eitaa logo
رُقعه | مهدی مشکی‌باف مقدم
5.5هزار دنبال‌کننده
938 عکس
640 ویدیو
53 فایل
نکات و تحلیل‌های سیاسی_اجتماعی حجت‌الاسلام مهدی مشکی‌باف مقدم 🔻مدرس سطوح عالی حوزه علمیه 🔻دکترای جامعه شناسی سیاسی کانال توسط ادمین مدیریت می‌شود لینک ارتباط با ادمین کانال: https://eitaa.com/roghe313
مشاهده در ایتا
دانلود
‌ اقدام خوب قالیباف در ديدار با الزیدی؛ ادای احترام نخست وزیر عراق به رهبر شهیدانقلاب و شهیدان سلیمانی و ابومهدی مهندس. الزیدی در پاسخ گزافه‌گویی‌های ترامپ سکوت کرده بود. 🆔 @roqe313
سخنرانی ۱ مرداد.mp3
زمان: حجم: 17.6M
سخنرانی و روضه خوانی (🏴 ۱ مرداد) 🔻موضوع: زندگی مبارک امام حسن مجتبی علیه السلام و تحلیل مسائل منطقه 🎤 سخنران: حجت‌الاسلام والمسلمین شروع سخنرانی از دقیقه: 1:37 ┅┅══════════════┅┅ الَّلهُم‌عجِّل‌‌لِوَلیِکَ‌الفرَج @masjed_EHA
❇️ کم کم داره ۱۵۰ شب میشه که با رفقای مختلف ، عمود این خیمه و موکب برپاست باذن الله ❇️ کنار همین ملت مبعوث شده و انگار دیگه یک خانواده شده ایم : 📍حلما و سوگل ۸ساله و ۶ساله اند، چند ماهه دارند کمک مون میکنن، وقتی گفتیم هدیه ای بهتون میدیم گفتند هدیه ما رو امام حسین.ع میده! 📍آقا منصور بقول خودش تو کار ساختمانه! کل چایخونه دستشه، شربت و چایی و آب یخ! شب تشییع آقا وقتی موکب رو موقت جمع میکردیم غمگین ترین جمع ما بود! 📍و آقاسید که با پسرش نونهالش صوت موکب دستشه و خیلی تعصب روی تمیز شدن کار 📍آرین چند ماهه هم الان جزیی از این تیم ما هست، تازه می‌تونه چهاردست و پا بره و تا میرسه به موکت های موکب بسرعت میاد سمت ما ! 📍هزینه ها با اینکه تو میدون فردوسی زیر سایه سار دو تا بانک بزرگ کشور هستیم ! خود مردم میدن، مثل همون خانمی که گفت برای نذر همسر جانبازم، یا اون آقایی که موتوری بود و گفت قند ده شب تون با من! کاملا مردمی خودگردان . 🌷خلاصه خیمه ای برپاست، ماهها قبل اسمش را گذاشتیم تکیه انتقام و بمدد غبار چادر زهرای مرضیه.س همچنان پابرجاست و همه اشکها و بغض ها و عهدهایمان با سیدعلی را آنجا داریم. @hamzevasl
🛑 العاقل یکفیه الاشارة امروز، بزرگترین قدرتِ نظامی‑فناوری و رسانه‌ای جهان، جنگی تمام‌عیار را علیه امنیت و تمامیت ایران رقم زده است. در این میدان، رزمندگان اسلام جانانه ایستاده‌اند و مردم نیز با حضور آگاهانهٔ خود، حماسه‌ای دیگر آفریده‌اند. اما از نگاه روان‌شناسی اجتماعی، مهم‌ترین عاملِ تداوم این مقاومت، «انسجام ملی» است. نظریهٔ «تهدیدِ هویتی» نشان می‌دهد که در بحران‌های بیرونی، گروه‌های مختلف ذیل یک «هویتِ برتر» یعنی منافعِ ملی، متحد می‌شوند. دشمن به خوبی می‌داند که اگر نتواند در میدانِ نظامی پیروز شود، باید این وحدت را هدف بگیرد. جنگِ شناختی امروز، دقیقاً به دنبال معکوس‌سازی این روندِ طبیعی است. ایجاد الم‌شنگه‌های مصنوعی و دامن زدن به دعوای سخیفِ جناحی توسط بزرگان دولت، چیزی جز افتادن در تلهٔ «خودتحقق‌بخشیِ پیش‌گوییِ دشمن» نیست. این رفتارها در علومِ ارتباطات، که آشفتگیِ اطلاعاتی نام دارد، هدفش منحرف کردنِ هوشِ جمعی از تهدیدِ اصلی است. در چنین برهه‌ای، نخبگان