ولی دوباره وسط روز میبینی فقط دلت میخواد یه گوشه دراز بکشی. 🛌
حتی کارهای ساده هم گاهی زیادی به نظر میرسن. 📉
و بدتر از همه اینه که ممکنه بقیه فکر کنن:
«چقدر بیحوصله شده.» 🤨
«چقدر تنبله.» 😒
«چرا اینقدر میخوابه؟» 🛌
در حالی که خودت بیشتر از همه دلت میخواد انرژی داشته باشی. 💔
پس اگر مدتیه اینطوریای، خودت رو بابتش سرزنش نکن. 🛑
خستگیِ مداوم چیزی نیست که با «باید بیشتر تلاش کنم» حل بشه. 💪🚫
گاهی بدن و مغز دارن چیزی رو بهت نشون میدن که هنوز متوجهش نشدی. 🧠💡
و اگر این خستگی طولانی شده و روی زندگی روزمرهات اثر گذاشته، ارزش داره جدی گرفته بشه؛ نه اینکه فقط به تنبلی نسبتش بدی. ⚠️
تو تنبل نیستی. شاید مدتهاست خستهای.
و فرق این دوتا خیلی بیشتر از چیزیه که فکر میکنیم. 🖤
✨زینب سادات میرزارضایی | روانشناس
✨ @room86
#سی_روز_سی_پرونده
روز یازدهم
🚪 اتاق ۸۶
📁 پرونده روزمره
🏷 چرا فکر میکنم پشت هر مهربونیای حتما نیتی وجود داره؟
🕵🏻 کارآگاه پرونده: بک و الیس
✨زینب سادات میرزارضایی | روانشناس
✨@room86
#سی_روز_سی_پرونده
روز یازدهم
🚪 اتاق ۸۶
📁 پرونده روزمره
🏷 چرا فکر میکنم پشت هر مهربونیای حتما نیتی وجود داره؟
🕵🏻 کارآگاه پرونده: بک و الیس
🎬 گزارش پرونده
مریم تازه با همکار جدیدش آشنا شده بود. روز اول، همکارش براش قهوه گرفت.
مریم گفت: «مرسی، خیلی لطف کردی.» اما چند ثانیه بعد توی ذهنش:
«چرا برام قهوه گرفت؟»
روزای بعد هم هر وقت کاری داشت، همکارش کمکش میکرد. مریم کمکم به خودش گفت:
«این آدم زیادی خوبه... حتماً یه چیزی میخواد.»
یه هفته بعد، همکارش از مریم خواست یه فایل براش بفرسته. مریم با خودش گفت:
«دیدی؟ بالاخره معلوم شد چرا اینهمه باهام خوب بود.»
اما یه مشکل وجود داشت: این درخواست، هیچ ربطی به مهربونیهای قبلی نداشت. مریم فقط چیزی رو پیدا کرده بود که شک قبلیش رو تأیید کنه.
❓ سؤال پرونده
چرا وقتی یه نفر باهامون مهربون میشه، بهجای اینکه خوشحال بشیم، گاهی دنبال نیت پنهانش میگردیم
.
🕵🏻 گزارش اتاق ۸۶
مغز ما فقط دنبال اتفاقای خوب نمیگرده؛ به نشونههای تهدید حساستره.
به این ویژگی توی روانشناسی میگن سوگیری منفی (Negativity Bias).
اگه توی گذشته یاد گرفته باشیم که محبت گاهی با منت، توقع، کنترل، طرد شدن یا آسیب همراه بوده، ممکنه توی رابطههای جدید زودتر دنبال نشونه خطر بگردیم.
اینجا یه اتفاق جالب میافته:
یه رفتار خنثی مثل:
«میخوای کمکت کنم؟»
ممکنه بهجای «چه آدم مهربونی»، تبدیل بشه به:
«چی میخواد؟»
این لزوماً به معنی پارانویا یا اختلال شخصیت نیست.
گاهی فقط یه الگوی یادگرفتهشده برای محافظت از خوده.
اما اگه این الگو شدید باشه، تقریباً توی همه رابطهها تکرار بشه و باعث بشه حتی بدون شواهد کافی به نیت بقیه بدبین بشیم، میتونه رابطهها رو فرسوده کنه.
