رُقعه | مهدی مشکیباف مقدم
البته حرفهای ضد و نقیض زیادی نقل میشود که نیاز به زمان است تا روشن شود
امرُّ علی الدیار لیلی
اقبِّل ذاالجدار و ذالجدارا
و ما حب الدیار شقفن قلبی
و لکن حب من سکن الدیارا
🛑❌دفن امانتی پیکر رهبر شهید در حرم حضرت معصومه(س) صحت ندارد
▪️در روزهای گذشته، مطلبی در فضای مجازی با این مضمون منتشر و بازنشر شد که پیکر رهبر شهید تا صبح روز گذشته بهصورت امانت در حرم مطهر حضرت معصومه سلام الله علیها به خاک سپرده شده بود و سپس برای انجام مقدمات مراسم وداع، تشییع و تدفین به تهران انتقال یافته است..
❇️ توسعه را با آمار بسنجیم، نه با نامها
در روزهای اخیر، مجدداً بحث همکاری با نامهایی که بهظاهر غولهای فناوری غرب قلمداد میشوند نظیر ایلان ماسک و بیل گیتس بهعنوان راهحلی کلیدی برای توسعه مطرح شده است. اما پیش از هر گونه قضاوت راهبردی، بهتر است نگاهی به دادههای عینی اقتصاد کلان بیندازیم؛ چراکه ارقام، بیپردهترین روایتگران واقعیت هستند.
آمارهای تجاری جهانی بهخوبی نشان میدهد که تراز تجاری ایالات متحده در محدوده منفی یک تریلیون دلار در نوسان است؛ رقمی که بیانگر ساختاری مصرفگرا، متکی بر واردات و مبتنی بر کسری عمیقِ مزمن است. در سوی دیگر میدان، چین با تراز تجاری مثبت یک تریلیون دلار، تصویر یک اقتصاد مولد، صادراتمحور و دارای مازاد واقعی سرمایه را به نمایش میگذارد.
پرسش بنیادین اینجاست: چگونه میتوان نسخهی توسعهای را از کشوری گرفت که زیرساخت اقتصادی آن بر پایهی بدهی و کسری استوار است و آن را بهعنوان الگویی برای جوامع در حال توسعه تجویز کرد؟
واقعیت این است که اصرار بر اتخاذ مسیرهای غربی، فارغ از دادههای عینیِ فوق، نه یک رویکرد سیاسی که یک خطای تحلیلیِ راهبردی محسوب میشود. نادیده گرفتن شکاف آشکار میان اقتصاد متورمِ بدهیمحور غرب و اقتصاد مولد شرق، نوعی خودفریبیِ محاسباتی است که هزینهی آن را بهدوش تولید و اشتغال ملی خواهیم گذاشت.
توسعهی پایدار، از دلِ مزیتهای واقعیِ تولیدی، علم بومی و نگاه به شرقِ قدرتمند میجوشد، نه از دلِ شعارهای پرزرقوبرقِ سرمایهداریِ گرفتار در تورِ کسری. چشمبستن بر این واقعیتها، دوری از عقلانیتِ اقتصادیِ محض است.
✍ مهدی مشکیباف
🆔 @roqe313
3.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔷عراق این روزها در هوای امام شهید روزشماری می کند...
🆔 @roqe313
از تهدیدِ تلویحیِ یک مداح علیه رئیسجمهور، همه به تکاپو افتادند؛ سخنگوی قوهی قضائیه ورود کرد و اکانتهای مجازی، تیغِ قلم را تیز کردند.
اما وقتی ترامپ و رژیم صهیونیستی، صریحترین تهدیدهای ترور را متوجهِ «ظهرِ انقلاب» میکنند، ناگهان همهی این صداها به «خویشتنداری» و «صبرِ راهبردی» تعبیر میشود.
این دوگانگی نشان میدهد که سنجهی واکنش، نه «شدتِ تهدید» که «هویتِ تهدیدکننده» است.
پرسش اینجاست: خطقرمزِ امنیت ملی، در برابرِ دشمنِ بیرونی نرمتر میشود یا در برابرِ صدایِ درونی؟
🆔 @roqe313
🛑 سهگانهی راهبردی واشنگتن؛ از «مدیریت تشریفاتی» تا «حملهی تاکتیکالنوک»
هر مذاکرهای دو لایه دارد: لایهی دیپلماتیک برای افکار عمومی، و لایهی نظامی-راهبردی برای میدان نبرد. آنچه در پشتپردهی مذاکرات جاری میگذرد، نه «رفع تحریم» که «مهندسی معکوس بازدارندگی» ایران است. کالبدشکافی سه هدف کلیدی آمریکا را با نگاهی ژئوپلیتیک و نظامی:
1. خنثیسازی بازدارندگی دریایی؛ تبدیل تنگهی هرمز به یک «دریاچهی باز»
هدف آمریکا از حذف هزینهی ترانزیت برای ایران، نابودی کارتهای چانهزنی دریایی تهران است. اگر مدیریت ایران در این شاهرگ حیاتی فقط نمادین و تشریفاتی شود، عملاً کریدور صادرات نفت ایران در تیررس کامل ناوگان دشمن قرار میگیرد و امکان اعمال محاصرهی همهجانبه برای آمریکا فراهم میشود. این یعنی خاموش کردن موتور «جنگ نامتقارن» در پهنهی آبهای خلیجفارس.