و دولتمردان باید نقشِ «لنگرِ ثباتِ روانی» جامعه را ایفا کنند. هر واکنشِ احساسی و جناحی، به معنای پذیرشِ «بازی با حاصلِ جمعِ صفر» است؛ در حالی که امروز به «همکاریِ راهبردی» نیاز داریم. پیروزی در نبردِ سخت، مرهونِ جان‌فشانیِ نظامیان است، اما تداوم این پیروزی، مرهونِ انسجامِ نخبگانی و سرمایهٔ اجتماعیِ مردم است. ذهن و گفتمان، خطِّ مقدمِ جبههٔ دومِ جنگ است. هوشیار باشیم که امروز هر کلمه و موضع‌گیری، تیری در ترکشِ امنیتِ ملی است. ✍ مهدی مشکی‌باف 🆔 @roqe313
🛑 چند خبر پر خطر: در سه روز اخیر این 7 خبر توسط رسانه‌های آلوده غربی نظیر وال استریت ژورنال، نیویورک تایمز، رویترز و... در حال ضریب‌دهی است: ۱. انتقال فعالیت‌های هسته‌ای ایران به کوه کلنگ ۲. سرعت خیره کننده و بیش از برآورد بازسازی تسلیحاتی و موشکی ایران ۳. دستیابی ایران به فناوری و اطلاعات خاص از سوی روسیه جهت زدن ایستگاه‌های سیا در سعودی و عراق ۴. تمایل بیشتر حضرت آیت الله سیدمجتبی خامنه‌ای به دستیابی به تسلیحات هسته‌ای ۵. برنامه ریزی ایران برای ترور مشاوران و دستیاران ترامپ ۶. برنامه‌ریزی گروه‌های وابسته به ایران جهت زدن هواپیمای ترامپ در ترکیه ۷. خنثی‌سازی ترور مقامات صهیونیستی توسط وزارت اطلاعات ایران (اطلاعیه رسمی موساد) با نگاهی به این هفت خبر که در بازه‌ای کمتر از سه روز از سوی رسانه‌های شاخص غربی منتشر شده، یک الگوی روایی کاملاً هدفمند خودنمایی می‌کند که در آن هر خبر، نقش یک تکه از پازل را ایفا می‌نماید تا تصویری جامع از یک «تهدید قریب‌الوقوع و همه‌جانبه» را ترسیم کند. در این چینش، خبر انتقال فعالیت‌های هسته‌ای به کوه کلنگ و خبر سرعت خیره‌کننده در بازسازی توان موشکی ایران، با هم این روایت را می‌سازند که برنامه نظامی ایران نه تنها تضعیف نشده، بلکه به سطحی از آسیب‌ناپذیری و قدرت بازدارندگی رسیده که هرگونه راه‌حل دیپلماتیک یا نظامی محدود را بی‌اثر می‌کند. به موازات آن، خبر دستیابی ایران به فناوری روسی برای زدن ایستگاه‌های سیا در عربستان و عراق، این تهدید را از مرزهای ایران فراتر برده و آن را به عنوان بخشی از یک ائتلاف خطرناک با یک قدرت هسته‌ای بزرگ به تصویر می‌کشد که معادلات منطقه را به نفع خود تغییر داده است. در لایه بعدی این روایت‌پردازی، خبر تمایل رهبر جدید ایران به سمت تسلیحات هسته‌ای، با دامن زدن به این اهرم فشار که ایران در آستانه «گام نهایی» قرار دارد، تلاش می‌کند هرگونه امیدی به مهار برنامه هسته‌ای از مسیر مذاکره را از بین ببرد و فوریت اقدام نظامی را دوچندان کند. هوشمندانه‌ترین بخش این پازل، دو خبر درباره برنامه‌ریزی برای ترور مشاوران ترامپ و زدن هواپیمای او در ترکیه است که ماهیت تهدید را از سطح «مقابله با یک کشور» به سطح «تهدید شخصی و تروریستی علیه رهبر آمریکا» ارتقا می‌دهد؛ و به گونه‌ای طراحی شده‌اند که واکنش نظامی را نه یک انتخاب تهاجمی، بلکه یک اقدام دفاعی و حیاتی جلوه دهند. در نهایت، خبر خنثی‌سازی ترور مقامات صهیونیستی که از سوی موساد منتشر شده، حلقه آخر این زنجیره را تشکیل می‌دهد تا نشان دهد دایره تهدیدات