🔎 نتیجه تحقیقات
گاهی مغز یاد گرفته:
«قبل از اینکه به کسی اعتماد کنی، اول ثابت کن قرار نیست بهت آسیب بزنه.»
برای همین ممکنه آدم مهربون، بهجای اینکه احساس امنیت ایجاد کنه، اضطراب ایجاد کنه.
و نکته مهمتر:
اعتماد کردن یعنی پذیرفتن یه مقدار عدم قطعیت.
هیچوقت نمیتونیم با اطمینان ۱۰۰٪ بفهمیم نیت یه نفر چیه.
قرار نیست سادهلوح باشیم؛ قراره بین احتیاط و بدگمانی دائمی تفاوت بذاریم.
⚡ مأموریت فوری
دفعه بعد که با خودت گفتی:
«حتماً یه چیزی میخواد.»
سه ستون بنویس یا تو ذهنت تصور کن:
واقعیت:
دقیقاً چه کاری کرده؟
برداشت من:
من از این رفتار چه نتیجهای گرفتم؟
مدرک:
چه شواهدی دارم که برداشت من واقعاً درسته؟
اگه توی قسمت سوم چیزی نداشتی، فعلاً حکم صادر نکن.
فقط بگو:
«نمیدونم. ممکنه مهربون باشه، ممکنه هم نیت دیگهای داشته باشه. فعلاً اطلاعات کافی ندارم.»
🎯 مأموریت بلندمدت
برای چند هفته، بهجای اینکه آدما رو به دو دستهی
«قابل اعتماد» و «مشکوک»
تقسیم کنی، اعتماد رو مرحلهای کن.
لازم نیست به کسی فوراً اعتماد کامل داشته باشی.
اطلاعات جمع کن.
ببین آیا حرف و رفتارش توی طول زمان با هم هماهنگن؟
آیا مرزهات رو رعایت میکنه؟
آیا وقتی «نه» میگی، رفتارش تغییر میکنه؟
آیا مهربونیش فقط وقتی ادامه داره که چیزی ازت میگیره؟
اینطوری مجبور نمیشی به هر محبتی مشکوک باشی.
🔒 وضعیت پرونده
پرونده هنوز بسته نشده.
اگه یه روز کسی باهات مهربون شد و اولین فکرت این نبود که:
«خب... این یکی چی میخواد؟»
و تونستی قبل از قضاوت بگی:
«فعلاً فقط میدونم با من مهربون بوده.»
یعنی مغزت کمکم داره یاد میگیره که:
مهربونی همیشه مقدمهی آسیب نیست.
🔎 تحقیقات ادامه داره...
✨زینب سادات میرزارضایی | روانشناس
✨@room86
📂 احتمالا بعضی موقع ها مغزت این جمله ها رو بهت میگه
«هیچکس الکی اینقدر خوب نیست.»
«حتماً یه چیزی ازم میخواد.»
«زیادی مهربونه، مشکوکه.»
«فعلاً بهش اعتماد نکن.»
«آخرش یه چیزی میشه.»
«من آدما رو میشناسم؛ این رفتار عادی نیست.»
گاهی حتی وقتی طرف هیچ کار بدی نکرده، ذهن شروع میکنه به جمع کردن مدرک علیهش
اگر توی گذشته یادگرفته باشیم که محبت گاهی با منت، توقع، کنترل، طرد شدن یا آسیب همراه بوده، ممکنه توی ارتباط های جدیدتر دنبال نشونه خطر بگردیم
🌱زینب سادات میرزارضایی| روانشناس
🌱 @room86
#سی_روز_سی_پرونده
روز دوازدهم
🚪 اتاق ۸۶
📁 پرونده نوجوان | T_0059
«وقتی بدون من خوش میگذره»
✨زینب سادات میرزارضایی | روانشناس
✨ @room86
#سی_روز_سی_پرونده
روز دوازدهم
🚪 اتاق ۸۶
📁 پرونده نوجوان | T_0059
«وقتی بدون من خوش میگذره»
گزارش پرونده:
سارا شب وارد اینستاگرام شد.
دید چندتا از دوستاش با هم بیرون رفتن.
عکسها رو دید.
خندههاشون رو دید.
بعد گوشی رو گذاشت کنار.
ولی ذهنش شروع کرد:
«چرا به من نگفتن؟»
«یعنی دیگه دوستم ندارن؟»
«حتماً با من مشکل دارن.
