سلام به همه از طرف وارا🤠
خوب استراحت کردین؟
خانم «همزه» و آقای «باء» رو خوب تو ذهنتون نگه داشتین؟
امروز میخوایم بریم با جناب «تاء» آشنا بشیم
👵🏻 ت:
سلام به شما جوونا👋🏻
منو صدا میزنن خانم «تاء»
من سومین ساکن این سرزمینم.
خونهی من کجاست؟🏡
جایی که نوک زبون شما به پشت دندونای جلوییتون میخوره.
من با لباسای مختلفم چه شکلی میشم؟
من وقتی لباس ورزشی یا فتحه رو میپوشم، این شکلی میشم: تَ، تا😦
وقتی لباس مهمونی یا ضمه رو میپوشم، این شکلی میشم: تُ، تو😮
وقتی لباس بیمارستانی یا کسره رو میپوشم، این شکلی میشم: تِ، تی😬
من اگه آخر کلمه باشم میتونم یه شکل دیگه هم داشته باشم: ة یا ة
این کدو قلقله زنِ همراه منه🎃
پس اگه منو این شکلی دیدین هم تعجب نکنین.
اگه با لباس خونه برم تو کدو قلقله زن، اون تو قایم میشم و نمیذارم کسی صدامو بشنوه. وانمود میکنم «ه» ام.🎃👵🏻
پس لطفاً شما هم اگه منو وقتی تو کدو با لباس خونه نشستم دیدین، منو لو ندین و وانمود کنین «ه» رو دیدین.
این شکلی: فِتْنَةْ -> فِتْنَهْ، حُجَّةْ -> حُجَّهْ
حالا که از لباس خونه پوشیدنِ آخر کلمه حرف زدم، یه چیزی رو هم باید بهتون بگم که فقط مربوط به خودم نیست.
و اونم اینه که خیلی وقتا شما باید آخرِ آیه ها، یا حتی یه جاهایی وسطِ آیه ها، وایسین یه خرده استراحت کنین که نفستون کم نیاد.
به این وایستادن ها میگیم «وَقف» کردن.
(وقف یعنی ایستادن، توقف کردن)
هر موقع که شما آخرِ یه کلمه تصمیم گرفتین وایسین، حرفِ آخر اون کلمه هم اگه لباسش کوتاه باشه، لباسشو عوض میکنه و لباس خونگی میپوشه برمیگرده خونشون.
مثل: مُؤْمِنونَ -> مُؤْمِنونْ، رَسولُ -> رَسولْ، فِتنَةَ -> فِتْنَةْ -> فِتْنَهْ (گفتم که اگه تو کدو لباس خونه تنم باشه نباید لوم بدین)
اما اگه لباسش بلند باشه، با همون لباس وایمیسته.
مثل: فیهِما -> فیهِما
حالا درموردِ این وقف کردن، میگم آقای وارا بعدا بیشتر براتون توضیح بده.
من فعلا کمرم درد میکنه میرم تو کدوم استراحت کنم👵🏻
#تجوید
هدایت شده از تار و پود
امروز شروع هفته سربازان گمنام امام زمانه
اونایی که داستانو خوندن
فصل های آخرو هم خوندن
خیلی حرفای این مدلی ای دریافت کردم ازشون...
من فقط تلاش کردم یه چیزایی رو بهتون نشون بدم
طبعا نه همه چیزو
اما امیدوارم حالا بیشتر فهمیده باشید امنیت رایگان به دست نمیاد
و نباید مفت مفت هدرش داد
و نباید هم بی استفاده رهاش کرد و خرج کارای بیهوده ش کرد...