ایران، متحد کلیدی آمریکا در منطقه را نیز در بر گرفته و موجودیت رژیم صهیونیستی را نشانه رفته است. برآیند نهایی این هفت روایت، چیزی جز تلاش سیستماتیک برای عادی‌سازی گزینه نظامی علیه ایران در افکار عمومی جهان نیست. رسانه‌های مذکور با فشرده‌سازی این خبرها در یک بازه زمانی کوتاه، صحنه‌ای را می‌آرایند که در آن ایران یک «موجودیت ستیزه‌جو، غیرمنطقی و مجهز به ابزارهای آسیب‌ناپذیر» معرفی می‌شود؛ موجودیتی که هم توانایی حمله به متحدان آمریکا را دارد، هم عزم ترور شخص رئیس‌جمهور را، و هم در آستانه دستیابی به بمب اتمی تحت رهبری جدید خود قرار گرفته است. این سه ویژگی (توانایی آسیب‌ناپذیر، عزم خشونت‌ورزی فرامنطقه‌ای و اهداف هسته‌ای)، یک «دلیل موجه» کامل را شکل می‌دهند تا هرگونه حمله گسترده به ایران، در مقابل افکار عمومی جهان نه یک تجاوز، بلکه یک «اقدام ضروری و پیشگیرانه» برای جلوگیری از یک فاجعه‌ی قریب‌الوقوع قلمداد شود و بدین ترتیب، زمینه برای یک تشدید تنش نظامی و جنگی تمام‌عیار علیه ایران هموار گردد. برای مقابله با این سناریوی مهندسی‌شده، راهبرد مقابله باید در دو سطح «خنثی‌سازی روایی» و «بازدارندگی عملیاتی» طراحی شود. در سطح نخست، ضروری است کارزارهای رسانه‌ای فعالی تعریف شود که با انتشار هم‌زمان اسناد و تحلیل‌های معتبر، تناقض‌های درونی این اخبار (هم‌چون ناسازگاری ادعای «پیشرفت هسته‌ای سریع» با «انتقال به کوه کلنگ» و یا تناقض میان «بازسازی خیره‌کننده موشکی» و «نیاز به کمک روسیه برای زدن ایستگاه‌های سیا») را به شکل نظام‌مند افشا کند تا شکاف روایی این پازل را برای افکار عمومی جهان آشکار سازد. هم‌زمان، با افزایش هشدارهای دیپلماتیک دربارهٔ پیامدهای امنیتیِ هرگونه اشتباه محاسباتی و همچنین برگزاری آزمایش‌های خاص علنی در مناطق کلیدی، هزینه‌های یک حملهٔ احتمالی را به شکلی ملموس و غیرقابل‌انکار به تصمیم‌سازان غربی منتقل کرد. این رویکرد دوگانه (ترکیبی از جنگ روایت‌ها و بازدارندگی فعال) می‌تواند ضمن خنثی‌سازی اجماع‌سازی رسانه‌ای، معادله را از «اقدام ضروری» به «ریسک غیرقابل‌محاسبه» برای طرف مقابل تغییر دهد و زمینه را برای بازگشت به گفت‌وگوی فنی و کاهش تنش هموار سازد. ✍ مهدی مشکی‌باف 🆔 @roqe313
14.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حاج مهدی آقای رسولی، عزیز بودی عزیزتر شدی ماشاءالله به این فهم و صبر 🆔 @roqe313
دین‌داری امثال من هنر چندان دشواری نیست اما در فضای آلوده سلبریتیزم که رسانه ملی و غیرملی را با شبکه‌های مافیایی تسخیر کرده اند، واقعا هنر می‌خواهد. ان‌شاءالله قمربنی‌هاشم در این لحظات اول وحشت قبر شما را در آغوش بگیرد آقای اکبر عبدی... 🆔 @roqe313
