Jang jooyan Ashegh 🤍
Part 32
..
یهو زد بغل منم از خدا خواسته زدم بغل تا تونستم کتکش زدم
حامی: ببین بچه خوشگل یه بار دیگه دور و بر این دختر بپلک ببین چی کارت کنم فهمیدی؟؟؟؟؟
..فهمیدی ؟؟؟
..بگو چشم
پسره: چشم
..رخاش کردم و سوار ماشین شدم و گازشو گرفتم به سمت خونه
Jang jooyan Ashegh 🤍
Part 33
..
..رسیدم خونه ، ای پسره بی شر/ ف رفته جلو لبخند میزنه هه 😏
..از همون اول وقتی دیدمش عاشقش شدم نفهمیدم چطور عاشق شدم نفهمیدم فقط میدونم عاشقش شدم میگیرمش بلاخره منم بعد ۲۸ سال عاشق شدم 😊
..همون لحظه پیش خودم چند تا سوال درست شد
..اگه جواب رد بده ؟؟
..اگه دوسم نداشته باشه ؟؟
..اگه مایع اذابش بشم ؟؟
..اگه نامزد داشته باشه ؟؟
..اگه..........
دیگه نمی دونم چی بگم فقط عاشق شدم
(با ناراحتی و بغض و خوشحالی)
..فکرشم نکن خسته شم ازت فکرشم نکن دست بکشم ازت فکرشم نکن تو رو نبینمت یه روز من به عشق دیدنت نفس میکشم فقط😮💨😊
Jang jooyan Ashegh 🤍
Part 34
..
___رز
وای فردا باید برم نصیر حوصله ندارم
روشا : تو حوصله نداری😏
رز: آره
روشا: از تو بعیده
رز: میگما این حامی برام واقعا سواله چرا میاد نصیر ، شاید عاشق کسی یا نامزد داره به خاطر اون میاد
روشا: نمی دونم
Jang jooyan Ashegh 🤍
Part 35
..
___فردا.
..رفتم نصیر دیشب روشا خونه من خوابید صبح با کلی ذوق بیدار شدیم و آرایش کردیم و لباس پوشیدیم
رز: وای روشا الان با تیپمون دل همه رو میبریم😂
روشا: وای آره🤣، آرایش تو رو فقط برم
رز: دخترونهس دیگه🥺
روشا: بله
رز: خب بیا با ماشین من بریم
..رسیدیم نصیر داشتیم از ماشین پیاده میشدیم که دیدم تیچر سهیل و حامی و جلو درن
رز: اااا سلام تیچر مرخص شدید
تیچر: بله
رز: آن شا الله که همیشه خوب باشید ، اااا سلام آقا حامی ندیدمتون ببخشید
حامی: قربون شما
روشا :خیلی خب بریم
..رفتم بالا سر کلاس اومدم پایین که حامی جلومو گرفت
یهو....
Jang jooyan Ashegh 🤍
Part 36
..
داشتم میومدم پایین از پله ها که حامی جلو گرفت و منو برد به یکی از کلاس های خالی
..با ترس داشتم نگاه میکردم که بهم گفت نترس من پیشتم
رز: چی کارم داری ؟
حامی: کاریت ندارم فقططط...
رز: فقط چی ؟
..با خجالت گفت
حامی: فقط عاشق شدم
..سکوت کردم و بعد یک دقیقه سکوت بینمون رو شکوندم
رز: عاشق شدی خب ، مثل آدم بیا جلو نه اینکه بترسونی آقا حامییییی
حامی: ببخشید ولی همین کار به ذهنم رسید
..با خنده گفتم
رز: کله پوکی دیگه😅،خیلی خب چی کار داری حرفتو بزن
Jang jooyan Ashegh 🤍
Part 37
..
حامی: از این حرفا گذشته عاشقت شدم
..همین لحظه جلوم زانو زد و یه انگشتر حلقه زیبا در آورد
رز: هییییین
حامی: با من ازدواج میکنی؟؟خوشگل خانوم؟؟
رز: به همین راحتیا آدم خواستگاری میکنه ؟😂
حامی : نه ولی خب....
رز: ولی چی ؟؟؟
حامی: با خانواده مزاحم میشیم شما اول این حلقه رو بکن تو دستت تا من آروم بگیرم که مال خودمی
Jang jooyan Ashegh 🤍
Part 38
..
رز: تا موقعی که پدر و مادرم نبیننت دستم نمی کنم
حامی : بکن دیگه
..با حالت لوسی دست به سینه شدم و به سمت دیوار نگاه کردم گفتم
رز: نهههه
حامی: باشه ولی این حلقه پیش خودت
رز: اکی
حامی: مال خودمی😌
رز: نه بابا بچه پرو
حامی: چییی ؟؟ نشنیدم
رز: گفتم بچه پرووووووو
حامی: باشه من پرو😅
Jang jooyan Ashegh 🤍
Part 39
..