سلام
خیلی لطف داری
البته خیلی که زحمت نمیکشم ولی خب
ممنون از دعای شما
و اینکه چطور حال دارم انقد تایپ کنم،
جهت اطلاعات شما باید عرض شود که اینجانب خیر سرش مثلا مهندس کامپیوتره
یعنی انقد کد زده که تایپ دوتا متن اونقد واسش سخت به نظر نیاد
و البته سرعت تایپش از سرعت حرف زدنش هم بیشتره پس دیگه کمتر هم سخته😂
امروز آغازِ دههی فجره
دهه ای که چشم مردمِ این کشور و حتی آدم های زیاد دیگه ای بیرون از این کشور رو نورِ ولایت روشن کرد
خیلی از ماها، خودِ من، متولدِ بعد از از انقلابیم
قبلشو به چشمای خودمون ندیدیم
فرقشو با گوشت و پوست خودمون لمس نکردیم
واسه همین تو قدردانیِ این نعمت کم گذاشتیم...
پس بذارید امروز از زبون امام حسین شکر کنیم و قدر دونستن رو یاد بگیریم:)
«لَمْ تُخْرِجْنِي لِرَأْفَتِكَ بِي وَ لُطْفِكَ لِي وَ إِحْسَانِكَ إلَيّ، فِي دَوْلَهِ أَئِمَّهِ الْكُفْرِ الَّذِينَ نَقَضُوا عَهْدَكَ وَ كَذَّبُوا رُسُلَك...
از روی رأفت و لطف و احسانی که به من داشتی، مرا در حکومت پیشوایان کفر، آنان که پیمانت را شکستند و پیامبرانت را تکذیب کردند، به دنیا نیاوردی...»
(دعای عرفهی امام حسین)
خدایا شکر بابت شرایطی که توش متولد شدم و رشد کردم...
خانواده ای که توش بزرگ شدم...
از اولِ اول، منو مسلمونِ شیعه دنیا آوردن
من تو کشوری بار اومدم که مهد انقلاب شیعی بود.
تو زمانی که دنیا بیدار شده بود به اسم مهدی فاطمه.
جایی دنیا اومدم که شیعه بودن جرم حساب نمیشد.
تو زمانی دنیا اومدم که کشورم پرچمدارِ مهدویت بود.
تو زمان و مکانی چشم باز کردم که دین و مذهب من، عزتمندانه قدرت داشت و نه ذلیلِ کفار بودیم و نه بله قربان گوی شیاطینِ عالم!
زیر پرچمی به دنیا اومدم که به لطفِ خمینیِ کبیر، اسم اللّٰه شب و روز بالای سرمه.
از وقتی به دنیا اومدم، جز وقتِ نماز و عبادت، سالی چندین بار تو خیابون های شهرم شعار «الله اکبر» طنین انداز بوده.
شعاری که فقط شعار نبوده و نیست
من به چشمم دیدم اعتقاد یقینی به الله اکبر رو
اون زمانی که از هیچ قدرتی تو عالم نترسیدیم و جلوی ابر قدرت های جهانی ایستادیم، چون یقین داشتیم که الله اکبر... هر ابرقدرتی جلو عظمت خدا هیچِ هیچه...
من به چشمم دیدم اعتقاد یقینی به لا إله إلا الله رو
اصل توحید رو
اون زمانی که خمینی کبیر فریاد زد «توحیدمان کم است که آمریکا را ابر قدرت میدانیم؛ نه خدا را!»
من تو زمانی به دنیا اومدم که صدای یکی از شاگردانِ مکتبِ این بزرگمرد، از کودکی توی گوشِ من پیچیده بود و معلم توحیدم شد
(سید حسن نصرالله هم شاگردی از شاگردان مکتب خمینی بود...)
تو زمانی به دنیا اومدم که وارثِ این بزرگمرد، نه فقط کشور منو، که اسم شیعه رو تو دنیا سرافراز و عزتمند کرد...
پس خوش به سعادت من و شکرِ خدای عزیزِ من بابت اینهمه نعمت...
#دهه_فجر
هدایت شده از روزمَرْگی!
در مثل امروزی، در ۴۴ سال پیش از این، دیگر نبودند دیوهای ناپاکی که سالها مردم ایران را اسیر سلطه خود کرده بودند و اموال آنان را به غارت میبردند.
گریخته بودند از سرزمین پاکان؛ مفتضحانه. از سرزمینی که به نام سلمان فارسی میشناختندش و مردمانش پیرو خط حسین بن علی بودند.
