eitaa logo
Jang jooyan Ashegh 🤍
49 دنبال‌کننده
0 عکس
0 ویدیو
0 فایل
Jang jooyan Ashegh 🤍 Rose Amir Hamim Rosha
مشاهده در ایتا
دانلود
Jang jooyan Ashegh 🤍 Part 51 . حامی: از این بهتر نمیشه ..زنگ زدیم دوستامونو دعوت کردیم ___سه روز بعد .. مهمونی ساعت ۶ تا ۱۲ بود من یه لباس خوشگل پوشیده بودم حامیم هم کت شلوار که یهو حامی جلومو گرفت و چسبوندم به دیوار و بو//سیدم منم همراهی کردم و آخرش حامی گفت حامی: اولین بوسه مبارک رز: منم خندیدم و گفتم مباررررکههههه🤣 حامی: هییییس آروم قربونت همه دارن میشنون با هورا تو رز: مهم نی بزار همه بدونن دیوونتم😂 حامی: آره منطقیه ..حامی حلقه رو دستم کرد و منم شروع خواستگاری از دخترا هعس کلا میخواستم پرتاب کنم که در آخر گلو تقدیم کردم به روشا و فرید بدو بدو اومد اومد از زیر زانو روشا گرفت و بلندش کرد و چرخوندش و گفت فرید : زنمو انتخاب کردم ..روشا هم چشاش کرد کرد شده بود در آخر گلو پرت کرد تو صورتش رز: وا روشا ..از تالار زد بیرون و سوار ماشین شد
Jang jooyan Ashegh 🤍 Part 52 .. ..رفتم سمت ماشینش رز: روشا ترو خدا نرو آبرومو نبر روشا: واقعا ازت انتظار نداشتم رز رز: به خدا فقط خواستگاری بود روشا : خواستگاری اینجوری ؟؟ رز: روشا تازه مد شده جون من بیا تو ترو قرآن ..چون اسم قرآن رو آوردم راضی شد و اومد تو اما تا آخر قیافه گرفت ..آخر فرید رفت سمتش و معذرت خواهی کرد
Jang jooyan Ashegh 🤍 Part 53 .. ببخشید روشا خانوم من کار بدی کردم روشا: شما به این کار میگید بد ؟؟ وحشت ناک بود واقعا که عاشق شدی مثل آدم بیا بگو عاشق شدم اوقات شاید قبول میکردم فرید : ببخشید روشا : بار آخرت باشه ها فرید : چشم خانوم روشا : آفرین (ناز دار) ..هون لحظه حامی اومد تو ..به به دو زوج عاشق روشا: ما زوج نیستیم آقا حامی حامی: میشید زبون روشا--- همون لحظه اومدم بیرون که با صحنه .....
Jang jooyan Ashegh 🤍 Part 54 .. از زبون روشا : ههمون لحظه اومدم بیرون که با صحنه وحشت ناکی روبه رو شدم ..دیدم نامزد قبلیم داخل همون مراسم داره با یه دختره مشروب میخوره و می‌خنده خیلی بهم نزدیک بودن اونجا اشکم در اومد که رز اومد سمتم رز: چی شده؟؟ روشا: هی هیچی بریم . .. سریع اشکمو پاک کردم و با رز رفتم از زبون رز و حامیم_____ رز: حامی حامیم: جانم رز: میگم احساس می کنم روشا ناراحت شد حامیم : نه بابا از خداشم باشه فرید خواستگارشه بابا رز: چی بگم ، حامی امروز به مامانم میگم حتی ازم خواستگاری هم کردی باشه ؟ حامیم: باشه عشقم ..داخل مراسم یکم با حامیم رقصیدم و غذا خوردیم پسرا هم مشروب و با مزه ... حالت پارتی بود اما مثل خواستگاری حامیم برام کلی چیز میز گرفته بود آیفون ۱۷ پرو گل بزرگ یه ست طلا با ساعت ست و حلقه و.....
