eitaa logo
رویانگار " آموزش‌ نویسندگی🔮
2.6هزار دنبال‌کننده
666 عکس
38 ویدیو
4 فایل
🔮خوش اومدی به رویایی‌ترین آکادمی نویسندگی ایتا! ⭐ زهرا جعفری نعیمی هستم! عاشق نوشتن و یاددادن! ✒️نویسنده کتاب وزیر قلابی و قلعه سایه‌ها 🎖مدرک نویسندگی از دانشگاه Wesleyan آمریکا، skillshare و یونسکو ✒️ @royanegaar_ad :ادمینمون
مشاهده در ایتا
دانلود
🖋گزارش واقعه 🔘 همه چیز از ظهر چهارشنبه شروع شد. خیلی عادی نشسته بودیم جلوی تلویزیون. گفتند صدای انفجار آمده، بعد هم خبرهای دیگر پشت بند هم. هرچه کار جلوتر رفت، داغ سنگین تر شد. نمی‌شد دست روی دست گذاشت. فیلم های که می‌آمدند درد داشتند، اندازه‌ی عالم. 🔘 گفتم من مینویسم، خدا بزرگ است. یک سکانس چشمم را گرفت، همان را آوردم روی صفحه‌ی گوشی. پسری با لباس سبز روشن و شلوار لی. افتاده کف خیابان. انگار خواب باشد، خواب خواب. با هوش مصنوعی یک عکس واضح تر از او ساختم. متنم را زدم تنگش و فرستادم توی کانال. 🔘 نیم ساعت بعد، فهمیدم یکی از بچه های گروه کرمان است. مثل اسفند روی آتش داشتم حرص می‌خوردم، وقتی پیام داد حالش خوب است، خیالم راحت شد. اگرچه با توجه به اتفاقاتی که بعدا رخ داد، احتمالا اگر شهید می‌شد برایش بهتر بود. طفلک کارش درآمد. 🔘 پی در پی از او سراغ روایت می‌گرفتیم. می‌نوشت و می‌فرستاد. البته پشت هر روایت کلی این طرف و آن طرف رفتن و سر و کله زدن با نیروهای امنیتی بود. کم کم آنقدر روایت ها زیاد شدند که با ویس تعریف می‌کرد، ما مینوشتیم. روایت ها که بیش از اندازه زیاد شد، گفتیم باید قالبی برای عکس‌هایش داشته باشیم. دست بالا بردم و پیشنهاد طراحی کار را دادم. 🔘 کنوا را روی گوشی نصب داشتم. تجربه ام از طراحی زیر صفر بود. گفتم اگر آدم این کار هستی، این گوی و این میدان. از صبح پنجشنبه فقط طرح زدم، پشت بند هم. پسرم هم وردستم بود، هر دو دقیقه یکبار یا شیر می‌خواست، یا خوابش می‌آمد، یا تابلوی تعویض را بلند می‌کرد. در و دیوار به صدا درآمدند گوشی را بنداز آن طرف، من ولی همچنان بچه به بغل طرح می‌زدم. آخر، دسته‌جمعی در گروه یکی از قالب هارا نشان کردیم، همان شد پایه‌ی کاور پست و استوری شروع و کادربندی تصاویر. 🔘 لابه‌لای ادیت عکس ها، بازهم دلم رضا نمی‌داد. گفتم باید اساسی‌تر کار کنم، ناسلامتی نویسنده‌ام، نباید چیزی بنویسم؟ پیامی را فرستادم توی تمام گروه هایی که توی ایتا داشتم. گفتم اگر کرمان بودید یک توک پا بیایید پی وی. فقط یک نفر آمد. ماجرا را برایش گفتم، شماره‌ی سه نفر را داد. 🔘 اولی اصلا بر نداشت. دومی برداشت، گفت از حادثه فاصله داشته. سومی اما چندتا ماجرای دست به نقد داشت، گفت ویس می‌گیرد و می‌فرستد. هنوز منتظرم ویس هایش بیاید. شاید نت صعیف است. از یک نفر دیگر شنیدم موکب میبدی ها ۵۰ متر با محل حادثه فاصله داشته، هرچند خودشان توی پارکینگ مشغول توزیع غذا بودند. یک نفر فقط این وسط مانده بوده. گفتم همان یک نفر طلای ناب است، تماس بگیریم برای پیدا کردنش. از قضا جزو حلقه‌ی دوستان دور بود. گفت دارد بر می‌گردد، اگر بشود او هم صوت می‌فرستد. آهم درآمد، ولی چاره‌ای نبود. هرچه منتظر ماندیم، نفرستاد. آخر، یک متن طولانی روی صفحه ی گوشی آمد. ظاهرا حال روحی مساعدی نداشت. وقتی متنش را خواندم، حال روحیم از او نامساعد‌تر شد. 🔘 میپرسید چرا دارم این هارا می‌گویم؟ میخواستم بدانید ما ساکت ننشسته بودیم. چندین نفر داشتند خودشان را هفت تکه می‌کردند تا مبادا ماجرا سالگرد خونین حاج‌قاسم مسکوت بماند. نمی‌گذاریم اجنبی ها عادی‌اش کنند و رویش خاک بپاشند. با خون می‌نویسیم تا خونشان بماند... 🔘 پیوست نویسنده: این متن،‌ مربوط به حادثه‌ی تروریستی انفجار و ترور ده‌ها تن از هموطنانمان در کرمان است. حالا بیش از ۲۰۰۰ نفر از هموطنانمان را در جنگی نابرابر، میان کوچه‌های شهر های ایران از دست داده‌ایم. جنایتکار اصلی هردو ماجرا، بیرون از مرزهای ایران است. یک رژیم جعلی که منتظر است تا فراموش کنیم و دوباره خون بریزد... اما تا پایان صهیون، فاصله‌ی زیادی نداریم... ✍زهرا جعفری نعیمی
رویانگار " آموزش‌ نویسندگی🔮
🖋گزارش واقعه 🔘 همه چیز از ظهر چهارشنبه شروع شد. خیلی عادی نشسته بودیم جلوی تلویزیون. گفتند صدای انف
✧–𖥸–✧ 🔮دیروز این جستار برای دوستاتون ارسال شد. نظراتشون رو دیدین؟ شما نظرتون چیه؟! 📌بهمون بگین: @royanegaar_ad ‌ ✧–𖥸–✧ 🌟 بخون، بنویس، بدرخش! @royanegaar
✧–𖥸–✧ 📓 سلام! تا الان درمورد جستار چیا گفتیم؟! ⚡️جستار چیه اصلا؟! ⚡️جستار رو چطوری میخونن؟ ⚡️جستار چیکارا میکنه؟! ⚡️چرا باید جستار بنویسیم؟ ⚡️جستارنویسی به چه دردم میخوره؟! ⚡️یه نمونه جستار میدی بخونم؟! ‌ ✧–𖥸–✧ 🌟 بخون، بنویس، بدرخش! @royanegaar
✧–𖥸–✧ 🐳نوشتن جستار کمک می‌کنه تا بهتر احساساتت رو بیان کنی و حالت بهتر بشه! انگار داری با یکی دردودل می‌کنی! ‌ ✧–𖥸–✧ 🌟 بخون، بنویس، بدرخش! @royanegaar
✧–𖥸–✧ 🎓سر امتحان و کلاس انشا، موضوع نداری یا نمیدونی چی باید بنویسی؟! یه بار نوشتن جستار رو توی کلاس انشا امتحان کن، بعدش معلمت عاشق این میشه که فقط بهت ۲۰ بده! 🐬تازه، اگه به روش درست جستارنویسی رو یاد بگیری، مثل آب خوردن و خیلی زود میتونی کلی جستار بنویسی؟! ❄️میگی نه؟! از شاگردامون بپرس، توی ۱۰ جلسه تونستن با یادگیری جستار، کلی متن جذاب بنویسن! ‌ ✧–𖥸–✧ 🌟 بخون، بنویس، بدرخش! @royanegaar
✧–𖥸–✧ 🔮کانالداری؟! به جای بلاگری‌های ساده و حوصله سربر، جستار کوتاه بنویس و توی کانالت بذار! اینطوری هم از بقیه جلوتری، هم پست‌های کانالت پربازدید تر میشه! 📌خیلی از کانالهای بزرگ و معروف، از جستارنویسی برای جذابیت کانال استفاده می‌کنن. تازه میتونی یه جستار رو به چند بخش تقسیم کنی و هربار یه دونه رو توی کانالت منتشر کنی.‌اینطوری هم کلی پست داری، هم جذابیت کانالت چند برابر میشه! ‌ ✧–𖥸–✧ 🌟 بخون، بنویس، بدرخش! @royanegaar
✧–𖥸–✧ 📋سلام به همه! امروز روز آخر داوری مسابقات آموزش و پرورشه، بین داوری یه توک‌پا اومدم یه سلامی عرض کنم خدمتتون! 📝فرم رو سانسور کردم اسامی یه وقت لو نره! امنیتی کی بودیم ما! ‌ ✧–𖥸–✧ 🌟 بخون، بنویس، بدرخش! @royanegaar
✧–𖥸–✧ ✨اینو نگفته بودم بهتون، نه؟! ☀️من ۶ ساله داور رشته‌ی تفسیر توی مسابقات آموزش و پرورشم. یعنی نویسنده شدم، کنارشم داوری رو ادامه میدم😂 ‌ ✧–𖥸–✧ 🌟 بخون، بنویس، بدرخش! @royanegaar
✧–𖥸–✧ ‼️داستان یا جستار؟! ‌ ✧–𖥸–✧ 🌟 بخون، بنویس، بدرخش! @royanegaar
✧–𖥸–✧ 🔮جستار خیلی روی واقعیت‌های زندگی تمرکز می‌کنه. داستان، تمرکز و محوریتش بر اساس خیال هست. البته داستان هم می‌تونه بر اساس واقعیت باشه، ولی باید اون واقعیت رو تا یه حدی تغییر بدن تا بشه از روش داستان ساخت! ‌ ✧–𖥸–✧ 🌟 بخون، بنویس، بدرخش! @royanegaar
✧–𖥸–✧ 🕰برای یادگیری داستان، باید وقت زیادی بذارین. معمولا توصیه میشه اگه هنوز اول راه هستین، یا وقت زیادی ندارین، اول جستارنویسی رو یاد بگیرین! ‌ ✧–𖥸–✧ 🌟 بخون، بنویس، بدرخش! @royanegaar