زیرا مردمانِ ستمدیده ی این خاک را، مردی از نسل حسین بیدار کرده بود و مقابل لشکر یزیدیان ایستاده بود...
و همان مرد، همان فرشته ای که فرشته نجات امت اسلامی شد، از آسمان رسید و دوباره قدم بر این خاک گذاشت...
این سرزمین چنان زیر و رو شد که نه تنها جهان اسلام، بل سراسر جهان را حیرت زده کرد و الگوی تمامی مردمان ستمدیده جهان شد. و بار دیگر به یاد جهانیان آورد که هزاران سال هم که بگذرد، حماسه حسینی خاموش شدنی نیست و رهروان راه حسین را نمیتوان در هم شکست...
و دوباره طنین هیهات منا الذله در گوش زمین و زمان پیچید...
تا یادمان بماند همین بزرگ مرد، خود یکی از کوچکترین رهروان وارث حسین است... او که فرشتگان در خدمت اویند و جهان مسخرش... او که زمانی که بیاید رنگی از ظلم و ستم باقی نخواهد گذاشت...
#دهه_فجر
هدایت شده از ☫مهشکن🇵🇸🇮🇷
✨بسم الله الرحمن الرحیم ✨
🌱 آقای خمینی
✍️ش. شیردشت زاده
سلام آقای خمینی.
امروز که دوازده بهمن باشد، میشود چهل و هفتمین سالگرد بازگشت شما به ایران، به عنوان رهبر انقلاب اسلامی. یک نسل عوض شده است. آن جوانهایی که آن روز دور و بر شما بودند پیر شدهاند، بعضی شهید شدهاند و بعضی مردهاند. خلاصه دیگر یا نیستند و یا از دید ما خارج شدهاند و کسی حرفشان را نمیشنود. آنهایی که آن زمان بچه بودند و سربازهای توی گهواره، حالا پا به سن گذاشتهاند. میانه سالند و نزدیک پیری. پنجاه شصت ساله.
حالا کشور دست مایی افتاده که تو را فقط از صفحه اول کتابهای درسیمان میشناسیم، از عکست بالای تخته کلاسهایمان، از تکههای جسته گریخته سخنرانیهایت توی تلوزیون. ما تو را از نزدیک که چه عرض کنم؛ حتی از دور هم ندیدهایم. فقط شنیدهایم؛ راست و دروغ؛ قاطی هم. از تبار هندی گرفته تا معجزه طبس و آب و برق مجانی و نگاه مترقی به زن و... خیلی چیزها.
ولی آقای خمینی، من با راست و دروغ هیچکدام کاری ندارم. یک چیز برای من واضح است و آن این است که تو نظام شاهنشاهی را برانداختی؛ اول از توی قلب مردم و بعد در واقعیت، در سپهر سیاسی ایران. تو درختی را از ریشه بیرون کشیدی که بیش از سه هزار سال در اندیشه سیاسی ایرانشهری ریشه دوانده بود. ایرانیان تا چشم باز کرده بودند، پادشاهان را فرزندان خدا دیده بودند؛ انسانهای بینقصی که حکومت حق مسلمشان بود و مالک جان و مال و سرزمین ایرانیان بودند.
«شاه» در ایران کنار خدا نشسته بود.
حتی ورود اسلام هم نتوانست این اندیشه را از بین ببرد. حتی بعد از اسلام هم، پادشاهان قبله عالم بودند. سایه خدا بودند. مالک ممالک محروسه بودند و صاحب جان و مال رعیت. کی جرات داشت بگوید شاه بالای چشمش ابروست؟
تو چطور توانستی این کار را بکنی حضرت امام؟ چطور زورت به این باورِ هزاران ساله رسید و مردمِ ایران را به جایی رساندی که توی خیابان داد بزنند مرگ بر شاه؟ این مردم که بار اولشان نبود پادشاه خودکامه و ظالم میدیدند. تمام گذشته و تاریخشان پر بود از پادشاههای ظالم و زورگو و مستبد. اصلا استبداد رکن اصلی حکومت پادشاهی ست. هزاران سال بود مردم این را دیده بودند و پذیرفته بودند. تو چکار کردی با این مردم، حضرت #امام ؟
این مردم دیگر نهایت نهایتش توی انقلاب مشروطه، برای پادشاهی مشروطه کلی ذوق کرده بودند. باز هم زورشان به شاه نرسیده بود یا نخواسته بودند اصلا شاه را بردارند. شاید فکر کرده بودند شاه را که اصلا نمیشود حذف کرد! مملکت شاه میخواهد!