»
«شاید منو فقط از روی رودربایستی دوست دارن.
»
حتی ممکن بود هیچکس هم قصد بدی نداشته باشه.
اما حال سارا عوض شده بود.
نه دعوایی اتفاق افتاده بود،
نه کسی چیزی بهش گفته بود.
فقط چند نفر از دوستاش بدون اون بیرون رفته بودن.
❓ سؤال پرونده
چرا وقتی دوستامون بدون ما خوش میگذرونن، ممکنه احساس کنیم جای ما رو گرفتهان یا دیگه دوستمون ندارن؟
📂 گزارش پرونده
«پس چرا منو دعوت نکردن؟»
«یعنی من براشون مهم نیستم؟»
«اگه دوستم داشتن، منم باید اونجا میبودم.»
«نکنه دارن پشت سرم حرف میزنن؟»
«همه باهم صمیمیان، فقط من نیستم.»
گاهی حتی نمیریم چیزی بپرسیم؛
فقط توی ذهنمون چندین سناریو میسازیم.
🕵🏻 گزارش اتاق ۸۶
اینجا چند اتفاق میتونه همزمان بیفته.
یکی حساسیت به طرد شدنه؛ یعنی مغز نسبت به نشونههایی که ممکنه معنای «منو نمیخوان» داشته باشه، سریعتر واکنش نشون میده.
یکی هم مقایسه اجتماعیه.
وقتی عکس خوشحال دوستامون رو میبینیم، ما فقط یک تکه از زندگی اونها رو میبینیم؛ اما مغزمون ممکنه همون چند ثانیه رو با کل زندگی خودمون مقایسه کنه.
از طرف دیگه، یک مفهوم دیگه هم هست:
FOMO یا ترس از دست دادن.
یعنی وقتی میبینیم بقیه دارن تجربهای رو بدون ما تجربه میکنن، احساس میکنیم چیزی مهم رو از دست دادیم.
اما یک نکته خیلی مهم:
بیرون رفتن دوستات بدون تو، لزوماً به معنی کنار گذاشته شدن تو نیست.
آدما ممکنه با گروههای مختلف وقت بگذرونن، برنامههاشون با هم جور بشه، یا حتی یک قرار کاملاً اتفاقی شکل گرفته باشه.
مشکل از جایی شروع میشه که مغز از یک اتفاق ساده، یک نتیجه بزرگ میسازه:
«من دعوت نشدم» «پس دوستم ندارن»
در حالی که بین این دو جمله، کلی اطلاعاتِ گمشده وجود داره.
🔎 نتیجه تحقیقات
گاهی چیزی که بیشتر از نبودن در یک مهمونی اذیتمون میکنه، این فکره:
«اگر من نباشم، باز هم به من نیاز دارن؟»
اگر جواب ذهنمون «نه» باشه، یک عکس ساده از دورهمی دوستامون میتونه تبدیل بشه به احساس تنهایی، حسادت یا حتی خشم.
پس قبل از اینکه نتیجه بگیری:
«دیگه دوستم ندارن»
یک سؤال بهتر بپرس:
«من چه مدرکی دارم که این اتفاق واقعاً معنیای که ذهنم بهش داده رو داره؟»
⚡ مأموریت فوری
دفعه بعد که دیدی دوستات بدون تو بیرون رفتن، تا وقتی آروم نشدی هیچ پیام اعتراضی نفرست.
اول این سه جمله رو بنویس:
اتفاق:
دوستام بدون من رفتن بیرون.
برداشت ذهن من:
پس دیگه دوستم ندارن.
واقعیتهایی که دارم:
آیا واقعاً اتفاق دیگهای افتاده که این فکر رو تأیید کنه؟
فقط همین.
قرار نیست خودت رو مجبور کنی بگی «اصلاً ناراحت نیستم».
فقط قرار نیست با اولین فکری که مغزت ساخته، تصمیم بگیری.
🎯 مأموریت بلندمدت
سعی کن تمام احساس امنیتت رو روی یک گروه یا یک دوست نذاری.
دوستیهای مختلف داشته باش.
علایق خودت رو حفظ کن.
گاهی بدون دوستات برنامه داشته باش.
و برای خودت دنیایی داشته باش که حتی وقتی بقیه مشغول زندگی خودشونن، هنوز توش اتفاقی در جریانه.
