eitaa logo
رُقعه | مهدی مشکی‌باف مقدم
5.6هزار دنبال‌کننده
834 عکس
549 ویدیو
47 فایل
نکات و تحلیل‌های سیاسی_اجتماعی حجت‌الاسلام مهدی مشکی‌باف مقدم 🔻مدرس سطوح عالی حوزه علمیه 🔻دکترای جامعه شناسی سیاسی کانال توسط ادمین مدیریت می‌شود لینک ارتباط با ادمین کانال: https://eitaa.com/roghe313
مشاهده در ایتا
دانلود
5.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔷 ماشاءالله به هیئت و مجلسی که اینطور باشه 🆔 @roqe313
ریاست محترم جمهور امروز حرف‌های متعددی با رویکرد روشنگرانه، افشاگرانه و... داشتند که فعلا درگیر آن نمی‌شویم اما👇👇👇👇
3.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎞 منتظر تحقّق شروط گفته‌شده خواهیم بود 💬 از این لحظه، ما یعنی شما ملت سرافراز و این خادم ناچیز، منتظر تحقّق شروط گفته‌شده خواهیم بود.| ۲۸/خرداد/۱۴۰۵ 📲 @rahbar_enghelab_ir
فعلا این مطلب 👆👆👆 اولویت ماست و هیچ مطلبی نمی‌تواند حواس ملت مبعوث‌شده را از رسالت‌شان پرت کند
🛑 پیام امام خمینی(ره) در پذیرش آتش بس و قطعنامه 598 بسم الله الرحمن الرحيم با ياري خداوند متعال و سلام و صلوات به انبياء بزرگوار الهي وائمه معصومين صلوات الله عليهم اجمعين حال كه مسئولين نظامي ما اعم از ارتش و سپاه كه خبرگان جنگ مي باشند، صريحا اعتراف مي كنند كه ارتش اسلامي به اين زودي ها هيچ پيروزي به دست نخواهند آورد و نظر به اين كه مسئولين دلسوز نظامي و سياسي نظام جمهوري اسلامي از اين پس جنگ را به هيچ وجه به صلاح كشور نمي دانند و با قاطعيت مي گويند كه يك دهم سلاح هايي را كه استكبار شرق و غرب در اختيار صدام گذارده اند، به هيچ وجه و با هيچ قيمتي نمي شود در جهان تهيه كرد و با توجه به نامه تكان دهنده فرمانده سپاه پاسداران كه يكي از ده ها گزارش نظامي سياسي است كه بعد از شكست هاي اخير به اينجانب رسيده و به اعتراف جانشين فرمانده كل نيروهاي مسلح، فرمانده سپاه يكي از معدود فرماندهاني است كه در صورت تهيه مايحتاج جنگ معتقد به ادامه جنگ مي باشد و با توجه به استفاده گسترده دشمن از سلاح هاي شيميايي و نبود وسايل خنثي كننده آن، اينجانب با آتش بس موافقت مي نمايم و براي روشن شدن در مورد اتخاذ اين تصميم تلخ، به نكاتي از نامه فرمانده سپاه كه در تاريخ 2/4/67 نگاشته است، اشاره مي شود. فرمانده مزبور نوشته است تا پنج سال ديگر ما هيچ پيروزي نداريم؛ ممكن است در صورت داشتن وسايلي كه در طول پنج سال به دست مي آوريم قدرت عمليات انهدامي و يا مقابله به مثل را داشته باشيم و بعد از پايان سال 71 اگر ما داراي 350 تيپ پياده و 2500 تانك و 3000 توپ و 300 هواپيماي جنگي و 300 هليكوپتر و قدرت ساختن مقدار قابل توجهي از سلاح هاي [مختلف] كه از ضرورت