Jang jooyan Ashegh 🤍
Part 63
..
آماده شدم لباسامو تنم کردم و به حامی گفتم پاشو
حامی: چرا انقدر زود ؟؟؟؟
رز: وا حامی ساعت هشته پس کی ببریم بیرون کی شام بخوریم ؟ پاشو ببینم پسرم
حامی: باشه
____زبون حامی
..لباسامو پوشیدم و عطر و ادکلن زدم و
حامی: رز بریم
رز: اوووووووه چه بوی عطری 😎
حامی:😈😈
..رفتم جلو سرم کردم تو گردن حامی و ....
حامی: آی گردنم بسه مگه انقدر بوش خوبه ؟؟
رز: زیادی خوبه 🥴
حامی: بریم
Jang jooyan Ashegh 🤍
Part 63
..
..رسیدیم پاساژ کروش که یه دختر جلوی حامیم رو گرفت
دختره : وای آقای حامیم میشه باهاتون یه عکس بگیرم ؟؟
حامی: بله حتما
..عکسو انداختن و راه افتادیم که بریم داخل پاساژ
رز: حامی چرا بهش نگاه کردی ؟؟
حامی: عشقم واااا
رز: زهر مار
..دست حامی و ول کردم و کلمو کردم اونور
..حامی اومد سمتم و به زور دستمو گرفت
حامی: یعنی از این به بعد هرکسی با من عکس بندازه تو ناراحت میشی؟؟
رز: اگه زن گنده باشه آره
حامی: بد بخت همه از خداشونه شوهرشون معروف باشه
رز: آره ولی یه وقت شیطون گولا نزنه ها جوجه
حامی: چشم مرغی
رز: هه هه هه مسخره لوس
حامی: باشه حالا قهر نکن😂بیا بریم برات لباس بخرم
رز: نه اول غذا
حامی: اکی
..غذا رو خوردیم و راه افتادیم که یه دونه بستی فروشی صورتی اونجا بود
Jang jooyan Ashegh 🤍
Part 64
..
وای حامی این بستنی فروشیه چه خوشمله
حامی: می خوای امتحان کنی ؟؟
رز: آمممممم
حامی: دلت میخواد ؟😈😈😈
رز: بلند دهنتو نه
حامی: دروغ نگوووووو میخوای بخرم
رز: بخر
..بستنی رو خوردیم
رز: مرسی عشقم
..همون لحظه فاطمه رو روبه روی خودم دیدم با یه پسر نشسته
رز: هیییین حامی اون دوستمه با پسره
حامی: برو سلام بده
..رفتم جلو
Jang jooyan Ashegh 🤍
Part 65
..
سلام فاطی
فاطمه: سلااااام چطوری ؟؟
رز: مرسی
..آروم در گوشش گفتم خبریه این کیه؟؟
رز: خواستگار جدیدمه گفته با هم آشناشیم
همون لحظه پسره
پسره: سلام خانوم حال شما خوب هستین سلام آقا حال شما
..حامیم هم باهام اومده بود
حامی: ممنونم شما خوبی !؟
پسره: مرسی ممنونم
..بگذره با هم حرف زدیم و خداحافظی کردیم
رز: عشقم من لباسم بستنی شده
حامی: بریم لباس بخریم
رز: لباس رو خریدیم یه ست زن و شوهری البته ما نامزدیم نه زن و شوهر
رنگشم قهوه ای کرم
داشتیم راه میرفتیم که یهو....