هدف اینه که:
نبودن بقیه، به معنی بیارزش بودن تو نباشه.
🔒 وضعیت پرونده
پرونده هنوز بسته نشده.
اگر یک روز دیدی دوستات بدون تو بیرون رفتن و اولین فکرت این نبود
که:
«پس منو نمیخوان
و تونستی
بگی:
«خب، اونا امروز با هم بودن؛ این لزوماً چیزی درباره ارزش من نمیگه
یعنی مغزت کمکم داره یاد میگیره:
«من برای دوستداشتنی بودن، لازم نیست همیشه در همهجا حضور داشته باشم.»
🔎 تحقیقات ادامه داره...
✨زینب سادات میرزارضایی | روانشناس
✨ @room86
✅پست بالا رو بخونید به این سوال جواب بدید و تو پی وی برام بفرستید
@Zeinabmirzarezaei
🌟اگر جایی دعوت نشیم و اولین فکرمون این باشه که حتما منو نمیخوان یا دوست داشتنی نیستم، ممکنه نشون دهنده ی چی باشه؟
۱) حساسیت نسبت به طرد شدن
۲) مقایسه اجتماعی
۳)ترس از دست دادن خوشحالی
۴)همه موارد
اگه ذهنت یه باغ پر از گل باشه، چه گلی بیشتر از همه توش رشد کرده؟
🌹 رز قرمز: عشق، احساسات عمیق، اشتیاق
🌻 آفتابگردان: امید، انرژی، خوشبینی و دنبال نور بودن
🌵 کاکتوس: مقاومت، استقلال و محافظت از خود
🌸 شکوفه گیلاس: لطافت، زیبایی و زندگی در لحظه
🪻 اسطوخودوس: آرامش، نیاز به سکوت و صلح ذهنی
🌼 بابونه: سادگی، آرامش و دلِ مهربان
🌺 هیبیسکوس: جذابیت، جسارت و احساسات پررنگ
🪷 نیلوفر آبی: رشد از سختیها و پیدا کردن آرامش در آشفتگی
🥀 گل پژمرده: خستگی، دلگیری یا زخمی که هنوز خوب نشده
🌹🥀 رز با خار: عشق عمیق، اما همراه با ترس از آسیب دیدن
🌷 لاله: احساسات قوی، صداقت و قلبی حساس
💐 دستهگل رنگارنگ: ذهن پیچیده، احساسات متنوع و چندوجهی
🌾 علفهای هرز: افکار مزاحم، نگرانیها و چیزهایی که ناخواسته در ذهن رشد کردهاند
🌱 جوانه: امید به تغییر، شروع دوباره و رشدی که تازه آغاز شده
✨@room86
دیدی یه وقتایی میخوای یه کاری رو شروع کنی، ولی یهو یادت میره اصلاً برای چی اومدی اینجا! 🤔
یه اسم ساده رو میدونی، ولی هرچی فکر میکنی یادت نمیاد.
وسط حرف زدنت رشتهی کلام از دستت میره.
کتاب میخونی، ولی انگار چیزی وارد مغزت نمیشه. 🌫️
این حالت میتونه چیزی باشه که بهش میگن «مه مغزی» (Brain Fog).
مه مغزی بیماریِ جداگانهای نیست؛ بیشتر یه علامته که میتونه وقتی خوابت کم شده، استرس زیادی داری، ذهنت درگیره، خستهای یا حتی بعضی کمبودها و داروها وجود دارن، خودش رو نشون بده.
خلاصه اینکه:
مغزت خاموش نشده؛ فقط ممکنه موقتاً زیر فشار باشه. 🧠🌫️
در تصویر بالا بخون وقتی دچار مه مغزی شدی چه کاری باید انجام بدی؟
✨زینب سادات میرزارضایی/ روانشناس
✨ @room86
#سی_روز_سی_پرونده
روز سیزدهم
🚪 اتاق ۸۶
📁 پرونده نوجوان | 0034
✨سوال پرونده: چرا فحش دادن آرومم میکنه؟
✨زینب سادات میرزارضایی/ روانشناس
✨ @room86
🚪 اتاق ۸۶
📁 پرونده نوجوان | «چرا فحش دادن آرومم میکنه؟»
🎬 گزارش پرونده
رضا داشت با دوستش بازی میکرد.
همهچیز خوب پیش میرفت تا اینکه یک اتفاق افتاد و بازی رو باخت.