هاي جنگ در آن موقع است داشته باشيم، مي توان گفت به اميد خدا بتوانيم عمليات آفندي داشته باشيم. وي مي گويد قابل ذكر است كه بايد توسعه نيروي سپاه به هفت برابر و ارتش به دو برابر و نيم افزايش پيدا كند. او آورده است البته آمريكا راهم بايد از خليج فارس بيرون كنيم والا موفق نخواهيم بود. اين فرمانده مهم ترين قسمت موفقيت طرح خود را تهيه به موقع بودجه و امكانات دانسته و آورده است كه بعيد به نظر مي رسد دولت و ستاد فرماندهي كل قوا بتوانند به تعهد خود عمل كنند؛ البته با ذكر اين مطالب مي گويد بايد باز هم جنگيد كه اين ديگر شعاري بيش نيست. آقاي نخست وزير از قول وزراي اقتصاد و بودجه وضع مالي نظام را زير صفر اعلام كرده اند، مسئولين جنگ مي گويند تنها سلاح هايي را كه در شكست هاي اخير از دست داده ايم، به اندازه تمام بودجه است كه براي سپاه و ارتش در سال جاري در نظر گرفته شده بود. مسئولين سياسي مي گويند از آنجا كه مردم فهميده اند پيروزي سريعي به دست نمي آيد، شوق رفتن به جبهه در آنها كم شده است. شما عزيزان از هر كس بهتر مي دانيد كه اين تصميم براي من چون زهر كشنده است ولي راضي به رضاي خداوند متعال هستم و براي صيانت از دين او و حفاظت از جمهوري اسلامي اگر آبرويي داشته باشيم خرج مي كنيم. خداوندا! ما براي دين تو قيام كرديم و براي دين تو جنگيديم و براي حفظ دين تو آتش بس را قبول مي كنيم. خداوندا! تو خود شاهدي كه ما لحظه اي با آمريكا و شوروي و تمامي قدرت هاي جهان سر سازش نداريم و سازش با ابر قدرت ها و قدرت ها را پشت كردن به اصول اسلامي خود مي دانيم. خداوندا! در جهان شرك و كفر و نفاق، در جهان پول و قدرت و حيله و دو رويي، ما غريبيم، تو خود ياري مان كن. خداوندا! در هميشه تاريخ وقتي انبياء و علماء تصميم گرفته اند مصلح جامعه گردند و علم و عمل را درهم آميزند و جامعه اي دور از فساد و تباهي تشكيل دهند، با مخالفت هاي ابو جهل ها وابو سفيان هاي زمان خود مواجه شده اند. خداوندا! ما فرزندان اسلام و انقلاب مان را براي رضاي تو قرباني كرديم، غير از توهيچكس را نداريم، ما را براي اجراي فرامين و قوانين خود ياري فرما. خداوندا! از تو مي خواهم تا هر چه زودتر شهادت را نصيبم فرمايي. گفتم جلسه اي تشكيل گردد تا آتش بس را به مردم تفهيم نمايند. مواظب باشيد، ممكن است افراد داغ و تند با شعارهاي انقلابي شما را از آنچه صلاح اسلام است دور كنند. صريحا مي گويم بايد تمام همت تان در توجيه اين كار باشد. قدمي انحرافي حرام است و موجب عكس العمل مي شود؛ شما مي دانيد كه مسئولين رده بالاي نظام با چشمي خونبار و قلبي مالامال از عشق به اسلام و ميهن اسلامي مان چنين تصميمي را گرفته اند. خدا را درنظر بگيريد وهر چه اتفاق مي افتد از دوست بدانيد. والسلام علينا و علي عبادالله الصالحين. شنبه25/تير67 روح الله الموسوي الخميني 🆔 @roqe313