🛑 معمای تلخ «موفقیت میدانی» در برابر «فشار سیاسی» در هفته‌های اخیر، صحنهٔ عملیات به‌وضوح تغییر محسوسی در موازنهٔ قدرت منطقه نشان داده است. اقدامات بازدارنده در آبراه‌های کلیدی و ضربات دقیق به تأسیسات حیاتی دشمن – به‌ویژه آتش‌سوزی در آرامکو – نه‌تنها معادلات امنیتی خلیج‌فارس را دگرگون کرد، بلکه هزینه‌زایی راهبردی را در قامت یک کنشِ نامتقارنِ مؤثر به ثبت رساند. افزایش قیمت نفت در پی این رویدادها، خود گواه روشنی بر تأثیر عمیق این کنش‌ها بر اقتصاد کشورهای متخاصم است. اما آنچه در تحلیل راهبردی این میدان جای تأمل دارد، تناقض آشکاری در فرایند تصمیم‌گیری است: چرا در اوج استحکام موضع دفاعی و استیصال تاکتیکیِ دشمن، دوباره زمزمه‌های بازگشت به میز مذاکره، آتش‌بسِ زودهنگام و چشم‌پوشی از دستاوردهای تنگه‌ای به گوش می‌رسد؟ مطرح کردن چنین گزینه‌هایی در نقطهٔ اوج فشار، نه‌تنها برگ‌های برنده را به برگِ امتیاز تبدیل می‌کند، بلکه روایتی نادرست از مدیریت منازعه را نهادینه می‌سازد. همان‌گونه که در حکمت دیرینهٔ سیاست آمده است: «مَن جَرَّبَ المُجَرَّبَ، حَلَّت بِهِ النَّدامَةُ»؛ بازگشت به الگوهای شکست‌خورده‌ای که پیش‌تر هزینه‌های سنگینی داشته‌اند، جز پشیمانی عمیق حاصلی نخواهد داشت. ثبات و آرامش پایدار در غرب آسیا هرگز از مجرای چانه‌زنی در اوج اضطرار عبور نمی‌کند. بنیاد امنیتِ حقیقی، مبتنی بر نظریهٔ «بازدارندگی فعال» و استمرار «مقاومت هوشمندانه» است. تجربهٔ تاریخی این جبههٔ مقاومت به‌خوبی ثابت کرده که مسیر واقعیِ صلح، نه در امضای توافقاتِ نابرابر، بلکه در پایداری میدانی، خون‌خواهیِ حق‌طلبانه و تداوم جهادِ تبیینی برای نسل‌های آینده ترسیم می‌شود. دولتمردان باید این چرخهٔ معیوب را تکرار نکنند و بر قدرت بازدارندگیِ بومی و اجماع داخلی، به‌عنوان تنها ضامنِ صلحِ عزتمندانه، تکیه کنند. در شرایط اوج و میانه‌ی میدان باید امتیاز گرفت نه پشت میز. امیدوارم کار به جایی نرسد که خود مردم ناچار به اصلاح این چرخه معیوب گردند. ✍مهدی مشکی‌باف 🆔 @roqe313
4.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♦️رواق دارالذکر به روی زائران امام رضا (علیه‌السلام) آغوش گشود. 🆔 @roqe313
🛑 صلح پایدار در جنگ وجودی جنگی که امروزه با آن مواجهیم نه یک مناقشه‌ی مرزی یا اختلاف سیاسیِ معمولی، که وضعیتی است که از آن به «وضعیت استثنایی» یا «دشمن‌انگاری بنیادین» یاد می‌شود. در چنین بستری، هر گونه صلح‌سازی مبتنی بر مذاکره و امتیازدهی، نه تنها راهگشا نیست، بلکه به مثابه «توهم پایدارسازی» عمل می‌کند؛ چراکه وقتی در جنگ وجودی قرار گرفتید و هدف طرف مقابل «نابودی کامل» تعریف شود، هر امتیاز کوچکی به جای کاهش تنش، طرف مقابل را جسورتر کرده و هزینه‌ی حمله را برای او کاهش می‌دهد. این همان چیزی است که در نظریه بازی‌ها «معمای تعهد» نامیده می‌شود؛ جایی که هر توقف یا عقب‌نشینی از سوی مدافع، به عنوان سیگنال ضعف تلقی شده و مهاجم را برای ادامه‌ی فشار مصمم‌تر می‌کند. در این شرایط، نه مذاکره‌ی محض کارگشاست و نه جنگی که با هدف دستیابی به صلح آغاز شود، زیرا جنگِ محدود تنها به دشمن فرصت می‌دهد تا آرایش خود را بازسازی کرده و محاصره را فشرده‌تر کند. در چنین شرایطی، «صلح پایدار» معنای خود را از دست می‌دهد و هر گونه ثبات فقط به تأخیر در فروپاشی تعبیر می‌شود، نه حلِ ریشه‌ای مناقشه. با این حال، اتخاذ رویکرد همه‌یا هیچ نیز بی‌آسیب نیست و می‌تواند به «تله‌ی هابز» و «مارپیچ امنیت» دامن بزند؛ جنگی