راههای سرنوشت آدمی همه سرراست نیستند؛ به صورت خیابانی مستقیم پیش پای صاحب خود منبسط نمیشوند؛ بنبستهایی دارند، و راههای کج و معوجی، و پیچهای تاریکی، و چهارراههای اضطرابآوری که چندین راه از آنها منشعب میشود
_ بینوایان،جلد دوم
چرا این کارها را برای من انجام دادی؟ من هیچوقت برای تو هیچ کاری نکردم.
تو دوست من بودهای و همین بهقدر کافی فوقالعاده است!
_تار شارلوت
بهترین آرزوی قلبیش این بود که مستقل باشد و کسانی که عاشقشان است، تحسینش کنند؛ گویی این قدم اول خوشبختی بود.
_ زنان کوچک