1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وصف خود می‌گفتی و ما نمی‌فهمیدیم... 🆔 @roqe313
16.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🛑 خطای محاسباتی را اینگونه ایجاد می‌کنند 🆔 @roqe313
🟣 آیا آرامشِ میدانِ لبنان، مولودِ سفر به ژنو بود؟ واکاوی یک نسبت‌سازیِ هزینه‌ساز 🔹نظریه‌پردازان روابط بین‌الملل معتقدند که در محیط آنارشیک، مؤلفه‌ی «بازدارندگی فعال» (شامل توان موشکی و میدانی) نقش تعیین‌کننده‌ای در مدیریت بحران‌های منطقه‌ای ایفا می‌کند. هرگونه تبیینِ آرامشِ میدان نبرد با «حضور در میز مذاکره» – بدون اشاره به بازدارندگی‌های نظامی – در ادبیات راهبردی، نوعی «واگذاریِ علیتِ پیروزی به کنشگرِ مقابل» تلقی می‌شود که می‌تواند ادراک دشمن از هزینه‌های تهاجم را کاهش دهد. شواهد تاریخی (مانند عملیات‌های وعده صادق) نشان داده که تغییر معادلات میدانی در منطقه، حاصلِ نمایشِ قدرتِ تهاجمی و توانِ پاسخ‌دهیِ لحظه‌ای بوده است، نه صرفاً دیپلماسیِ اعلامی. 🔸بر اساس منطقِ «هزینه‌فایده» در بازی‌های راهبردی، هرگونه عقب‌نشینیِ تاکتیکیِ دشمن (مانند کاهشِ حملات به شیعیان لبنان) پیش‌از هرگونه توافق، نشان‌دهنده‌ی اثربخشیِ ابزارهای بازدارنده‌ی غیردیپلماتیک است. حال آنکه نسبت‌دادنِ این کاهشِ تنش به «سفرِ مذاکراتیِ پیشین»، زنجیره‌ی علّی را دچار وارونگی می‌کند و می‌تواند این سیگنال را به دشمن مخابره کند که «فشار نظامیِ صرف» (بدون مذاکره) قادر به تحمیلِ هزینه نیست. این نوعِ روایت‌سازی، در مطالعات امنیتی، ذیل «خطایِ اسنادیِ راهبردی» طبقه‌بندی می‌شود که پیامدِ آن، تقویتِ جسارتِ طرفِ مقابل برای آزمودنِ مجددِ خط‌شکنی‌های نظامی است. 🔹در ادبیاتِ دفاعی، دیپلماسی یک «ابزارِ مکمل» در کنار قدرتِ نظامی است و نه جایگزینِ آن. ارائه‌ی تحلیلی که موفقیتِ میدانی (مانند کاهشِ خونریزیِ شیعیان لبنان) را صرفاً مولودِ «نشستن پای میزِ مذاکره» بداند – بی‌توجه به انگیزه‌های دشمن از پذیرشِ آتش‌بس یا عقب‌نشینی – نه‌تنها با واقعیت‌هایِ میدانیِ جنگ‌های اخیر (که در آنها موشک‌ها و عملیات‌هایِ زمینی، خطوطِ قرمز را بازتعریف کردند) همخوانی ندارد، بلکه می‌تواند به‌عنوان «سیگنالِ اولیه‌یِ عقب‌نشینیِ راهبردی» تفسیر شود. 🔻 بازنگری در این روایت‌سازی، برای حفظِ ادراکِ هزینه‌زدایی از دشمن، یک ضرورتِ فوریِ امنیت‌ملی محسوب می‌شود. ✍ مهدی مشکی‌باف 🆔 @roqe313
هدایت شده از معرفت سیاسی
