Jang jooyan Ashegh 🤍
Part 31
....
داشتیم راه میرفتیم که یهو دستی یهو دور کمرم حلقه شد
..
رز: (جیییییییییییییغ)
..خدارو شکر همون پسره که خیلی با ادب بود
سریع کشوندش و زدش
رز: واقعا مرسی
پسره: خواهش
_حرفای حامی
..این پسره کی داره به رز لبخند میزنه 😒😳 پدرشو در میارم
_____..با ماشین تحقیبش کردم و رسید به یه جاده خاکی منم پشتش بودم بدون اینکه بفهمه
Jang jooyan Ashegh 🤍
Part 32
..
یهو زد بغل منم از خدا خواسته زدم بغل تا تونستم کتکش زدم
حامی: ببین بچه خوشگل یه بار دیگه دور و بر این دختر بپلک ببین چی کارت کنم فهمیدی؟؟؟؟؟
..فهمیدی ؟؟؟
..بگو چشم
پسره: چشم
..رخاش کردم و سوار ماشین شدم و گازشو گرفتم به سمت خونه
Jang jooyan Ashegh 🤍
Part 33
..
..رسیدم خونه ، ای پسره بی شر/ ف رفته جلو لبخند میزنه هه 😏
..از همون اول وقتی دیدمش عاشقش شدم نفهمیدم چطور عاشق شدم نفهمیدم فقط میدونم عاشقش شدم میگیرمش بلاخره منم بعد ۲۸ سال عاشق شدم 😊
..همون لحظه پیش خودم چند تا سوال درست شد
..اگه جواب رد بده ؟؟
..اگه دوسم نداشته باشه ؟؟
..اگه مایع اذابش بشم ؟؟
..اگه نامزد داشته باشه ؟؟
..اگه..........
دیگه نمی دونم چی بگم فقط عاشق شدم
(با ناراحتی و بغض و خوشحالی)
..فکرشم نکن خسته شم ازت فکرشم نکن دست بکشم ازت فکرشم نکن تو رو نبینمت یه روز من به عشق دیدنت نفس میکشم فقط😮💨😊
Jang jooyan Ashegh 🤍
Part 34
..
___رز
وای فردا باید برم نصیر حوصله ندارم
روشا : تو حوصله نداری😏
رز: آره
روشا: از تو بعیده
رز: میگما این حامی برام واقعا سواله چرا میاد نصیر ، شاید عاشق کسی یا نامزد داره به خاطر اون میاد
روشا: نمی دونم
Jang jooyan Ashegh 🤍
Part 35
..
___فردا.
..رفتم نصیر دیشب روشا خونه من خوابید صبح با کلی ذوق بیدار شدیم و آرایش کردیم و لباس پوشیدیم
رز: وای روشا الان با تیپمون دل همه رو میبریم😂
روشا: وای آره🤣، آرایش تو رو فقط برم
رز: دخترونهس دیگه🥺
روشا: بله
رز: خب بیا با ماشین من بریم
..رسیدیم نصیر داشتیم از ماشین پیاده میشدیم که دیدم تیچر سهیل و حامی و جلو درن
رز: اااا سلام تیچر مرخص شدید
تیچر: بله
رز: آن شا الله که همیشه خوب باشید ، اااا سلام آقا حامی ندیدمتون ببخشید
حامی: قربون شما
روشا :خیلی خب بریم
..رفتم بالا سر کلاس اومدم پایین که حامی جلومو گرفت
یهو....
Jang jooyan Ashegh 🤍
Part 36
..
داشتم میومدم پایین از پله ها که حامی جلو گرفت و منو برد به یکی از کلاس های خالی
..با ترس داشتم نگاه میکردم که بهم گفت نترس من پیشتم
رز: چی کارم داری ؟
حامی: کاریت ندارم فقططط...
