Jang jooyan Ashegh 🤍
Part 44
..
ممد و بلند کردن و بردن بیمارستان
__رسیدیم بیمارستان
رز: وای حامی اگه بمیره چی ؟؟
حامی: نترس عزیزم اون سگ جوانی که من دیدم نمیمیره
رز: عمر که دست ما نی
حامی: خب بخواد میمیره نخواد نمیره
رز: خب اون وقت با هم میرسد پیش خدا
حامی : دور از جونم
رز: دور از جونت
.. همون لحظه دکتر اومد و .....
Jang jooyan Ashegh 🤍
Part 45
..
همون لحظه دکتر اومد
دکتر: همران محمد رضا قلی زاده کیه ؟؟
رز: من
دکتر: خدا رو شکر به خیر گذشت تا یک ساعت دیگه مرخص هستن
..هون لحظه نفس عمیقی کشیدم
رز: آخیش
حامی: همراهش تویی رز ؟؟
رز: ن نه
حامی: پس چرا گفتی من ؟
رز: وای حامی ولم کن
حامی: از الان بگم که خیلی غیرتیم
رز: 😂
حامی: ای جان
رز: خب پرو نشو دیگه ، گشنمه
حامی: بیا بریم یه چی بخوریم
رز: بریم
..رفتیم رستوران دوست حامی
..سلام داداش
حامی: به به چطوری
..ممنون
حامی: دو پرس قرمه داداش
رز: حامی دوستته ؟؟
حامی: آره عزیزم
حمید : داداش عروسی دعوتیم دیگه ؟
حامی: بلهههههه
رز: ااا حامی هنوز حتی حرفم نزدیک
حامی:: میزنیم
Jang jooyan Ashegh 🤍
Part 46
..
..رفتیم نشستیم غذا خوردیم و یکم حرف زدیم
..غذا رو خوردیم و حامی رفت حساب کنه
حامی: داداش مثل همیشه عالی بود به فرما
حمید : به خدا اگه قبول کنم
حامی: ببین بزار بیام دوباره اذیت نکن بکش
حمید : شیرینی دوستیتون
حامی: همین بار فقطااااا
حمید : باشه
..
..رز: حامی
حامی: جانم
رز: الان من دوس/ت دختر تو ام ؟؟
حامی: بله منم دوست / پسر شما ، ولی بیام خواستگاریت میشین نامزد
رز: من باید امروز به مامانم بگم
حامی: خبرشو بهم بده
حرف های حامی______
راستش میدونی چیه رز من همون خواننده حامیم هستم
میدونستی ؟؟
رز: وای شک کرده بودماااا وای من عاشق صداتم حامی
حامی: قربون شما
رز: حامی خب چرا اومدی نصیر ؟
حامی: یه دلیل داشت
رز: چی ؟
حامی: عاشق شده بودم
رز: عاشق کی؟
حامی: کسی نی جز رز آزاد😊
_
..همون لحظه پریدم بغلش
Jang jooyan Ashegh 🤍
Part 47
.
همون لحظه پریدم بغلش و یه ماچ رو لپش کردم
رز: من قربون تو برممممم
حامی: من فدات بشم
رز: دور از جونت
حامی: دوست دارم همیشه تو بغلم باشی
رز: حالا وقت داریم😅
حامی: باشه حالا بیا بیرون دارن نکاهمون میکنن زشته ، بیا بریم ببینیم به هوش اومد مرتیکه
رز: بریم عشقم
حامی: چی گفتی ؟
رز: گفتم بریم
حامی: نه بعدش
رز: عشقم(خجالت)
حامی: قربون عشقم گفتنت
رز: 😅😘
...رفتیم بیمارستان ممد به هوش اومده بود..
Jang jooyan Ashegh 🤍
Part 48
..
..حامی رفت جلو و بهش گفت
حامی: ببین مرتیکه یه بار دیگه دور و بر زنم ببینمت خودت میدونی سری بعدی میکشمت
ممد: باشه
حامی: نه حتی دور و بر زنم حتی دخترای تو خیابونم
ممد: اونا با خودشونه شاید دوست داشته باشم با من باشن
حامی: هر کاری می خوای بکنی بکن فقط دور بر زنم نبینمت فهمیدی
..بگو چشم
ممد: چشششششششششم
رز: عشقم بیا اینور
..فقط به خاطر تو رز
رز: باشه عشقم ترو خدا بیا اینور
...رفتیم تو ماشین
رز: حامی
حامی: جان
رز: چجوری عاشقم شدی ما که همو نمیشناختم
حامی: طولانی
رز: خب بگو
حامی: همه چیز از یه پارک شروع شد داشتم راه میرفتم که.....
Jang jooyan Ashegh 🤍
Part 49
..