Jang jooyan Ashegh 🤍 Part 55 .. _مراسم تموم شد لباسامو داخل پرو عوض کردم و حامی منو رسوند خونه رز: خب دیگه عشقم خداحافظ حامی: ماچ یادت نره ..یه بوس کردمشو رفتم بالا ___حرف های رز و مامان رز: سلام مامان مامان : سلام کوچولو رز: مامان ؟؟ مامان : جانم ؟ رز: می‌خوام یه چی بگم اما روم نمیشه مامان : بیا اینجا بشین و بگو ..برای مامان توضیح دادم همه چیز رو اینکه پسر خوبیه با ادله معروفه پولداره تحصیل کردس برای خواستگاری کلی چیز خریده .... مامان : اما رضا چی ؟؟ رز: مامان من دیگه رضا رو نمی خوام رضا یک ساله گذاشته رفته یک ماهه حتی زنگم نزده من اون مرتیکه رو نمی خوام کسی که به راحتی زنشو ول می کنه یعنی زنشو دوست نداره مامان : مادر تو که زنش نیستی رز: بالاخره خواستگاریم اومده نامزد کردیم مامان مامان: از انتخابات متمئنی ؟؟؟ رز: آره (با خجالت) مامان : پس مبارکه فقط باید به باباتم بگم اکی ؟ رز: مرسی ..با خوشحالی رفتم تو اتاق به حامیم زنگ زدم و حامیم هم خوش حال شد
Jang jooyan Ashegh 🤍 Part 56 .. رز: وای حامی بیا خواستگاریم حامی: واقعا ؟؟ رز: آره حامیم : چشم فقط قطع کن من برم به مامانم بگم اکی ؟؟ رز: باش ____حامیم با مادرش و پدرش صحبت کرد اونا هم اوکی رو دادن و گفتم بپرسیم که بیایم خواستگاری مکالمه رز و حامی حامی: الو عشقم کی بیایم خواستگاری رز: فعلا به بابام نگفتیم باید بگه مامانم حامی: فقط زود رز: میگم بیا تو اینستا پیامک بازی حامی: عشقم الان کار دارم رز: باشه پس دیگه بهم زنگ نزن ..روش قطع کردم و ناراحت شدم که مامانم گفت چرا اخم کردی؟؟ رز: به حامی گفتم بیا تو اینستا گوزی بازی در آورد گفت کااااار دارم😒 ..مامان از ته دل خندید مامان : آخه دختر ملوس مامان خب شاید دستش بند بوده رز: نموخوام مامان : لوووس😂 __حرف های حامی
Jang jooyan Ashegh 🤍 Part 57 ... حرف های حامی ای بابا چرا قطع کرد یعنی ناراحت شد ؟ ..همون لحظه بهش پیام دادم حامی: جوجو قهره ؟؟ رز: سین زدم اما جواب ندادم حامی: جوجو؟ رز: بازم جواب ندادم حامی: امروز این همه برات کادو گرفتم ب چی معرفت رز: باهات قهرم حامی: ببخشید دستم بند بود عشقم الان می تونم پیام بدم رز: ولی الان خوایم میاد حامی: تو دو دقیقه پیش به من گفتی بعد الان خوابت میاد ؟😏 رز: آره حامی: باشه هر جور راحتی فردا میام دنبالت ساعت ۹ کارت دارم رز: باشه بای ____ خداحافظی کردیم و رو تختم با خوشحالی دراز کشیدم و به رویا فکر میکردم احساس میکردم خوشبخت ترینم دختر روی کره زمین منم🤣 رز: هعی بخوابیم دیگه ..خوابم برد __صبح
Jang jooyan Ashegh 🤍 Part 58 .. صبح___ ساعت هفت بود پاشدم دوش گرفتم اومدم بیرون و مامانم گفت می خوای بری جایی؟؟ رز: مامان حامی زنگ زد گفت نه میام دنبالت نمی‌دونم چی کار داره ترو خدا بزار برم مامان : برو مراقب خودت باش فقططططططط ..آرایش کردم تیپ زدم و رفتم پایین حامی جلو در بود با یه ماشین پورشه رز: ماشین خودته ؟؟ حامی: آره چطور ؟ رز: خوشگله حامی: ملسی . رز: لوس نشو دیگه ..رسیدیم به یه جای خیلی بزرگ که یه چیزه خیلی بزرگ رو کادو کرده بودن رز: وای حامی اینجا رو حامی: آره این کادو مال تو رز: چی ؟؟؟؟؟؟؟؟ حامی : این کادو مال تو دروغ ..رفتم جلو کادو رو باز کردم که توش ....
