Jang jooyan Ashegh 🤍
Part 34
..
___رز
وای فردا باید برم نصیر حوصله ندارم
روشا : تو حوصله نداری😏
رز: آره
روشا: از تو بعیده
رز: میگما این حامی برام واقعا سواله چرا میاد نصیر ، شاید عاشق کسی یا نامزد داره به خاطر اون میاد
روشا: نمی دونم
Jang jooyan Ashegh 🤍
Part 35
..
___فردا.
..رفتم نصیر دیشب روشا خونه من خوابید صبح با کلی ذوق بیدار شدیم و آرایش کردیم و لباس پوشیدیم
رز: وای روشا الان با تیپمون دل همه رو میبریم😂
روشا: وای آره🤣، آرایش تو رو فقط برم
رز: دخترونهس دیگه🥺
روشا: بله
رز: خب بیا با ماشین من بریم
..رسیدیم نصیر داشتیم از ماشین پیاده میشدیم که دیدم تیچر سهیل و حامی و جلو درن
رز: اااا سلام تیچر مرخص شدید
تیچر: بله
رز: آن شا الله که همیشه خوب باشید ، اااا سلام آقا حامی ندیدمتون ببخشید
حامی: قربون شما
روشا :خیلی خب بریم
..رفتم بالا سر کلاس اومدم پایین که حامی جلومو گرفت
یهو....
Jang jooyan Ashegh 🤍
Part 36
..
داشتم میومدم پایین از پله ها که حامی جلو گرفت و منو برد به یکی از کلاس های خالی
..با ترس داشتم نگاه میکردم که بهم گفت نترس من پیشتم
رز: چی کارم داری ؟
حامی: کاریت ندارم فقططط...
رز: فقط چی ؟
..با خجالت گفت
حامی: فقط عاشق شدم
..سکوت کردم و بعد یک دقیقه سکوت بینمون رو شکوندم
رز: عاشق شدی خب ، مثل آدم بیا جلو نه اینکه بترسونی آقا حامییییی
حامی: ببخشید ولی همین کار به ذهنم رسید
..با خنده گفتم
رز: کله پوکی دیگه😅،خیلی خب چی کار داری حرفتو بزن
Jang jooyan Ashegh 🤍
Part 37
..
حامی: از این حرفا گذشته عاشقت شدم
..همین لحظه جلوم زانو زد و یه انگشتر حلقه زیبا در آورد
رز: هییییین
حامی: با من ازدواج میکنی؟؟خوشگل خانوم؟؟
رز: به همین راحتیا آدم خواستگاری میکنه ؟😂
حامی : نه ولی خب....
رز: ولی چی ؟؟؟
حامی: با خانواده مزاحم میشیم شما اول این حلقه رو بکن تو دستت تا من آروم بگیرم که مال خودمی
Jang jooyan Ashegh 🤍
Part 38
..
رز: تا موقعی که پدر و مادرم نبیننت دستم نمی کنم
حامی : بکن دیگه
..با حالت لوسی دست به سینه شدم و به سمت دیوار نگاه کردم گفتم
رز: نهههه
حامی: باشه ولی این حلقه پیش خودت
رز: اکی
حامی: مال خودمی😌
رز: نه بابا بچه پرو
حامی: چییی ؟؟ نشنیدم
رز: گفتم بچه پرووووووو
حامی: باشه من پرو😅
Jang jooyan Ashegh 🤍
Part 39
..
رفتم پایین و خندیده بودم که تیچر آنوشا گفت
تیچر: چی شده شیطون کیفت کوکه
رز: هیچی😅
تیچر : باشه
رز: کیمی خداحافظ
کیمیا: باییییی
رز: روشا بیا
روشا : بریم
..سوار ماشین شدیم رسیدیم دم خونه روشا
رز: خب دیگه روشا خداحافظ
روشا: شب پارتی دعوتیم میای ؟؟
رز: باشه
روشا: میبینمت
رز: شب میام دنبالت
..رفتم خونه خودم و یه دوش گرفتم و روتینمو انجام دادم و خوابیدم
_ساعت ۶ عصر
..ساعت کوکو کرده بودم و ساعتم زنگ خورد
Jang jooyan Ashegh 🤍
Part 40
بلند شدم خوشگل کردم و رفتم دنبال روشا
رز: سلااااااام
روشا: تو امروز بعد زبان خیلی خوش حالیا
رز: به ماند😅
روشا: جون من بگو
رز: حامی ازم خواستگاری کرده
روشا: دیدی گفتم با این تیپ و آرایش محوت میشن ؟؟؟
رز: یعنی می خوای بگی به خاطر آرایشم عاشقم شده ؟؟😏
روشا: نه اسکل
رز: آها ااااااااااااااااا
روشا: من تا حالا برام خواستگار نیومده 🥺
رز: شاید زوده
روشا: شاید ولی دوست دارم تجربه کنم🥺
رز: میکنی منم دومین بارمه
Jang jooyan Ashegh 🤍
Part 41
..
..رسیدیم به محل پارتی
رز: وای روشا اینجا پر از پسرای ......