2. شکستن دیوار غنیسازی؛ فراهمسازی بستر «حملهی تاکتیکالنوک»
رقیقسازی اورانیوم تا زیر آستانهی غنیسازی ۶۰٪، مستقیماً به معنای افزایش زمان گریز هستهای است. اما چرا این اصرار؟ چون کلاهکهای هستهای تاکتیکی مانند B61-12 (که قابلیت نفوذ به تأسیسات زیرزمینی را دارند) تنها در شرایطی قابل استفاده هستند که مهاجم از عدم واکنش متقارن هستهای اطمینان حاصل کند. اگر ایران در آستانهی هستهای باقی بماند، هر گونه حملهی اتمی محدود، به خودکشی راهبردی مهاجم منجر میشود. بنابراین، رقیقسازی، هزینهی استفاده از بمبهای تاکتیکی را برای ارتش اسرائیل و آمریکا به صفر نزدیک میکند.
3. تثبیت اشغال جنوب لبنان؛ آزادسازی جبههها برای ضربهی نهایی
ادامهی اشغال لبنان توسط رژیم صهیونیستی، یک هدف تاکتیکی فرعی نیست؛ بلکه مقدمهای برای جابهجایی قدرت آتش است. محور مقاومت در مرزهای شمالی، موشکهای دقیقزنندهای در اختیار دارد که بخش اعظم توان نظامی اسرائیل را درگیر خود کرده است. تثبیت اشغال و عقبراندن حزبالله به پشت خط لیتانی، به معنای آزادسازی یگانهای نخبهی اسرائیل و سامانههای پدافندی برای انتقال به جبههی شرقی (حمله به ایران) است. این همان مدیریت هوشمند جبههها برای کاهش هزینههای حملهی تمامعیار است.
🔻این سه هدف، جزیرههای جداگانه نیستند، بلکه حلقههای یک زنجیر بههمپیوستهاند:
حذف بازدارندگی دریایی + حذف بازدارندگی هستهای + حذف بازدارندگی منطقهای = بسترسازی برای یک معادلهی نظامی جدید.
قطعا آمریکا ایرانِ بدون پشتوانهی میدانی و هستهای را حتی پشت میز مذاکره هم نخواهد نشاند.
سؤال اینجاست: آیا این استراتژی، «دیپلماسی فشار حداکثری» است یا «طراحی یک اولتیماتوم تمامعیار»؟
✍ مهدی مشکیباف
🆔 @roqe313
رُقعه | مهدی مشکیباف مقدم
🛑 وقتی طوری صحبت میکنیم که دشمنشاد شویم... 🆔 @roqe313
🟣 تفاوت «عاطفهی فردی» با «انضباط سیستمی»؛ جایی که بسیاری از نخبگان سیاسی زمین میخورند.
(به مناسبت اظهارات دشمنشادکن معاون رئیس جمهور)
بسیاری از ما در دام این توهم تحلیلی گرفتار میشویم که «ارادت قلبی به رهبری» را مترادف با «ولایتپذیری» میپنداریم. اما نگاه دقیق و عمیق به این دو مقوله، شکافی بنیادین را نمایان می کند.
ارادت، یک کنش عاطفی و سیال است. تحتتأثیر جوّ، احساسات لحظهای و مصالح فردی تغییر میکند و در مواجهه با اختلافنظرها، بهسرعت به «چانهزنیِ معرفتی» و «کلنجارِ روشنفکرانه» بدل میشود. این نوع نگاه، هنوز در مرحلهی تملّقِ احساسی به رهبری متوقف مانده و از درک فلسفهی وجودیِ نظام ولایی غافل است.
اما ولایتمداری، یک چارچوب عقلانی و ساختاری برای بقای کل نظام است. ولایتپذیر واقعی، کسی است که پذیرفته خردِ جمعیِ نظام و تدبیرِ نهاییِ ولیفقیه، بر سلیقهی شخصیِ او اولویتِ راهبردی دارد. طریقیت این امر چندان در بحث فعلی مد نظر نیست و موضوعیت آن باید مورد امعان نظر قرار گیرد.