شاید کسی بگوید خب توی جهان امروز دیگر کسی پادشاهیِ عهد بوق را نمیخواهد؛ ولی توی همین جهان امروز که ایده دموکراسی و جمهوریت آن را پر کرده، هنوز کشورهایی هستند – اتفاقا توسعه یافته – که نتوانستهاند پادشاهی را کنار بزنند. پارلمان دارند، حزب دارند، انتخابات هم دارند؛ ولی آخرش باید یک شاهی، ملکهای چیزی هم بالای سرشان باشد و ارتششان سلطنتی باشد نه ملی و سرودش کشورشان دعا برای سلطنت باشد نه کشور و ملت.
از زمانی که ایران ایران بود و از زمانی که انسانها بودند و تمدن بود، حکومت پادشاهی بود. هرکس زورش بیشتر بود و عده و عُده بیشتری داشت، پادشاه میشد و بعد پسرش و بعد نوهاش... مردم انتخاب نمیکردند، فقط زیر بار میرفتند؛ چون پادشاه زور داشت و آنها نداشتند؛ و چون پادشاه میگفت که خدا او را تایید کرده تا فرمانروایی کند. پادشاهها نه موقع آمدن از مردم نظر میخواستند و نه موقع رفتن. سرنگونیشان هم یا بخاطر حمله خارجی بود، یا کودتا و شورش گروهی که زورمندتر بودند، و یا بخاطر دعواهای قدرتطلبانه داخل خود دربار. مردم هیچوقت به این نتیجه نمیرسیدند که این حکومت را نمیخواهیم؛ پس تغییرش میدهیم. مردم فقط رعیتهایی بودند که نگاه میکردند.
حکومتی که تو بنا گذاشتی – فارغ از این که الان عملکردش چطور است – تنها حکومتی بود که مردم آن را خواستند. اولین باری بود که بعد از هزاران سال، مردم – به معنای واقعی مردم – یک حکومت را سرنگون کردند و حکومتی دیگر را به قدرت رساندند. اولین بار بود که مردم توانستند بین «آری» و «نه» انتخاب کنند.
حتی همانهایی که الان معتقدند تو اشتباه کردی، و حتی آنهایی که الان میخواهند پهلوی برگردد هم به تو مدیونند آقای خمینی. کسانی که توی خیابان میآیند و میگویند جاوید شاه هم به تو مدیونند. تو بهشان یاد دادی میشود مخالف حکومت بود و میشود حکومت را تغییر داد. دوتا شاه پهلوی را که مردم نخواسته بودند؛ اولی را انگلیس گذاشت روی تخت سلطنت و دومی را آمریکا. این ربع پهلوی اما حالا برای رسیدن به قدرت، محتاج مردم است! حالا باید مردمی باشند توی ایران که پهلوی را بخواهند و برایش بجنگند تا بتواند برگردد. دیگر نمیتواند با کودتا پادشاه بشود.
هدایت شده از ☫مهشکن🇵🇸🇮🇷
اگر تو نبودی و انقلابت نبود، این مردم کی جرات داشتند توی تاکسی و صف نان و مهمانیها و کوچه و بازار و کلاس و مدرسه و فضای مجازی، به تو و انقلابت و حکومتت فحش بدهند؟ شاید صد برابر بدتر این را میدیدند و دم نمیزدند. تو یادشان دادی که اگر ناراضی هستند، میتوانند داد بزنند و بگویند ناراضیاند. میتوانند طلبکار مسئولان شوند. اگر تو نبودی که یادشان بدهی میشود اعتراض کرد، صدبار هم توی سرشان میزدی صداشان درنمیآمد؛ همانطور که قبلا هم درنیامده بود(بجز قیامهای کوچک و کمدامنهای در گوشه و کنار ایران).