روشا: نه بابا
رز: فکر نکنم
روشا: حالا بکن
رز: نمی کنم
روشا: باید بکنی
رز: نمیییی کنمممممم
روشا: خیلی خب تو نکن
..رفتیم داخل از همون اول نگاه پسرا اذیتم کرد
روشا: من میرم اون سمت پیش دوستام تو هم بیا
رز: من می خوان زنگ بزنم چون سر صدا میرم داخل سرویس
روشا : اکی
..راهی سرویس شدم و زنگ زدم به مامانم و گفتم داخل مهمونی اما نگفتم پارتی چون ناراحت میشد
..زنگم تموم شد و داشتم میرفتم بیرون که یهو دستی دور کمرم حلقه شد....
Jang jooyan Ashegh 🤍
Part 42
...
داشتم میرفتم بیرون که یهو دستی دورم حلقه شد و یه دستمال گذاشت لب دهنم و سیاهی..
____۴ساعت بعد
..به هوش اومدم دیدم یه پسر خیلی هیکلی پیشمه منم رو تختم
رز: تو کی عوضی من اینجا چی کار میکنم ؟
..انگشت اشاره و وسطش رو روی لبم گذاشت و گفت هییییییس خوشگله
رز: (دستشو زدم کنار) ببند دهنتو آشغال دیگه هم به من دست نمیزنی هلال
پسره : نه بابا
رز: حرسمو در نیاااااااااار (داد) من می خوام برم
پسره: مال خودمی
..برای اینکه دست از سرم برداره الکی گفتم
رز: من شوهر دارم
پسره: خب به من چه
رز: به من چه و زهر مار
پسره: اگه شوهر داری چه جور بهت اجازه داده بیای همچین جاهایی هااا
رز: اونس به تو ربطی نداره
پسره: بخورمت ؟؟
رز: خفه شو کثافت
Jang jooyan Ashegh 🤍
Part 43
..
رز: خواهش میکنم ولم کن لطفا قول میدم دوباره برگردم من خونه مادر مریض دارم (الکی)
پسره: چون دوست دارم باشه ولی خودم میرسونمت
رز: باشه
پسره : بریم
..نقشه تو کلم بود خونه بغلی نصیر رو بهش آدرس بدم و بعدش برم پیش حامی و حامی حسابشو برسه
رز: اسمت چیه ؟؟
پسره: ممد
رز: خب ممد خونه ما اینجاس
..روی نقشه بهش نشون دادم
ممد: اکی
..رسیدیم دم نصیر با لبخند بهش گفتم همین جا بمون تا من بیام اوکی عزیزم ؟؟
ممد: باشه قربونت
..رفتم تو با کلی استرس به حامی و بقیه گفتم
..حامی یه جور رفتار کرد که یه پسر معمولیه و منم با لبخند وارد ماشین شدم خب بزار یکم با هم حرف بزنیم ممد چطوره ؟؟
ممد : اکی جوجو
..همون لحظه حامی و یکی از پسرا یکی سمت راست و اون یکی سمت چپ ماشین بودن. حامی اومد پسره رو سریع از ماشین کردش بیرون و کلی زدش اون یکی هم به پلیس زنگ زد
__حرفای حامیم
..ببین بچه خوشگل یه بار دیگه این طرفا پیدات شه من میدونم با تو
ممد: ببینم تو شوهرشی ؟؟؟
..حامی اون لحظه سکوت کرد و به من نگاه کرد و گفت
حامی: آره
ممد: جوجه
حامی: ببند
ممد: زنت از این به بعد مال منه
..با این حرف حامی اصبی شد و سرشو زد به دیوار و از سرش خون اومد و بی هوش شد
رز: هیییین (ترس)
..زنگ بزنید اورژانس ترو خدااااااا
حامی: تو به خاطر این الدنگ داری گریه میکنی
..بهم چسبیده بود و رگ گردنش زده بود بیرون از اصبانیتش
رز: چ چیزه نه فقط ترسیدم
..همون لحظه جلوی همه بغلم گرفت و در گوشم گفت
حامی: مال خودمی
..منم مونده بودم جلوی اون همه آدم آخه تا حالا پسر بغل نگرفته بود
..کیمیا تعجب کرده بود تیچرا ....
..منو از بغلش در آورد و به همه گفت
حامی: ایشون از این به بعد زن منه کسی حق تاره بهش تو بگه
تیچر سهیل : انقدر زود
حامی: بله
کیمیا: برو بابا
حامی: نشونتون میدم
..همون لحظه صدای آمبولانس و پلیس اومد پسره یا همون ممد و بلند کردن و بردنش داخل و رسیدیم بیمارستان .....
Jang jooyan Ashegh 🤍
Part 44
..
ممد و بلند کردن و بردن بیمارستان
__رسیدیم بیمارستان
رز: وای حامی اگه بمیره چی ؟؟
حامی: نترس عزیزم اون سگ جوانی که من دیدم نمیمیره
رز: عمر که دست ما نی
حامی: خب بخواد میمیره نخواد نمیره
رز: خب اون وقت با هم میرسد پیش خدا
حامی : دور از جونم
رز: دور از جونت
.. همون لحظه دکتر اومد و .....