تقابل با رهبری در مقام اختلاف نظر، نشانهی بلوغ فکری نیست؛ بلکه نشانهی غرور معرفتی و تقدم «منِ تحلیلگر» بر «ماِ راهبردی» است. ولایتپذیریِ ناب، یعنی لحظهای که تحلیل شخصی خود را در برابر تدبیرِ نهاییِ رهبر، تعطیل میکنی؛ نه از روی جهل یا تقلید کور، بلکه از روی عمق درک این اصل که هماهنگی کل، هرگز فدای فهمِ جزء نمیشود.
این همان نقطهی تمایز یک نیروی تراز انقلابی است: عبور از عواطف متغیر و رسیدن به انضباط ولایی.
✍ مهدی مشکی باف
🆔 @roqe313
🛑 کودتا
چندی است مجدد مسئله کودتا از زبان برخی دلسوزان و مطلعین شنیده میشود که جای نگرانی مضاعف دارد. گرچه این ایام نباید هیچ چیز تمرکز را از تشییع آقای شهیدمان بردارد اما با چشم باز ایم مراسمات را شرکت کنیم. گمانم بازخوانی آخرین سخنرانی آقای شهیدمان در توضیح کودتا بهترین راهگشا باشد:
عزیزان من! آنچه اتّفاق افتاد، یک «کودتا» بود که شکست خورد. اینجور نبود که فرض کنیم یک عدّه جوان یا غیر جوان در یک جایی عصبانی شدند، حرکتی کردند، اقدامی کردند، اعتراضی کردند یا اغتشاشی کردند؛ نه، بیش از این حرفها بود؛ کودتا بود، منتها این کودتا زیر پای ملّت ایران له شد.
به طور خلاصه قضیّه اینجوری است: دستگاههای اطّلاعاتی و جاسوسیِ دو کشورِ آمریکا و فلسطین اشغالی، یعنی همین رژیم صهیونیِ باطل، به کمک دستگاههای اطّلاعاتی بعضی از کشورهای دیگر ــ که بعضی از آن کشورها را هم ما میشناسیم ــ در طول زمان گشتهاند یک تعدادی افراد شرور یا دارای زمینههای شرارت را در کشورمان پیدا کردهاند، اینها را بردهاند، به آنها پول دادهاند، اسلحه دادهاند، آموزشِ خرابکاری دادهاند، آموزشِ ورود در مراکز نظامی یا مراکز دولتی دادهاند، و فرستادهاند به ایران، منتظر برای یک فرصت، که هر گاه یک فرصتی پیدا شد، اینها کار خودشان را شروع کنند. کار آنها هم عبارت است از اینکه یک عدّه مخاطبِ سادهدل را ــ یا جوان یا غیر جوان را ــ تحت تأثیر قرار بدهند، عصبانی کنند و آنها را وادار کنند به ورود در میدانهای سخت. این فرصت برایشان پیش آمد؛ در حدود یک ماه و نیم قبل وارد میدان شدند و این جوانهای سادهدل و بیتجربه را جلو انداختند؛ به کجا؟ به [سوی] مراکز حسّاس: مراکز نظامی، مراکز زیربنائی، مراکز انبارهای بنزین، مراکز حسّاس نظامی و دولتی. اینها را آنجا [جلو] انداختند و خودشان هم با سلاحهای مختلف ــ سلاح کمری، سلاح شخصی، تفنگ، نارنجک و غیرذلک ــ وارد میدان شدند و سیاستشان این بود که حرکت، حرکت خشن و بیملاحظه باشد؛ مثل حرکت داعش. تصمیم گرفتند که خشن عمل کنند؛ لذا انسانِ زنده را آتش میزنند، بچّه را در بغل پدرش میکُشند؛ کارهای خشن میکنند. و متأسّفانه یک عدّهای از هممیهنان ما به خاطر حرکت اینها به دیار باقی رفتند و جان باختند.
هدف چه بود؟ هدف این بود که پایههای نظام را سست کنند، متزلزل کنند، مراکز حسّاس را بگیرند، صداوسیما را بگیرند و از این قبیل؛ این کاری بود که اینها میخواستند بکنند. نیروهای انتظامی، بسیج، سپاه و تعداد زیادی جوان که نه جزو بسیج بودند، نه جزو سپاه بودند، در مقابل اینها قرار گرفتند. بعضی با دست خالی با اینها برخورد کردند، بعضی هم شهید شدند؛ لکن در نهایت چه شد؟ در نهایت، دشمن چه قبول بکند، چه قبول نکند، این کودتایی که با اینهمه زحمت، با اینهمه خرج، با اینهمه پیشبینی، آن را در داخل کشور فراهم کرده بودند، به خاک نشست و شکست خورد و ساقط شد. این اتّفاقی بوده که افتاده. قضیّه، قضیّهی مهمّی است، قضیّهی کوچکی نیست.
🔻بیانات رهبر شهید انقلاب در دیدار مردم آذربایجان شرقی | ۱۴۰۴/۱۱/۲۸
🆔 @roqe313