این مردم هزاران سال بود که فقط نگاه کرده بودند که این حکومت میرود و بعدی میآید و همهچیز را به چرخ گردون نیلوفری و فلک و ستارهها ربط داده بودند. برای ستارههای توی آسمان نقش بیشتری قائل بودند تا خودشان. اگر راضی بودند میگفتند چرخ بر وفق مرادشان میچرخد و اگر ناراضی بودند، فحشش را به همان چرخ فلک میدادند: چه بدکرداری ای چرخ! سر کین داری ای چرخ! نه دین داری نه آیین داری ای چرخ!
این مردم را همه توی سرشان زده بودند. پادشاهان سالها به عنوان رعیت توی سرشان زده بودند. مغولها و افغانها توی سرشان زده بودند. انگلیس و امریکا و شوروی و آلمان توی سرشان زده بودند. هرکس از راه رسیده بود یکی زده بود توی سر این مردم و بهشان حالی کرده بود که نه حرف شما مهم است، نه خواستههایتان. تو اما آمدی سر مردم داد کشیدی. کاری کردی که مردمی که سالهای سال، هر حکومتی تکهای از خاکشان را کنده بود و برده بود، سر یک وجب خاک خرمشهر با چنگ و دندان بجنگد.
تو آمدی این مردم را یاغی کردی آقای خمینی. کاری کردی که دیگر بجای تو سری خوردن، سرش را بلند کند و نظر خودش را بدهد. بگوید نه شرقی نه غربی. کاری کردی که با خودش بگوید: تحریمیم؟ به جهنم. خودمان میسازیم. حمله میکنند؟ به جهنم. دفاع میکنیم.
این مردم را یاغی کردی آقای خمینی. آنها که تو را قبول ندارند فکرش را هم نمیکنند که همین «قبول نداشتن» و «مخالف بودن» را مدیون تواند. حتی آن دهه هشتادی که اصلا تو را نمیشناسد و از تو و انقلابت متنفر است هم تنفرش را مدیون توست. تو به او یاد دادهای که میشود مخالف بود و مخالفت را کف خیابان داد زد. اگر تو نبودی که با یک پشتوانه مردمی، حکومت پهلوی را براندازی کنی، ایده براندازی شاید در ذهن هیچکس جوانه نمیزد. هیچکس توی همین ویرگول نمینوشت که میتوان جمهوری اسلامی را سرنگون کرد و بعد رفراندوم برگزار کرد و مردم خودشان انتخاب کنند که چه جور حکومتی میخواهند؛ و مثلا یکی بگوید حکومت غیردینی(هرچه باشد)، یکی بگوید جمهوری دموکراتیک، یکی بگوید پادشاهی مشروطه...
این مردم حالا ناراضیاند. بعضی نظرشان این است که حکومت بماند و اصلاح شود و بعضی میخواهند کلا برود و همه آنها چه بدانند چه نه، مدیون تو هستند. من شخصاً نظرم این است – بله تو ما دخترها را یاغی کردی و حالا من بجای ضعیفه بودن، اینجا نظر شخصی خودم را میگویم – که این حکومت بماند، ولی اصلاح شود. نظرم این است که مدیران پیر و پوسیده و پلاسیده بازنشسته شوند و مدیریت را به جوانانی بسپارند که تخصص و تعهد دارند. نظرم این است که میتوانم تغییر ایجاد کنم؛ چون تو یادم دادهای.
ممنونم آقای خمینی؛
ممنونم خمینی کبیر؛
ممنونم حضرت امام.
#دهه_فجر مبارک.
✍️ش. شیردشت زاده
http://eitaa.com/istadegi
سلام سلام
از راهنمای تور، وارا🤠، به همراهان گرامی:
خسته که نشدین؟
حوصله تون که سر نرفته؟
قرار بود امروز بریم مهمونِ یکی دیگه از مردمِ این سرزمین بشیم.