که افق پایانی برایش متصور نیست، فشار طاقت‌فرسایی بر اقتصاد و سرمایه‌های انسانی وارد کرده و فرسایش درونی را تسریع می‌کند. بنابراین، آنچه این گزاره را به چالشی نظری بدل می‌سازد، پاسخ نهایی‌اش نیست، بلکه پرسشی بنیادین است که پیش روی همگان قرار می‌دهد: «آیا با دشمنی که هدفش نابودیِ مطلق شماست، می‌توان به تعادلی پایدار و غیرتهاجمی دست یافت؟» پاسخی که علم سیاست به این پرسش می‌دهد، نه تسلیم‌محض است و نه جنگِ بی‌حساب، بلکه ترکیبی از «ابهام‌افزایی راهبردی» و «بازدارندگی چندلایه» را پیشنهاد می‌کند. ان‌شاءالله برای پاسخ به این پرسش در چند پست مطالبی عرضه خواهد شد. ✍ مهدی مشکی‌باف 🆔 @roqe313
🛑 افقِ معنایی مشترک؛ بازخوانی جامعه‌شناختی یک تجمع یوتیوبی بعنوان یک دانش‌آموخته‌ی حوزه جامعه‌شناسی، همیشه به رشته جامعه‌شناسی ظنین بودم. دلیل: دانش‌آموختگان!!! چند روز پیش، گردهمایی نوجوانان در پاسخ به فراخوان یک فعال رسانه‌ای، بار دیگر برخی جامعه‌شناسان را به تکاپو انداخت تا از «شکاف‌های فرهنگی» و «گسست‌های نسلی» بگویند. اما پرسش این است: چرا همین جامعه‌شناسان در شش ماه اخیر - که ایران صحنه‌ی رخدادهایی بی‌سابقه بوده - جز سکوت یا حاشیه‌پردازی، واکنشی نشان ندادند؟ جامعه‌شناسیِ واقعی، پیش از هر چیز، التزام به خوانشِ میدانی دارد؛ نه تکیه بر کلیشه‌های آکادمیکِ بریده از واقعیت. در بازه شش‌ماهه اخیر، ایران شاهد پدیده‌هایی بود که هر یک به‌تنهایی می‌توانست دهها پایان‌نامه را تغذیه کند: · ۶ ماه تجمعات پر ابتکار خیابانی در بیش از ۵۰۰۰ نقطه با مشارکت میلیونی · بزرگترین تشییع تاریخ اسلام که همبستگی ملی را به اوج رساند · انتقال آرام رهبری و مختومه شدن پرونده‌ی جانشینی در بسترِ وفاق اجتماعی · ثبت‌نام ۳۰ میلیون ایرانی در پویش «جانفدا» برای دفاع از مرزها و... آیا این حجم از تحرک جمعی، صرفاً با کلیدواژه‌ی «شکاف» قابل توضیح است؟ یا نشان از وجود یک افق معنایی مشترک دارد که در پسِ تکثرِ ظاهری، جامعه را به هم پیوند می‌زند؟ جامعه‌ی ایران، متکثر و چندصدا، اما در لایه‌های بنیادین، از سه عنصرِ هویت‌بخش تغذیه می‌کند: ۱. وطن‌پرستی؛ نه به‌مثابه شوونیسم، بلکه به‌عنوان تعلقِ عاطفی-تاریخی به سرزمین ۲. دین‌مداری؛ در معنای عام آن، از مناسک تا ارزش‌های اخلاقی و مقاومت ۳. دشمن‌آگاهی؛ یعنی درکِ روشن از تهدیدات بیرونی و الزامِ حفظِ تمامیت ملی جامعه‌شناسی در معنای واقعی آن موظف است به‌جای بزرگنماییِ اختلافات سطحی، این همبستگیِ عمیق را ریشه‌یابی کند؛ همبستگی‌ای که در بحران‌ها خود را به‌عنوان «واقعیتِ زیرین» آشکار می‌سازد. نادیده گرفتن آن، نه ضعفِ روش، که غفلت از ذاتِ پویای جامعه‌ی ایران است. مردم، با همه‌ی سلیقه‌ها و گرایش‌ها، وقتی پایِ اصلِ بقا و هویت به میان می‌آید، ذیلِ همین افق جمع می‌شوند. شاید وقت آن رسیده که جامعه‌شناسی ایران، از «خودشیفتگیِ روش‌شناختی» دست بشوید و به تماشایِ این حقیقتِ آشکار بنشیند: ایران، بیش از آنکه به تحلیل‌های آبکی نیاز داشته باشد، به روایتی صادق از انسجامِ پنهانِ خود محتاج است. ✍ مهدی مشکی‌باف 🆔 @roqe313