اول چند ثانیه ساکت موند.
بعد:
«آخه بی....!»
یک فحش داد، نفسش رو بیرون داد و گفت:
«خب... حالا بهتر شدم.»
یا مریم وقتی از دست معلم، والدین، دوستش یا حتی یک اتفاق اعصابخردکن عصبانی میشه، گاهی میره یه گوشه و چند تا فحش زیرلبی میده.
جالبه که بعدش واقعاً احساس میکنه سبکتر شده.
❓ سؤال پرونده
چرا بعضی وقتها فحش دادن واقعاً آروممون میکنه؟مگه فحش دادن نباید بیشتر عصبانیمون کنه؟
🕵🏻 گزارش اتاق ۸۶
فحش دادن میتونه یک واکنش هیجانی باشه.
وقتی عصبانی یا تحت فشاریم، سیستم عصبی بدن وارد حالت برانگیختگی میشه؛ ضربان قلب بالا میره، عضلات منقبض میشن و بدن آماده واکنش میشه.
فحش، مخصوصاً وقتی با هیجان گفته میشه، میتونه این برانگیختگی رو برای مدتی به شکل قابلتوجهی تغییر بده.
حتی در بعضی پژوهشها دیده شده که استفاده از کلمات تابو میتونه تحمل درد و برانگیختگی فیزیولوژیک رو افزایش بده.
چرا؟
چون این کلمات برای ما بار هیجانی بیشتری دارن.
یعنی «آخ» با یک فحش شدید، از نظر واکنش مغز و بدن الزاماً یکسان نیست.
از طرف دیگه، وقتی با دوستهای صمیمی فحش میدیم، گاهی همین زبان میتونه بخشی از صمیمیت و تخلیه هیجانی گروهی هم باشه.
اما یک نکته مهم:
فحش دادن همیشه آرامبخش نیست.
اگر مدام با تکرار خشمگینانهی فحشها، عصبانیت رو مرور کنیم، ممکنه برعکس، هیجان رو بیشتر نگه داریم.
🔎 نتیجه تحقیقات
پس فحش مثل یک قرص آرامبخش واقعی نیست.
اما یک کلمهی هیجانی میتونه برای چند لحظه به مغز و بدن اجازه بده:
«این خیلی اعصابم رو خرد کرده!»
رو با شدت بیشتری بیان کنن.
گاهی همین بیان هیجانی باعث میشه فشار اولیه کمی پایین بیاد.
مشکل از جایی شروع میشه که تنها راه ما برای تنظیم خشم بشه:
فحش → تخلیه → دوباره فحش → دوباره تخلیه
چون اون موقع هنوز بلد نیستیم خشم رو تنظیم کنیم؛ فقط داریم خشم رو بیرون میریزیم.
⚡ مأموریت فوری
دفعه بعد که حسابی عصبانی شدی، قبل از اینکه به کسی چیزی بگی:
فقط یک بار اجازه بده خشم خودش رو نشان بده.
حتی اگر لازم شد یک فحش زیرلبی بده
اما بلافاصله بعدش یک جمله اضافه کن:
«من الان عصبانیام چون...»
مثلاً:
«شت! من عصبانیام چون جلوی بقیه تحقیر شدم.»
این قسمت مهمتر از خود فحشه. چون داری از تخلیه میری سمت شناختن هیجان.
🎯 مأموریت بلندمدت
کمکم برای خشم خودت چند راه مختلف پیدا کن:
حرف زدن، نوشتن، حرکت کردن، فاصله گرفتن از موقعیت، نفس عمیق، موسیقی، یا صحبت با یک آدم امن.
هدف این نیست که هیچوقت فحش ندی.
هدف اینه که اگر یک روز خیلی عصبانی شدی، فقط یک راه برای آروم شدن نداشته باشی.
🔒 وضعیت پرونده
پرونده هنوز بسته نشده.
اگر یک روز تونستی بعد از یک اتفاق اعصابخردکن، بهجای اینکه فقط بگی:
«F!»
بتونی بفهمی:
«من دقیقاً از چی عصبانی شدم؟»
یعنی مغزت داره کمکم از تخلیهی خشم میره سمت تنظیم خشم. 🧠
🔎 تحقیقات ادامه داره...
✨زینب سادات میرزارضایی/ روانشناس
✨ @room86