ولی از اونجا که احترام به بزرگترها خیلی واجبه، منم به احترام خانمِ «تاء»، اول چیزی که ازم خواستن رو براتون توضیح میدم:
قوانین وقف کردن!🚫
درس امروزمون یه خرده طولانیه و تو جاده ها میگذره.🛣 به خاطرِ همین، قراره وسطش کلی استراحت کنیم و بنزین بزنیم🤠
خب همونجوری که خود خانمِ «تاء» براتون توضیح دادن،
هر موقعی که ما قرار باشه وایسیم، حرفِ آخر کلمه اگه لباسش کوتاه باشه، لباسشو عوض میکنه و میره تو خونه ش استراحت کنه.
اما، یه چیز مهم دیگه ای هم هست که باید یادش بگیریم.
اونم این که، ما اصلا کجاها میتونیم وایسیم، و کجاها نمیتونیم؟
قبل از این که ادامه بدیم، برین یه قرآن با رسم الخط «عثمان طه» بردارین و بذارین جلو چشمتون، تا علامت هایی که بهتون میگم رو بتونین توش پیدا کنین.
اینایی که بهتون میخوام معرفی کنم، علائم راهنمایی رانندگی ان. باید خوب بهشون توجه کنین. که تو پارک ممنوع پارک نکنین، وقتی پلیس بهتون ایست میده هم فرار نکنین برین😬
البته، این علامت ها، بالای سرِ نوشته ها قرار میگیرن. پس اون بالا دنبالشون بگردین.
یه چیزِ دیگه رو هم باید خوب بدونین. اونم این که، اگه وسط جاده بنزینتون (نفستون) تموم شد، یا ماشین خاموش شد (عطسه ای سرفه ای چیزی)، دیگه تقصیر شما نیست که وایسادین. فقط باید برین از یه خرده عقب تر دوباره شروع کنین و بیاین جلو.
اما بهتره سعی کنین مراقب مقدار بنزینتون باشین. یه جوری تنظیم کنین که وسط راه تموم نشه و بتونین موقع توقف ها باکشو دوباره پر کنین.⛽️
حالا بریم سراغ علائم؟
خب، به این علامتا خوب دقت کنین:
🚫 لا: این علامت، علامتِ توقف ممنوعه.
اگه این علامتو دیدی، یعنی اینجا اصلا نباید وایسی❌. باید ادامه بدی و بری.
🛑 مـ: این تابلوی ایستِ پلیسه.
اگه این علامتو دیدی، یعنی اینجا حتما باید وایسی. نمیتونی ادامه بدی.
(توجه: این علامتو با علامت «م» اشتباه نگیر. شکلشون با هم فرق میکنه. اون علامت ربطی به قوانین توقف نداره. بعدا معرفیش میکنیم.)
🅿️ ج: اینجا پارکینگه.
اگه دوست داشتی، میتونی ازش استفاده کنی. اگرم دوست نداشتی، میتونی به حرکتت ادامه بدی.
🚦 قلے: این علامت، چراغ زرده.
اینجا میتونی حرکت کنی؛ ولی خب، اگه وایسی بهتره.
🛣 صلے: اینجا حاشیه جاده ست.
اینجا میتونی وایسی؛ ولی بهتره حرکت کنی.
🚗 س: این علامت، دست اندازه. بهش میگن سَکت.
اینجا فقط باید یه نیش ترمزِ کوچیک بگیری و بعدش ادامه بدی. نباید کامل وایسی.
🚧 .•. : علامتِ سه نقطه. اینجا عوارضیه.
این علامت، همیشه جفتی ظاهر میشه. وقتی دوتا از اینا دیدیم، یعنی فقط تو یکی از این دوتا جا باید وایسیم و عوارض بدیم.
اگه تو اولی واینستادیم، باید تو دومی وایسیم.
و اگه تو اولی وایسادیم، تو دومی دیگه نباید وایسیم.
همه رو تونستین تمرین کنین؟
خب پس بریم استراحت کنیم تا فردا که میخوایم بریم و مهمون «ثاء» کوچولو بشیم.
#تجوید
هدایت شده از روزمَرْگی!
حداقل برید اینو بخونید
https://eitaa.com/Concave_mirror/213