آلارم حقارت به صدا درآمد. همتی با پذیرش پیشنهاد کوشنر زمینه توهین و تحقیر ملت را فراهم کرد. مهدی امیدی ............................ ♦️همتی: اسناد امضا شده در مورد دارایی‌های مسدود شده ما، ما را ملزم به خرید محصولات کشاورزی از آمریکا نمی‌کند. اگر قیمت و کیفیت محصولات کشاورزی آمریکا بهتر باشد، هیچ مانعی برای خرید آنها وجود ندارد. ✍ واقعا آقای همتی نمی فهمد که امریکایی ها با این کار: اولا با دیکته کردن نوع هزینه درامدهای نفتی، ملت ما را تحقیر می کنند. ما خود باید مستقلا تصمیم بگیریم که با درآمدمان چه چیز، به چه میزان، از کجا و چه وقت خرید نمائیم. در این زمینه از دولت جنایتکار امریکا که در کشتار بیش از سه هزار نفر از هموطنان ما دست داشته است هیچ کالایی خرید نخواهیم کرد. ثانیا: آنها می خواهند غرامت عدم فروش محصولات کشاورزی شان را (به خاطر گران شدن انرژی و کود شیمیایی،) از ملت ما بگیرند و این یعنی جای ظالم و مظلوم عوض می شود، بجای آنکه آنها غرامت جنگ علیه ما را بپردازند ما باید غرامت گران شدن محصولاتشان را بپردازیم. ثالثا: آنها با تبلیغات دروغین این نکته را القاء می کنند که ملت ایران توسط نظام گرسنه نگاه داشته شده اند. سپس بر ما منت خواهند گذاشت که ما ملت شما را از گرسنگی نجات دادیم. نشانه اش سخن ترامپ است که گفت بجای پول میخواهیم به ایرانیها گندم و غذا بدهیم، ایرانیها گرسنه هستند. # # 🇮🇷✍️ معرفت سیاسی👇 🆔 @politicalKnowledge
🔴 راز دوگانگی؛ چرا در جنگ محکم، اما پای میز مذاکره لرزانیم؟ به دو گزاره زیر توجه بفرمایید: 1. جناب عراقچی: «حقوق بین‌الملل اجازه عوارض گرفتن نمی‌دهد» 2. ترامپ می‌گوید «تنگه را می‌گیرم و عوارض می‌بندم» این فقط یک اختلاف حقوقی نیست؛ این تقابلِ دو جهان‌بینی متفاوت دربارهٔ خودِ جهان است. به بیان ساده‌تر ۱. نگاه ما: نگاه قانون‌محور ما در دیپلماسی، خودمان را ملزم به کنوانسیون‌های بین‌المللی می‌دانیم. استدلالمان این است که تنگه هرمز یک آبراه بین‌المللی است و نباید آن را به گروگان گرفت. ما سعی می‌کنیم با «حرفِ حق» و «افکار عمومی» دنیا را با خود همراه کنیم. اما اشکال کار اینجاست که در دنیای بی‌قانونِ امروز، این نهادهای بین‌المللی معمولاً حرفِ زور را می‌شنوند، نه حرفِ حق را. ۲. نگاه آمریکا: نگاه زورمحور آمریکا حتی کنوانسیون حقوق دریاها را هم امضا نکرده! پس برایشان اصلاً مهم نیست قانون چه می‌گوید. ترامپ با صراحت می‌گوید که «حاکمیت» یعنی تواناییِ زور گفتن، نه تطابق با کاغذپاره‌ها. تهدید او برای بستن تنگه، یک اولتیماتوم عملی است؛ او درصدد تغییر «قواعد بازی» است، نه پایبندی به قواعد موجود. ۳. دلیلِ پارادوکس (موفقیت در جنگ، بن‌بست در مذاکره) در جنگ، ما از ابزارهای نامتقارن مثل موشک‌های نقطه‌زن، شناورهای تندرو، پهپادها و نیروهای نیابتی استفاده می‌کنیم. این ابزارها در «اختیار