حامی: همه چیز از یه پارک شروع شد تو رو با روشا دیدم عاشقت شدم البته بین خودمون باشه دوستمم فرید عاشق روشا شده
رز: واقعا ؟🥺،خب
حامی: خلاصه داشتیم راه میرفتیم که دیدیمتون من همون لحظه عاشق شدم چشم روت برنمیداشتم فرید و مجید و کیوان ... های صدام میکردم اما من فقط نگاهم رو تو بود خلاصه قرار شد آدرس خونتونو پیدا کنم که کردم
رز: چه جوری ؟؟؟😂
حامی: الان میگم ، با ماشین خودم دنبالت کردم و رسیدیم دم خونت تو رو با روشا دیدم
که تو و روشا رفتید خونه منم تا صبح اونجا بودم تو ماشین خوابم برد که ساعت حدود ۸ بود دیدم تو و روشا زدید بیرون چشام هنوز باز نشده بود که سریع ماشینو روشن کردم و دنبالتون اومدم و بعدش رسیدید به نصیر دیدم رفتید تو پیش خودم گفتم یا تیچرن یا دانش آموز منم از فرصت استفاده کردم و رفتم پیش جواهری و استخدام کردم خدا رو شکر کسی نفهمید حامی خواننده هستم و یادته اون روز تو چشمات خیره شده بودم ؟؟
رز: آره
حامی: اونجا اولین دیدار منو تو تو روی هم بود
رز: وااااااای حامی😂😂😂🤣🤣
حامی: چیه ؟
رز: چه نویسنده ای😂
حامی: ببند دهنتو دارم واقعی میگم
رز: خب کی عاشق روشا شده؟؟
حامی: فرید پسری در ایران فرید سال افزووووووووون
رز: فرید و میشناسم خب😃
حامی: اونم عاشق شده اما نمی دونه چه جوری بگه
رز: آممممم به نظرم دوستاتون به جشن باید برامون بگیرید
حامی: پیشنهاد خوبی
..
رز: خب بزار بگم چی کار کنیم
Jang jooyan Ashegh 🤍
Part 50
..
به بهونه اینکه میخوای یه جشن کوچیک برای من بگیری یه دسته گل به من میدی خواهر و دختر خاله .... رو دعوت کن و با دوستات فرید و مجید .... بعد من دسته گلو هعی به صورت پرتاب میکنم به سمت دخترا اما نمیکنم و در آخر خودم گلو میدم به روشا و بغلش میکنم به فریدم بگو یه حلقه خوشگل بخره اکی ؟؟؟
حامی: اکی لباس و ... چی کار کنیم
رز: جشنو میندازیم برای سه روز دیگه خریدامونو با مهمونا رو دعوت میکنیم چطوره ؟؟
حامی: از این بهتر نمیشه
Jang jooyan Ashegh 🤍
Part 51
.
حامی: از این بهتر نمیشه
..زنگ زدیم دوستامونو دعوت کردیم
___سه روز بعد
..
مهمونی ساعت ۶ تا ۱۲ بود
من یه لباس خوشگل پوشیده بودم حامیم هم کت شلوار که یهو حامی جلومو گرفت و چسبوندم به دیوار و بو//سیدم منم همراهی کردم و آخرش حامی گفت
حامی: اولین بوسه مبارک
رز: منم خندیدم و گفتم مباررررکههههه🤣
حامی: هییییس آروم قربونت همه دارن میشنون با هورا تو
رز: مهم نی بزار همه بدونن دیوونتم😂
حامی: آره منطقیه
..حامی حلقه رو دستم کرد و منم شروع خواستگاری از دخترا هعس کلا میخواستم پرتاب کنم که در آخر گلو تقدیم کردم به روشا و فرید بدو بدو اومد اومد از زیر زانو روشا گرفت و بلندش کرد و چرخوندش و گفت
فرید : زنمو انتخاب کردم
..روشا هم چشاش کرد کرد شده بود در آخر گلو پرت کرد تو صورتش
رز: وا روشا
..از تالار زد بیرون و سوار ماشین شد
Jang jooyan Ashegh 🤍
Part 52
..
..رفتم سمت ماشینش
رز: روشا ترو خدا نرو آبرومو نبر
روشا: واقعا ازت انتظار نداشتم رز
رز: به خدا فقط خواستگاری بود
روشا : خواستگاری اینجوری ؟؟
رز: روشا تازه مد شده جون من بیا تو ترو قرآن
..چون اسم قرآن رو آوردم راضی شد و اومد تو اما تا آخر قیافه گرفت
..آخر فرید رفت سمتش و معذرت خواهی کرد
Jang jooyan Ashegh 🤍
Part 53
..
ببخشید روشا خانوم من کار بدی کردم
روشا: شما به این کار میگید بد ؟؟ وحشت ناک بود واقعا که عاشق شدی مثل آدم بیا بگو عاشق شدم اوقات شاید قبول میکردم
فرید : ببخشید
روشا : بار آخرت باشه ها
فرید : چشم خانوم
روشا : آفرین (ناز دار)
..هون لحظه حامی اومد تو
..به به دو زوج عاشق
روشا: ما زوج نیستیم آقا حامی
حامی: میشید
زبون روشا---
همون لحظه اومدم بیرون که با صحنه .....
Jang jooyan Ashegh 🤍
Part 54
..
از زبون روشا :
ههمون لحظه اومدم بیرون که با صحنه وحشت ناکی روبه رو شدم
..دیدم نامزد قبلیم داخل همون مراسم داره با یه دختره مشروب میخوره و میخنده خیلی بهم نزدیک بودن اونجا اشکم در اومد که رز اومد سمتم
رز: چی شده؟؟
روشا: هی هیچی بریم .
.. سریع اشکمو پاک کردم و با رز رفتم
از زبون رز و حامیم_____
رز: حامی
حامیم: جانم
رز: میگم احساس می کنم روشا ناراحت شد
حامیم : نه بابا از خداشم باشه فرید خواستگارشه بابا
رز: چی بگم ، حامی امروز به مامانم میگم حتی ازم خواستگاری هم کردی باشه ؟
حامیم: باشه عشقم
..داخل مراسم یکم با حامیم رقصیدم و غذا خوردیم پسرا هم مشروب و با مزه ... حالت پارتی بود اما مثل خواستگاری حامیم برام کلی چیز میز گرفته بود آیفون ۱۷ پرو گل بزرگ یه ست طلا با ساعت ست و حلقه و.....