Jang jooyan Ashegh 🤍
Party 22
داشتیم با روشا لباس رو میخریدم که یهو حامیم رو پشت میز دیدم نمی دونم چرا هر جا میرم این پسر رو میبینم😅
رز:ااا سلام حامی
حامی:سلام،چطوری؟؟
رز:مرسی،مغازه دوستته؟؟
حامی:نه مغازه خودمه
رز: خب یه سوال خودت که مغازه به این قشنگی داری چرا میای نصیر ؟؟؟؟
حامی: بعداً می فهمی😊
..لباس رو خریدیم و اومدیم بیرون
Jang jooyan Ashegh 🤍
Part 23
رز:میگما چه مغازه خوبیم داره نه؟؟؟
روشا:آره واقعا سواله
رز: ذهنم داره میره جاهای دیگه😂
روشا: ببند بابا😅😂🤣
..رسیدیم دم ماشین یکی از دوست های قدیمی روشا اونجا بود
مکالمه روشا و کارن🗣
..روشا فقط نگاهش کرد و اشک توی چشمش جمع شد
کارن: سلام روشا
رز: مزاحم نشو
کارن : کسی به شما سلام داد؟؟؟
رز: یا میری یا جیغ میزنم
Jang jooyan Ashegh 🤍
Part 24
کارن: برو بابا ، روشا ؟؟؟؟
رز: بهت میگم برو
..هیچی نگفت و فقط نگاه کرد
روشا: کارن برو حوصلتو ندارم باید اون موقع اینجوری ناز میکشید برو
کارن : میای با هم حرف بزنیم ؟؟
روشا : نه اومدی خواستگاری بعد خیانت میکنی گورتو گم کن
کارن : باشه ولی این دوستت باید ادب بشه
روشا : ببند گورتو گم کن زود باش
Jang jooyan Ashegh 🤍
Part 25
کارن : هوی بیا اینجا (داد)
___حامیم
..رفتم جلو و یقشو گرفتم و از بالا نگاهش کردم
حامیم : هوووووووی؟؟؟؟؟
کارن: آره هووووووووی
..چسبودمش به دیوار و یقشو ول نمی کردم
رز: حامیم ترو خدا ولش کن لطفا
حامیم : فقط به خاطر تو
رز: باشه
کارن : نه بابا نمی تونی کم آورده اینو میگه
..حامیم خواست بره جلو با دستام بازو هاشم رو گفتم و فتم جلوش فاصلمون نیم سانت بود
رز: لطفا
Jang jooyan Ashegh 🤍
Part 26
_حرف های حامی
..این با من بود ؟؟؟ بارون رو گرفت و دو قدم فاصله بود خدای من
..همون لحظه عاشق شدم
__
حامیم : با باشه
رز: مرسی عزیزم
..با من بود؟؟؟👁
رز: حامیم حامیم کجایی ؟؟؟؟؟🥺
حامیم : هیچی گلم ، لطفا دیگه با اینا در نیوفت یه مشت آشغالن باشه ؟؟
رز: قول دادم 😊
..دستش رو آورد جلو که قول بدیم منم قول دادم
روشا: خب خب رمانتیک بازی در نیارید
_حرف های روشا
..فکر کنم حامیم خوشش اومده باشه
رز: خب خداحافظ 😊
حامیم: خداحافظ
داشتیم راه میرفتیم که یهو...
Jang jooyan Ashegh 🤍
Part 27
داشتیم راه میرفتیم که یهو یه سوسک جلوی پام اومد
رز: (جیییییییییییییغ)
روشا: چته ؟؟؟
رز: سوسک
روشا: الان خوردتت ؟؟؟😂
رز: نه 😕
..همون لحظه یه پسر اومد جلوم
پسره: چیشده خوشگله؟؟؟
رز: مزاحم نشو
پسره: مزاحم نیستم که
روشا: پس چی ؟؟؟؟ هااااااااا؟؟؟؟؟
پسره: فقط خواستم کمک کنم
رز: لازم نکرده
پسره : ببخشید مزاحم شدم خدا نگهدار
روشا و رز: خداحافظ
روشا: پسر با ادبی بود
رز: آره ولی...
روشا: ولی چی ؟؟؟
Jang jooyan Ashegh 🤍
Part 28
رز: ولی اگه رو میدادیم پرو میشد😅
روشا: شاید
..رفتیم رسیدیم به یه پارک
روشا: بیا اینجا بشینیم
رز: بریم
روشا: خب اینجا خوبه ؟؟
رز: نه جلوی این پسرا خوشم نمیاد
روشا: آره
..داشتیم راه میرفتیم دیدیم چند تا پسر دنبالمونن
رز: روشا بدو بریم جای شلوغ
روشا: چرا!؟
رز: چند تا پسر دنبالمونن
روشا: اکی بدو
..یکم سرعتمون و زیاد کردیم که یهو.....
Jang jooyan Ashegh 🤍
Part 29
یکم سرعتمون زیاد کردیم که یهو روشا خورد زمین دست و پاهاش زخمی شد
روشا: آی خدااااااااا
..پسرا اومدن سمتمون ، یکی از پسرا گفت
پسره: خانومای خوششششگل کمک می خواید ؟؟؟؟؟؟؟؟
رز: (اصلا چیزی نگفتم) روشا پاشو عزیزم
پسره: روشا جوون کمک میخوای ؟؟
رز: ببند کثافت
پسره: جووون بابا
روشا: آشغال
پسره: خرجیتونو می دما
Jang jooyan Ashegh 🤍
Part 30
خرجیتونو میدماااااااا
رز: ببند هول
پسره: آخ آخ جون بابا
روشا : رز بیا بریم
رز: بریم
..داشتیم میرفتیم دستی دور کمرم حلقه شد .....
🤍
Jang jooyan Ashegh 🤍
Part 31
....
داشتیم راه میرفتیم که یهو دستی یهو دور کمرم حلقه شد
..
رز: (جیییییییییییییغ)
..خدارو شکر همون پسره که خیلی با ادب بود
سریع کشوندش و زدش
رز: واقعا مرسی
پسره: خواهش
_حرفای حامی
..این پسره کی داره به رز لبخند میزنه 😒😳 پدرشو در میارم
_____..با ماشین تحقیبش کردم و رسید به یه جاده خاکی منم پشتش بودم بدون اینکه بفهمه
Jang jooyan Ashegh 🤍
Part 32
..
یهو زد بغل منم از خدا خواسته زدم بغل تا تونستم کتکش زدم
حامی: ببین بچه خوشگل یه بار دیگه دور و بر این دختر بپلک ببین چی کارت کنم فهمیدی؟؟؟؟؟
..فهمیدی ؟؟؟
..بگو چشم
پسره: چشم
..رخاش کردم و سوار ماشین شدم و گازشو گرفتم به سمت خونه