خودمان» است و نیازی به مجوز جهانی ندارد. اما در مذاکره، ابزار ما «تفسیر حقوقی» است که باید در دادگاه‌های لاهه یا افکار عمومی غرب قبولش بیاورند؛ درحالی‌که ابزار آمریکا «قطع سوئیفت»، «تحریم نفتی» و «بازداشت کشتی‌ها» است. ما با یک «دستِ پر» وارد میدان جنگ می‌شویم، اما با این سبک مذاکره با یک «دستِ خالی» پای میز مذاکره می‌نشینیم، چون ابزارهایمان را بر «حرف» بنا کرده‌ایم و آنها بر «زور». ۴. دو راه بیشتر نداریم: 🔹 راه اول: اگر می‌خواهیم در مذاکره بترسانیم، باید بعنوان نمونه براساس راهبردی که صریحا امام جامعه فرمودند تهدیدِ بستنِ واقعیِ تنگه را جدی کنیم و نشان دهیم که حرف و عمل ما یکی است. یعنی قدرت میدان را به میز مذاکره بیاوریم. 🔹 راه دوم: دست از التماس به نهادهای بی‌اثر برداریم و با یک دیپلماسی افشاگرانه، ریاکاری آمریکا را به رخ جهان بکشیم؛ اما این بار نه از موضع «متقاعد کردن»، بلکه از موضع «هزینه‌تراشی برای طرف مقابل» خصوصا با بهره‌گیری از ظرفیت جبهه متکثر مقاومت 🔻در جنگ، ما بازی را در زمین خودمان تعریف می‌کنیم؛ اما در مذاکره، هنوز داریم در زمین حریف و با قانون‌هایی که خودش نقض می‌کند، بازی می‌کنیم. تا وقتی که اهرم‌های فشارمان را از «قوانین نوشته‌شده» به «قدرت اعمال‌شده» تغییر ندهیم، در دیپلماسی همیشه محکوم به عقب‌نشینی خواهیم بود. مذاکره‌ی خوب، جایی شروع می‌شود که طرف مقابل بداند «زیر میز زدن» فقط کار خودش نیست. ✍ مهدی مشکی‌باف 🆔 @roqe313
🔷 معمای اهرم‌های ازدست‌رفته (بمناسبت مخالفت عمان با پروتکل تنگه هرمز) پس از دور تازه‌ای از گفت‌وگوهای ایران و آمریکا، دو اتفاق کلیدی رقم خورد که کمتر به آن پرداخته شد، اما می‌تواند معادله‌ی قدرت را برای ماه‌های آینده به‌کلی دگرگون کند: ۱. آمریکا با یک حرکت هوشمندانه، پرونده‌ی تنگه هرمز را به عمان گره زد و اعلام کرد که برای هر گونه عوارض‌گیری، نظر مسقط هم باید اخذ شود – درحالی‌که از پیش می‌دانست عمان به‌صراحت با این اقدام مخالف است. ۲. ایران پذیرفت که بازرسان بین‌المللی به تأسیسات هسته‌ای دسترسی داشته باشند و عملاً نظارت بر ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم غنی‌شده را تسهیل کرد؛ یعنی همان اهرمی که می‌توانست برگ برنده‌ی نهایی در برابر فشارهای غرب باشد... در تئوری مذاکرات راهبردی، «اهرم فشار» به دو چیز بستگی دارد: الف) قابلیت اجرایی ب) عدمِ اطلاعِ طرف مقابل از نقطه‌ضعف‌هایت در قضیه‌ی تنگه هرمز، ما از «ابهام استراتژیک» سود می‌بردیم؛ یعنی طرف مقابل دقیقاً نمی‌دانست که اگر تحریم‌ها تشدید شوند، آیا واقعاً تنگه را می‌بندیم یا نه. اما با مطرح کردنِ نظر عمان، آمریکا دو کار کرد: - اول: مسئله را از یک تهدید