Jang jooyan Ashegh 🤍
Part 25
کارن : هوی بیا اینجا (داد)
___حامیم
..رفتم جلو و یقشو گرفتم و از بالا نگاهش کردم
حامیم : هوووووووی؟؟؟؟؟
کارن: آره هووووووووی
..چسبودمش به دیوار و یقشو ول نمی کردم
رز: حامیم ترو خدا ولش کن لطفا
حامیم : فقط به خاطر تو
رز: باشه
کارن : نه بابا نمی تونی کم آورده اینو میگه
..حامیم خواست بره جلو با دستام بازو هاشم رو گفتم و فتم جلوش فاصلمون نیم سانت بود
رز: لطفا
Jang jooyan Ashegh 🤍
Part 26
_حرف های حامی
..این با من بود ؟؟؟ بارون رو گرفت و دو قدم فاصله بود خدای من
..همون لحظه عاشق شدم
__
حامیم : با باشه
رز: مرسی عزیزم
..با من بود؟؟؟👁
رز: حامیم حامیم کجایی ؟؟؟؟؟🥺
حامیم : هیچی گلم ، لطفا دیگه با اینا در نیوفت یه مشت آشغالن باشه ؟؟
رز: قول دادم 😊
..دستش رو آورد جلو که قول بدیم منم قول دادم
روشا: خب خب رمانتیک بازی در نیارید
_حرف های روشا
..فکر کنم حامیم خوشش اومده باشه
رز: خب خداحافظ 😊
حامیم: خداحافظ
داشتیم راه میرفتیم که یهو...
Jang jooyan Ashegh 🤍
Part 27
داشتیم راه میرفتیم که یهو یه سوسک جلوی پام اومد
رز: (جیییییییییییییغ)
روشا: چته ؟؟؟
رز: سوسک
روشا: الان خوردتت ؟؟؟😂
رز: نه 😕
..همون لحظه یه پسر اومد جلوم
پسره: چیشده خوشگله؟؟؟
رز: مزاحم نشو
پسره: مزاحم نیستم که
روشا: پس چی ؟؟؟؟ هااااااااا؟؟؟؟؟
پسره: فقط خواستم کمک کنم
رز: لازم نکرده
پسره : ببخشید مزاحم شدم خدا نگهدار
روشا و رز: خداحافظ
روشا: پسر با ادبی بود
رز: آره ولی...
روشا: ولی چی ؟؟؟
Jang jooyan Ashegh 🤍
Part 28
رز: ولی اگه رو میدادیم پرو میشد😅
روشا: شاید
..رفتیم رسیدیم به یه پارک
روشا: بیا اینجا بشینیم
رز: بریم
روشا: خب اینجا خوبه ؟؟
رز: نه جلوی این پسرا خوشم نمیاد
روشا: آره
..داشتیم راه میرفتیم دیدیم چند تا پسر دنبالمونن
رز: روشا بدو بریم جای شلوغ
روشا: چرا!؟
رز: چند تا پسر دنبالمونن
روشا: اکی بدو
..یکم سرعتمون و زیاد کردیم که یهو.....
Jang jooyan Ashegh 🤍
Part 29
یکم سرعتمون زیاد کردیم که یهو روشا خورد زمین دست و پاهاش زخمی شد
روشا: آی خدااااااااا
..پسرا اومدن سمتمون ، یکی از پسرا گفت
پسره: خانومای خوششششگل کمک می خواید ؟؟؟؟؟؟؟؟
رز: (اصلا چیزی نگفتم) روشا پاشو عزیزم
پسره: روشا جوون کمک میخوای ؟؟
رز: ببند کثافت
پسره: جووون بابا
روشا: آشغال
پسره: خرجیتونو می دما
Jang jooyan Ashegh 🤍
Part 30
خرجیتونو میدماااااااا
رز: ببند هول
پسره: آخ آخ جون بابا
روشا : رز بیا بریم
رز: بریم
..داشتیم میرفتیم دستی دور کمرم حلقه شد .....
🤍
Jang jooyan Ashegh 🤍
Part 31
....
داشتیم راه میرفتیم که یهو دستی یهو دور کمرم حلقه شد
..
رز: (جیییییییییییییغ)
..خدارو شکر همون پسره که خیلی با ادب بود
سریع کشوندش و زدش
رز: واقعا مرسی
پسره: خواهش
_حرفای حامی
..این پسره کی داره به رز لبخند میزنه 😒😳 پدرشو در میارم
_____..با ماشین تحقیبش کردم و رسید به یه جاده خاکی منم پشتش بودم بدون اینکه بفهمه
Jang jooyan Ashegh 🤍
Part 32
..
یهو زد بغل منم از خدا خواسته زدم بغل تا تونستم کتکش زدم
حامی: ببین بچه خوشگل یه بار دیگه دور و بر این دختر بپلک ببین چی کارت کنم فهمیدی؟؟؟؟؟
..فهمیدی ؟؟؟
..بگو چشم
پسره: چشم
..رخاش کردم و سوار ماشین شدم و گازشو گرفتم به سمت خونه
Jang jooyan Ashegh 🤍
Part 33
..
..رسیدم خونه ، ای پسره بی شر/ ف رفته جلو لبخند میزنه هه 😏
..از همون اول وقتی دیدمش عاشقش شدم نفهمیدم چطور عاشق شدم نفهمیدم فقط میدونم عاشقش شدم میگیرمش بلاخره منم بعد ۲۸ سال عاشق شدم 😊
..همون لحظه پیش خودم چند تا سوال درست شد
..اگه جواب رد بده ؟؟
..اگه دوسم نداشته باشه ؟؟
..اگه مایع اذابش بشم ؟؟
..اگه نامزد داشته باشه ؟؟
..اگه..........
دیگه نمی دونم چی بگم فقط عاشق شدم
(با ناراحتی و بغض و خوشحالی)
..فکرشم نکن خسته شم ازت فکرشم نکن دست بکشم ازت فکرشم نکن تو رو نبینمت یه روز من به عشق دیدنت نفس میکشم فقط😮💨😊
Jang jooyan Ashegh 🤍
Part 34
..
___رز
وای فردا باید برم نصیر حوصله ندارم
روشا : تو حوصله نداری😏
رز: آره
روشا: از تو بعیده
رز: میگما این حامی برام واقعا سواله چرا میاد نصیر ، شاید عاشق کسی یا نامزد داره به خاطر اون میاد
روشا: نمی دونم
Jang jooyan Ashegh 🤍
Part 35
..
___فردا.
..رفتم نصیر دیشب روشا خونه من خوابید صبح با کلی ذوق بیدار شدیم و آرایش کردیم و لباس پوشیدیم
رز: وای روشا الان با تیپمون دل همه رو میبریم😂
روشا: وای آره🤣، آرایش تو رو فقط برم
رز: دخترونهس دیگه🥺
روشا: بله
رز: خب بیا با ماشین من بریم
..رسیدیم نصیر داشتیم از ماشین پیاده میشدیم که دیدم تیچر سهیل و حامی و جلو درن
رز: اااا سلام تیچر مرخص شدید
تیچر: بله
رز: آن شا الله که همیشه خوب باشید ، اااا سلام آقا حامی ندیدمتون ببخشید
حامی: قربون شما
روشا :خیلی خب بریم
..رفتم بالا سر کلاس اومدم پایین که حامی جلومو گرفت
یهو....