Jang jooyan Ashegh 🤍
Part 65
..
سلام فاطی
فاطمه: سلااااام چطوری ؟؟
رز: مرسی
..آروم در گوشش گفتم خبریه این کیه؟؟
رز: خواستگار جدیدمه گفته با هم آشناشیم
همون لحظه پسره
پسره: سلام خانوم حال شما خوب هستین سلام آقا حال شما
..حامیم هم باهام اومده بود
حامی: ممنونم شما خوبی !؟
پسره: مرسی ممنونم
..بگذره با هم حرف زدیم و خداحافظی کردیم
رز: عشقم من لباسم بستنی شده
حامی: بریم لباس بخریم
رز: لباس رو خریدیم یه ست زن و شوهری البته ما نامزدیم نه زن و شوهر
رنگشم قهوه ای کرم
داشتیم راه میرفتیم که یهو....
Jang jooyan Ashegh 🤍
Part 67
..
داشتیم راه میرفتیم که روشا رو دیدم یه پسره محکم بغلش گرفت و روشا هم گریه میکرد
رز: حامیم روشا
..حامی رفت جلو و روشا رو جدا کرد و روشا اومد سمت من
روشا: وای رز مرسی
رز: چیکارت داشت ؟
روشا: میخواست بلا سرم بیاره
رز: چه پرو فکر کرده
..داشتیم همین جوری صحبت میکردیم که حامیم پسر رو به پلیس تحویل داد و اومد پیش ما
حامی: به خیر گذشت روشا خانوم گریه نکن
روشا: نه خیلی ترسیدم واقعا ازتون ممنونم
حامی: لطف دارید انجام وظیفه هست😊
حامی: خیلی خب سوار شید بریم بیرون یکم حال و هوای شما هم عوض بشه بشید دخترا
روشا: نه آقا حامیم ممنونم من خودم میرم
حامیم و رز: مسخره بازی در نیار
روشا: (سوار ماشین شدم ) واقعا نمیدونم چه جور جبران کنم ممنونم
رز: نیازی به جبران کردن نیست
___------______ رسیدیم کرج
رز: مسخره بازی درنیار برای اولین بار بیا خونمون
روشا: نه به خدا مزاحم نمیشم خیلی خوش گذشت
حامی: یعنی چی مگه میشه
روشا: آره به خدا
..کلی اصرار کردم اما گفت
روشا: چون اولین باره بزار یکم به خودم برسم خوش تیپ کنم بعد با فاطمه و مهان و بارانا و آریانا میایم البته اگه دوست داشته باشی اونها هم بیان
رز: آره به نظرم پیشنهاد خوبیه ، میگما به امیرم بگم بیاد ؟؟؟؟
حامی: نه خیر رز خانوم
رز: چرا حامی من با اون رفیقم
حامی: جان ؟؟
رز: نه منظورم از همکاری بود 😂
حامی: باشه ولی خودمم هستم اگر روشا خانوم دوست پسری چیزی داری بگو بیاد
روشا: راستش فعلا ندارم اما دوستام دارن
حامی: خب پس رز به اونا بگو با دوست پسراشون بیان
رز: اکی
Jang jooyan Ashegh 🤍
Part 68
..
رفتیم خونه__ با حامیم
..رفتم تو اتاق لباسامو در آوردم و تا اومدم کراپ بالا تنمچ بپوشم حامی اومد تو
رز:( زود دستمو گرفتم جلو خودم )ااااا حامیم در بزن میای تو بی ادب
حامی: نگا نمیکنم
حامیم : میگم سوییچ بنزمو ندیدی ؟
رز: نه گمش کردی
حامی : آها اینجاس
رز: خوبه
رز: بریم بخوابیم ؟؟
حامی: تو برو بخواب من میخوام یه دوش بگیرم
..حامی دوش گرفت و اوخد با هم خوابیدیم
Jang jooyan Ashegh 🤍
Part 69
.
..
_صبح
..بلند شدم و رفتم تو آشپز خونه و صبحونه رو چیندم که یهو دستی دورم حلقه شد
..حامی بود
رز: سلام عشقم
حامی: سلام نفسم (خوابآلود)
رز: چطوری ؟؟
حامی: خوب چرا انقدر زود بیدار شدی نفسممممم
رز: خوابم نمیومد
حامی: نه به دیشب که تو بغلم مثل بچه دو ساله ها خوابیده بودی نه به الان
حامی: من میرم دست و صورت بشورم
رز: برو
...رفت دست و صورتشو شست و آمد سر میز
..صبحونه رو خوردیم و گفتم
رز: عشقم امشب بچه ها میان
حامی: باشه
رز: فقط باید بریم خرید من غذا اینا درست کنم
رز: یک ساعت دیگه میرم تو آماده شو
Jang jooyan Ashegh 🤍
Part 70
..
یک ساعت بعد ___
رفتیم فروشگاه محل
سه تا ژله _ دو تا آبمیوه خانواده _ چیپس_پفک_آلو: لواشک_ شکولات و.....
..رسیدم برای غذا اونجا هم مواد مورد نیاز رو برداشتیم
رز: حامی عشقم
حامی: جانم
رز: یه چند تا خوراکی دیگه برای من بر میداری ؟؟
حامی: هر چی دوست داری بردار گلم
رز: ملسییییییی
..برداشتم و رفتیم حساب کنیم
..رفتیم تو ماشین ساعت 12:00.وای گشنمه
حامی: بریم یه ناهار بخوریم بعد بریم خونه
رز: بریم
..همون لحظه گوشیم زنگ خورد ....