دوجانبه به یک مسئله‌ی سه‌جانبه تبدیل کرد (ایران–آمریکا–عمان) و عملاً وتوی عملیِ ما را با یک وتوی دیپلماتیک پاسخ داد. - دوم: نشان داد که پیش‌تر با عمان هماهنگ کرده و عملاً «کارتِ غافلگیری» را از دست ما خارج ساخته است. در سوی دیگر، پرونده‌ی اورانیوم ۴۰۰ کیلوگرمی، یک «تهدیدِ مؤثر» بود؛ چون هر گونه تشدید نظارت، می‌توانست جایگاه ما را در برجامِ سابق تضعیف کند. اما با پذیرش حضور بازرسان، دو اتفاق می‌افتد: ۱. اگر اورانیوم جابه‌جا یا پنهان شده باشد، لو می‌رود؛ ۲. اگر هم نه، نظارتِ مستمر، هر گونه غافلگیریِ آینده را غیرممکن می‌کند. یعنی عملاً ما «ابزارِ تهدیدِ فنی» را با «ابزارِ اعتمادسازیِ نمایشی» عوض کرده‌ایم؛ بدون اینکه امتیازِ مشخصی در برابر آن گرفته باشیم. 🔸 این دقیقاً همان نقطه‌ای است که رهبر معظم انقلاب هشدار دادند: «اهرم بسته بودن تنگه هرمز باید حفظ شود.» اما ظاهراً در فضای مذاکراتی، تیم دیپلماسی، «تعامل» را با «انفعال» خلط کرده است. در جنگ، ما از «قدرت نامتقارن» (موشکی، شناوری، مقاومت) استفاده می‌کنیم که در اختیارِ خودمان است و نیازی به تأیید دیگران ندارد. اما در مذاکره، ما از «قدرتِ ادراکی» (اینکه دیگران ما را تهدیدآمیز ببینند یا نه) استفاده می‌کنیم؛ و وقتی این ادراک با شفاف‌سازیِ بی‌مورد (مثل دادنِ دسترسی به بازرسان یا مشروط کردنِ تنگه به نظر عمان) از بین برود، عملاً «دستِ خالی» پای میز می‌رویم. 🔻 اگر بخواهیم از این نقطه به بعد اشتباه نکنیم، سه اصل را باید جدی گرفت: ۱. تفکیک ظاهری میدانِ مذاکره از میدانِ عملیات: تا وقتی در مذاکره تسلیمِ نظارتِ بی‌ضابطه شویم، در عملِ میدانی محکوم به عقب‌نشینی هستیم. باید دسترسی‌ها را پله‌پله و در برابرِ برداشتنِ تحریم‌های کلان بدهیم، نه یک‌جا. ۲. احیایِ ابهام استراتژیک در تنگه هرمز: به‌جای بحثِ حقوقی با عمان، باید بر «قدرتِ فیزیکیِ کنترل» تأکید کنیم و هر گونه اظهارنظر دربارهٔ نظرِ ثالث را متوقف کنیم. ۳. بازتعریفِ اهرم اورانیوم: به‌جای نظارتِ دائمی، می‌توانیم پیشنهادِ «نظارتِ متقابل» بدهیم؛ یعنی در ازایِ هر بازرسی، بازرسانِ ایرانی نیز به تأسیساتِ نظامیِ آمریکا در منطقه دسترسی داشته باشند. اینگونه، هزینه‌ی بازرسی را متقارن می‌کنیم. 📌 فعلا شرایط اینگونه شده که ما در جنگ، «اهرم‌ساز» هستیم؛ اما در مذاکره، «اهرم‌فرسا». دلیلش این است که در جنگ به «بدنهٔ قدرت» اتکا داریم، اما در مذاکره به «ظاهرِ قانون». تا وقتی اهرم‌های واقعی‌مان (تنگه، اورانیوم، موشک، منطقه و... ) را با «اعتمادسازیِ بی‌مقابله» هدر دهیم، نه‌تنها دست‌مان خالی می‌شود، بلکه در نگاهِ طرف مقابل مذاکره‌کننده‌ی ضعیف هم به نظر می‌رسیم. ✍ مهدی مشکی‌باف 🆔 @roqe313