🌿💗
« خٌــدایابـهامیــدتـو »
دو رو برم آدم زیاده
ولی میدونی چیه!
فقـط تویی که
میتونی دردم و دوا کنی
میدونم رهام نمیکنی
میدونم هوامو داری✨
بهــت قول میدم
به کسی جـز تو دل نبندم!
+خــدا جونم..♥️🔖
❀
┏━━━━━━┓
⠀@roshanaie_momenie
┗━━━━━━┛
برای اینکه نتایج مطلوبی داشته باشی این تو هستی که باید تغییر کنی نخواه که مسایل آسان تر شوند تلاش کن که تو توانمندتر شوی
#انگیزشی
@roshanaie_momenie
✨﷽✨
داستان
🌼هیچ عملی را کوچک نشماریم
✍️یکی از علمای اهل بصره میگوید: روزگاری به فقر و تنگدستی مبتلا شدم تا جایی که من و همسر و فرزندم چیزی برای خوردن نداشتیم. خیلی بر گرسنگی صبر کردم پس تصمیم گرفتم خانهام را بفروشم و به جای دیگری بروم. در راه یکی از دوستانم به اسم ابانصر را دیدم و او را از فروش خانه با خبر ساختم. پس دو تکه نان که داخلش حلوا بود به من داد و گفت: برو و به خانوادهات بده. به طرف خانه به راه افتادم در راه به زنی و پسر خردسالش برخورد کردم به تکه نانی که در دستم بود نگاه کرد و گفت: این پسر یتیم و گرسنه است و نمیتواند گرسنگی را تحمل کند چیزی به او بده خدا حفظت کند. آن پسر نگاهی به من انداخت که هیچگاه فراموش نمیکنم. گفتم: این نان را بگیر و به پسرت بده تا بخورد. به خدا قسم چیز دیگری ندارم و در خانهام کسانی هستند که به این غذا محتاجترند. اشک از چشمانم جاری شد و در حالی که غمگین و ناامید بودم به طرف خانه برمیگشتم. روی دیواری نشستم و به فروختن خانه فکر میکردم.
که ناگهان ابو نصر را دیدم که از خوشحالی پرواز میکرد و به من گفت: ای ابا محمد چرا اینجا نشستهای؟! در خانهات خیر و ثروت است! گفتم: سبحان الله! از کجا ای ابانصر؟ گفت: مردی از خراسان از تو و پدرت میپرسد و همراهش ثروت فراوانی است. گفتم: او کیست؟ گفت: تاجری از شهر بصره است. پدرت سی سال قبل مالی را نزدش به امانت گذاشت اما بی پول و ورشکست شد. سپس بصره را ترک کرد و به خراسان رفت و کارش رونق گرفت و یکی از تاجران شد و حالا به بصره آمده تا آن امانت را پس بدهد همان ثروت سی سال پیش به همراه سودی که به دست آورده. خدا را شکر گفتم و به دنبال آن زن و پسر یتیمش گشتم و آنان را بینیاز ساختم. در ثروتم سرمایهگذاری کردم و یکی از تاجران شدم مقداری از آن را هر روز بین فقرا و مستمندان تقسیم میکردم. ثروتم کم که نمیشد زیاد هم میشد. کم کم عجب و خودپسندی و غرور وجودم را گرفته بود و خوشحال بودم که دفترهای ملائکه را از حسناتم پر کرده بودم و یکی از صالحان درگاه خدا بودم. شبی از شبها در خواب دیدم که قیامت برپا شده و خلایق همه جمع شدهاند. و مردم را دیدم که گناهانشان را بر پشتشان حمل میکنند تا جایی که شخص فاسق، شهری از بدنامی و رسوایی را بر پشتش حمل میکند.
به میزان رسیدم که اعمال مرا وزن کنند. گناهانم را در کفهای و حسناتم را در کفه دیگر قرار دادند، کفه حسناتم بالا رفت و کفه گناهانم پایین آمد. سپس یکی یکی از حسناتی که انجام داده بودم را برداشتند و دور انداختند. چون در زیر هر حسنه (شهوت پنهانی) وجود داشت. از شهوتهای نفس مثل: ریا، غرور، دوست داشتن تعریف و تمجید مردم. چیزی برایم باقی نماند و در آستانه هلاکت بودم که صدایی را شنیدم. آیا چیزی برایش باقی نمانده؟ گفتند: این برایش باقی مانده! و آن همان تکه نانی بود که به آن زن و پسرش بخشیده بودم. سپس آن را در کفه حسناتم گذاشتند و گریههای آن زن را به خاطر کمکی که به او کرده بودم، در کفه حسناتم قرار دادند، کفه بالا رفت و همینطور بالا رفت تا وقتی صدایی آمد و گفت: نجات یافت. بله دوستان من، خداوند هیچ عملی را بدون اخلاص از ما قبول نخواهد کرد پس بکوشیم هیچ عملی را کوچک نشماریم و هر عبادت و کار خیری را خالصانه برای خدای تعالی انجام دهیم.
📚کتاب وحی القلم
خدارو به حق حضرت زهرا س قسم میدیم
که هرچه زودتر امام زمان عج ظهور کند
تا جان را فدایش کنیم
#امام_زمان
#جان_فدا
#فاطمیه
___________
@roshanaie_momenie
animation.gif
150.4K
با نام تو که آرام جانم هستی 🌹🌱
سر آغاز هر کارم هستی پروردگارمهربانم 🌹🌱
@roshanaie_momenie
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
با آغاز هر صبح شاد باش و بخند 🌹🌱
🌹🌱دوست بدار
فراموش کن
مهربان باش
هر صبح خورشید فریاد می زند ؛🌹🌱
آی آدمها کتاب زندگی
چاپ دوم ندارد 🌹🌱
پس تا می تونید
عاشقانه خالصانه شاکرانه
زندگی کنید 🌹🌱
سلااام به دوستای خوب و مهربان 🌹🌱
صبح تون بخیر و سر شار از انرژی مثبت 🌹🌱
امید وارم حالتون خوب و عالی باشه 🌹🌱
لحظه های زندگی تون رنگ و عطر خدا رو داشته باشه 🌹🌱
رنگ و عطر خدا آرام روح وجانتون 🌹🌱
الهی به امید تو 🌹🌱
@roshanaie_momenie