رز: فقط چی ؟
..با خجالت گفت
حامی: فقط عاشق شدم
..سکوت کردم و بعد یک دقیقه سکوت بینمون رو شکوندم
رز: عاشق شدی خب ، مثل آدم بیا جلو نه اینکه بترسونی آقا حامییییی
حامی: ببخشید ولی همین کار به ذهنم رسید
..با خنده گفتم
رز: کله پوکی دیگه😅،خیلی خب چی کار داری حرفتو بزن
Jang jooyan Ashegh 🤍
Part 37
..
حامی: از این حرفا گذشته عاشقت شدم
..همین لحظه جلوم زانو زد و یه انگشتر حلقه زیبا در آورد
رز: هییییین
حامی: با من ازدواج میکنی؟؟خوشگل خانوم؟؟
رز: به همین راحتیا آدم خواستگاری میکنه ؟😂
حامی : نه ولی خب....
رز: ولی چی ؟؟؟
حامی: با خانواده مزاحم میشیم شما اول این حلقه رو بکن تو دستت تا من آروم بگیرم که مال خودمی
Jang jooyan Ashegh 🤍
Part 38
..
رز: تا موقعی که پدر و مادرم نبیننت دستم نمی کنم
حامی : بکن دیگه
..با حالت لوسی دست به سینه شدم و به سمت دیوار نگاه کردم گفتم
رز: نهههه
حامی: باشه ولی این حلقه پیش خودت
رز: اکی
حامی: مال خودمی😌
رز: نه بابا بچه پرو
حامی: چییی ؟؟ نشنیدم
رز: گفتم بچه پرووووووو
حامی: باشه من پرو😅
Jang jooyan Ashegh 🤍
Part 39
..
رفتم پایین و خندیده بودم که تیچر آنوشا گفت
تیچر: چی شده شیطون کیفت کوکه
رز: هیچی😅
تیچر : باشه
رز: کیمی خداحافظ
کیمیا: باییییی
رز: روشا بیا
روشا : بریم
..سوار ماشین شدیم رسیدیم دم خونه روشا
رز: خب دیگه روشا خداحافظ
روشا: شب پارتی دعوتیم میای ؟؟
رز: باشه
روشا: میبینمت
رز: شب میام دنبالت
..رفتم خونه خودم و یه دوش گرفتم و روتینمو انجام دادم و خوابیدم
_ساعت ۶ عصر
..ساعت کوکو کرده بودم و ساعتم زنگ خورد
Jang jooyan Ashegh 🤍
Part 40
بلند شدم خوشگل کردم و رفتم دنبال روشا
رز: سلااااااام
روشا: تو امروز بعد زبان خیلی خوش حالیا
رز: به ماند😅
روشا: جون من بگو
رز: حامی ازم خواستگاری کرده
روشا: دیدی گفتم با این تیپ و آرایش محوت میشن ؟؟؟
رز: یعنی می خوای بگی به خاطر آرایشم عاشقم شده ؟؟😏
روشا: نه اسکل
رز: آها ااااااااااااااااا
روشا: من تا حالا برام خواستگار نیومده 🥺
رز: شاید زوده
روشا: شاید ولی دوست دارم تجربه کنم🥺
رز: میکنی منم دومین بارمه
Jang jooyan Ashegh 🤍
Part 41
..
..رسیدیم به محل پارتی
رز: وای روشا اینجا پر از پسرای ......
روشا: نه بابا
رز: فکر نکنم
روشا: حالا بکن
رز: نمی کنم
روشا: باید بکنی
رز: نمیییی کنمممممم
روشا: خیلی خب تو نکن
..رفتیم داخل از همون اول نگاه پسرا اذیتم کرد
روشا: من میرم اون سمت پیش دوستام تو هم بیا
رز: من می خوان زنگ بزنم چون سر صدا میرم داخل سرویس
روشا : اکی
..راهی سرویس شدم و زنگ زدم به مامانم و گفتم داخل مهمونی اما نگفتم پارتی چون ناراحت میشد
..زنگم تموم شد و داشتم میرفتم بیرون که یهو دستی دور کمرم حلقه شد....