رفتم پایین و خندیده بودم که تیچر آنوشا گفت
تیچر: چی شده شیطون کیفت کوکه
رز: هیچی😅
تیچر : باشه
رز: کیمی خداحافظ
کیمیا: باییییی
رز: روشا بیا
روشا : بریم
..سوار ماشین شدیم رسیدیم دم خونه روشا
رز: خب دیگه روشا خداحافظ
روشا: شب پارتی دعوتیم میای ؟؟
رز: باشه
روشا: میبینمت
رز: شب میام دنبالت
..رفتم خونه خودم و یه دوش گرفتم و روتینمو انجام دادم و خوابیدم
_ساعت ۶ عصر
..ساعت کوکو کرده بودم و ساعتم زنگ خورد
Jang jooyan Ashegh 🤍
Part 40
بلند شدم خوشگل کردم و رفتم دنبال روشا
رز: سلااااااام
روشا: تو امروز بعد زبان خیلی خوش حالیا
رز: به ماند😅
روشا: جون من بگو
رز: حامی ازم خواستگاری کرده
روشا: دیدی گفتم با این تیپ و آرایش محوت میشن ؟؟؟
رز: یعنی می خوای بگی به خاطر آرایشم عاشقم شده ؟؟😏
روشا: نه اسکل
رز: آها ااااااااااااااااا
روشا: من تا حالا برام خواستگار نیومده 🥺
رز: شاید زوده
روشا: شاید ولی دوست دارم تجربه کنم🥺
رز: میکنی منم دومین بارمه
Jang jooyan Ashegh 🤍
Part 41
..
..رسیدیم به محل پارتی
رز: وای روشا اینجا پر از پسرای ......
روشا: نه بابا
رز: فکر نکنم
روشا: حالا بکن
رز: نمی کنم
روشا: باید بکنی
رز: نمیییی کنمممممم
روشا: خیلی خب تو نکن
..رفتیم داخل از همون اول نگاه پسرا اذیتم کرد
روشا: من میرم اون سمت پیش دوستام تو هم بیا
رز: من می خوان زنگ بزنم چون سر صدا میرم داخل سرویس
روشا : اکی
..راهی سرویس شدم و زنگ زدم به مامانم و گفتم داخل مهمونی اما نگفتم پارتی چون ناراحت میشد
..زنگم تموم شد و داشتم میرفتم بیرون که یهو دستی دور کمرم حلقه شد....
Jang jooyan Ashegh 🤍
Part 42
...
داشتم میرفتم بیرون که یهو دستی دورم حلقه شد و یه دستمال گذاشت لب دهنم و سیاهی..
____۴ساعت بعد
..به هوش اومدم دیدم یه پسر خیلی هیکلی پیشمه منم رو تختم
رز: تو کی عوضی من اینجا چی کار میکنم ؟
..انگشت اشاره و وسطش رو روی لبم گذاشت و گفت هییییییس خوشگله
رز: (دستشو زدم کنار) ببند دهنتو آشغال دیگه هم به من دست نمیزنی هلال
پسره : نه بابا
رز: حرسمو در نیاااااااااار (داد) من می خوام برم
پسره: مال خودمی
..برای اینکه دست از سرم برداره الکی گفتم
رز: من شوهر دارم
پسره: خب به من چه
رز: به من چه و زهر مار
پسره: اگه شوهر داری چه جور بهت اجازه داده بیای همچین جاهایی هااا
رز: اونس به تو ربطی نداره
پسره: بخورمت ؟؟
رز: خفه شو کثافت
Jang jooyan Ashegh 🤍
Part 43
..
رز: خواهش میکنم ولم کن لطفا قول میدم دوباره برگردم من خونه مادر مریض دارم (الکی)
پسره: چون دوست دارم باشه ولی خودم میرسونمت
رز: باشه
پسره : بریم
..نقشه تو کلم بود خونه بغلی نصیر رو بهش آدرس بدم و بعدش برم پیش حامی و حامی حسابشو برسه
رز: اسمت چیه ؟؟
پسره: ممد
رز: خب ممد خونه ما اینجاس
..روی نقشه بهش نشون دادم
ممد: اکی
..رسیدیم دم نصیر با لبخند بهش گفتم همین جا بمون تا من بیام اوکی عزیزم ؟؟
ممد: باشه قربونت
..رفتم تو با کلی استرس به حامی و بقیه گفتم
..حامی یه جور رفتار کرد که یه پسر معمولیه و منم با لبخند وارد ماشین شدم خب بزار یکم با هم حرف بزنیم ممد چطوره ؟؟
ممد : اکی جوجو
..همون لحظه حامی و یکی از پسرا یکی سمت راست و اون یکی سمت چپ ماشین بودن. حامی اومد پسره رو سریع از ماشین کردش بیرون و کلی زدش اون یکی هم به پلیس زنگ زد
__حرفای حامیم
..ببین بچه خوشگل یه بار دیگه این طرفا پیدات شه من میدونم با تو
ممد: ببینم تو شوهرشی ؟؟؟
..حامی اون لحظه سکوت کرد و به من نگاه کرد و گفت
حامی: آره
ممد: جوجه
حامی: ببند
ممد: زنت از این به بعد مال منه
..با این حرف حامی اصبی شد و سرشو زد به دیوار و از سرش خون اومد و بی هوش شد
رز: هیییین (ترس)
..زنگ بزنید اورژانس ترو خدااااااا
حامی: تو به خاطر این الدنگ داری گریه میکنی
..بهم چسبیده بود و رگ گردنش زده بود بیرون از اصبانیتش
رز: چ چیزه نه فقط ترسیدم
..همون لحظه جلوی همه بغلم گرفت و در گوشم گفت
حامی: مال خودمی
..منم مونده بودم جلوی اون همه آدم آخه تا حالا پسر بغل نگرفته بود
..کیمیا تعجب کرده بود تیچرا ....
..منو از بغلش در آورد و به همه گفت
حامی: ایشون از این به بعد زن منه کسی حق تاره بهش تو بگه
تیچر سهیل : انقدر زود
حامی: بله
کیمیا: برو بابا
حامی: نشونتون میدم
..همون لحظه صدای آمبولانس و پلیس اومد پسره یا همون ممد و بلند کردن و بردنش داخل و رسیدیم بیمارستان .....