Jang jooyan Ashegh 🤍 Part 59 .. رفتم جلو کادو رو باز کردم دیدم یه پورشه خریده برام😭 رز: وای حامییییییییییییییییییی (جیغ)😭 ..رفتم بغلش کردم و بوسش کردم و همه اونجا وایساده بودن و میشناختنمون رز: مرسی عشقم حامی: توشو ببین رز: باشه ..رفتم درو باز کردم و کلی باد کنکای صورتی و سفید هوا شد و داخلش یه دسته گل و یه گردند بند بود رز: وای حامی حداقل ۱۵ میلیارد خرج کردی که خدااااااااا حامی: پول مهم نی تو مهمی ...مراسم تموم شد ..حامی ؟؟ ..جانم ؟؟؟ ..میگم به چه مناسبت ؟؟ ..به مناسبت خوشحالی ...ملسی نپسم
Jang jooyan Ashegh 🤍 Part 60.. .. رسیدیم خونه حامی: رزی عشقم ؟؟ رز: جونم عشقم حامی: دلم ..تا اومد حرف بزنه جلو دهنشو گرفتم رز: دلت چییییییی؟؟؟؟؟؟؟؟؟ حامیم:😈😈😈 رز:😈😈😈👿 حامیم:پس بریم رز:نهههههه حامیم : لطفاااااااا رز: نه نه نه نه نه حامی: باشه ولی برات این همه خرج کردما رز: باید فکرامو بکنم 🥴😌 حامی: خب فکر کردی ؟ رز: باید از مامانم اجازه بگیرم حامی: میخوای بری به مامانت بگی ..... خدایا😕😂 رز: 🥺😭😂🤣 حامی: بریم ؟؟؟ رز: مووووووچچچچ حامی: باشه برای هفته بعدی رز: هوف حالا تا هفته بعدییییییی
Jang jooyan Ashegh 🤍 Part 61 .. با حامی رفتیم رو تخت که دراز بکشیم رز: حامی حامی: جووووووووووون رز: بگیر بخواب لطفا بازی نکن حامی: چشم ..بغلم کرد و خوابیدیم __ ساعت ۵ ..چشامو باز کردم و دیدم هنوز رز خوابه حامی: نپسم ؟؟ رز: بی جواب حامی: عگشم ..چشامو نیمه باز کردم و گفتم سلااام حامی: شیلام رز: کیفت کوکه حامی: با وجود تو آره ..پاشو بریم تو حیاط یه هوا بخوریم رفتیم تو حیاط دیدم یه گربه که زخمی شده داخل حیاطع رز: وای حامی اینو حامی: آخی بیارش خونه درمانش کنیم و ببریم دام پزشکی ..سوار ماشین شدیم گربه هم روی صندلی عقب با جا بود که یهو.....
Jang jooyan Ashegh 🤍 Part 62 .. سوار ماشین شدیم گربه هم روی صندلی عقب ماشین با جاش بود ___رسبدیم دام پزشکی ..رسیدیم دام پزشکی گربه رو نشون دادیم خیلی میو میو با درد میکرد😅🥺 ..پانسمان شد و رفتیم خونه رز: حامی میشه تو خونه ازش نگهداری کنیم ؟؟ حامی: خونه جای سگ و گربه نی عشقم بزارش تو حیاط الان واکسن اینا نداره یه چنگت بندازه ..... خدا می‌دونه چی میشه بعد من فرشته کوچولو مو از دست میدم حالا یه ماچ بده ..رفتم جلو لبا//مو گذاشتم روی لباشو بوسیدمش رز: شام چی درست کنم ؟ حامی: میریم بیرون میخوریم رز: اااا مگه بیرون میریم وای ملسییییی حامی: بله امروز روز توعه رز: وای پس من برم آرایشمو تمدید کنم حامی: زیاد پر رنگ نباشه ها رز: حالا تو غیرتی نشو حامی: دیگه گفته باشم خوشگل تو خودت خوشگلی نیازی به آرایش نداری رز: بالاخره😏 ..هعی کشید حامی