eitaa logo
روضه حاج عباس طهماسب پور
425 دنبال‌کننده
317 عکس
534 ویدیو
11 فایل
کانال تخصصی روضه همراه با متن با نوای دلنشین #حاج_عباس_طهماسب_پور هیئت محبان الزهرا سلام الله علیها #بابل ارتباط با خادم کانال @youssof_62
مشاهده در ایتا
دانلود
من محو در تجلی این بی نهایتم سلمان سر سپرده ی سلمانی تواَم لطفا بیا به دیدنم وقت رحلتم بابُ الجواد؛ بابِ مُرادِ دل من است عمریست داده ای به همین راه عادتم نُطقم کنار پنجره‌فولاد باز شد با ذکر یا رقیه بهم ریخت لکنتم 😭ای عهده‌دار مجلس عطشان کربلا 😭من آن حسین‌گوی دم درب هیئتم تو روضه‌خوان آن لب سرنیزه‌خورده ای من سینه‌چاک لطمه‌ی ذکر مصیبتم یَابْن‌َالشَّبیب‌ گُفتن تو می کُشد مرا گفتی که زخم خورده‌ی آن هتک حرمتم 😭😭 یابن الشبیب جد مرا بی هوا زدند یابن الشبیب جد مرا با عصا زدند 😭😭😭😭 ☑️فرمود: یابن الشبیب… ان کنت باکیا لشی فابک للحسین هروقت خواستید برای چیزی گریه کنید برای جد غریبم حسین گریه کنید 😭😭😭 یابن الشبیب… ذُبِحَ کَما یُذبح الکَبش مثل گوسفند جد مارو سر بریدن... اما بدون آبش ندادن،،،تشنه لب کشتنش 😭😭😭😭😭 🍀برای درهمی حسین یه عده کشتنت 🍀دیدن که پاره پاره شد تموم پیرهنت 🍀نشد که نیزه هارو در بیارم ازتنت نمیدونم بادلت جلو میام یانه.. 🍁داغت چه کرده با دل زینب حسین من 🍁بی سر شدی مقابل زینب حسین من 🍂سایه بکش به محمل زینب، حسین من 🍂بی معجریست مشکل زینب، حسین من 🌱ای هلال سر نیزه،،، میدرخشی بر نیزه 🌱بین صحرا می آید،،، بوی تو از هر نیزه ♥️ ♥️ ♥️ این یه بندُ برای امام رضا میخونم 🥺🥺 🌿ز روی نیزه کن نظاره 🌿که باغ عمرم بی بهاره 😭تنها… شدم میان جمع نامحرم 😭نظر نما به حال ما یک دم 😭ببین که قلب من شکسته 🔹دشمن به ضرب تازیانه ها هر شب 🔹دهد تسلا به دل زینب 🔹عَدو دو دست من رو بسته 💔…حسیــــــــــن 🔅کن تماشا بین نامحرم اسیرم 🔅طعنه و دشنام و خنده کرده پیرم ❤️‍🔥 ان شاء الله همه ی عمرت گریه کن امام حسین بمونی.. ان شاء الله دست لطف حضرت زهرا رو سینه ت باشه 🔰میشه بهم بگی، سپردیمون به کی? 🔰محرمامو دیدم روی نیزه یکی یکی 🔰هنوز نخوردم آب که دارم اضطراب 🔰من و تو میرسیم به هم تو مجلس شراب 😭😭😭 🔥زینب تو باخولی، مسافر بازاره 🔥کی بین این نامردا، هوای مارو داره تو کس و کار منی، شمر جلودار شده 😭😭😭😭😭 🍀🍀 ✍️ التماس دعای فرج🤲 🍀🍀 🔻 🔺 🆔http://eitaa.com/rozehajabbas
نوشتم بعد عقل کل، ائمه هو الله احد را قُل، ائمه عسل الله و شهد گل، ائمه و دین کندو شد از شیخ الائمه بنازم عصمت الله ششم را گدایی میکنم شاه ششم را من و دل، دلبر صادق گرفتیم دُر از خاک در صادق گرفتیم عروج از منبر صادق گرفتیم که فرع از جعفر صادق گرفتیم اگر چه بنده ی فرمان اوییم ولی شاگرد شاگردان اوییم به گِرد ماه، یک دنیا ستاره دلم کی گم شود با راه چاره قسم بر بوبصیرش تا زُواره سر از ما و فقط از او اشاره بیا لیلی ببین مجنون رسیده تنوری گرم کن هارون رسیده آقاکمی از آتش پشت درت را مهیاکن بسوزان نوکرت را آقاکمی از آتش پشت درت را مهیاکن بسوزان نوکرت را نبینم بین شعله همسرت را مبر اینقد نام مادرت را چه شد غارت سوار آمد به یادت علیکن بالفرار آمد به یادت ☑️خیلی گریه کرد.علت گریه رو پرسیدن‌. ☑️گفت آتیش که شعله ور شد،دیدم بچه ها از این حجره به اون حجره میدوند دنبال یه پناهگاهی. ☑️آقا اتفاقی که نیفتاده برای چی داری گریه میکنی؟ ☑️گفت دلم رفت کربلا چگونه حرمتت را ساده بردند کشیدند از سر سجاده بردند گهی ایستاده گه افتاده بردند امامی را به بزم باده بردند نه عمامه نه بر دوشت عبا بود به دستت ریسمان جای عصا بود 🍁هرجوری بخوای بخونی، دلت مدینه ست.. 🍁هر جوری بخوای روضه امام صادق و بخونی دلت کربلاست تو را شلاق مرکب دار میخورد تعادل برهم از این کار میخورد سرت بر گوشه ی دیوار میخورد به پایت بوته های خار میخورد تو گریانی نه از این خار، گریان که خاری کی شود خار مغیلان? 😭😭😭 شه مذهب که لامذهب تو را کشت به بزم باده اش آن شب تو را کشت همان شب یاد چوب و لب تو را کشت از آن بدتر غم زینب تو را کشت نمیگویم چه خواست آن پَست از ایشان فقط گویم سکینه گشت پنهان سالار زینب حسین حسین میپرد مرغ دلم از قفس کهنه ی سینه تا ببیند راست یا این که دروغ است که وا گشته دوباره زخم کینه اخر این سان که شنیدیم بازهم صحبت دود و شرر و آتش و هیزم شده در شهر مدینه حرف افروختگی هست خبر از سوختگی نیست صحبت از آتش و در هست خبر از دوختگی نیست همه دم شکر خدا را اشک از دیده چکیده کسی آسیب ندیده رنگ اطفال پریده دامنی شعله ندیده بازهم شکر گزندی به رخ گل نرسیده لگدی غنچه نچیده جان عالم همه سرمست عطر گل سر تا به قدم یاس به گلدان بقیع صادق و منزلت و شأن و مقامات رفیع صادق و دست کرم، خوان کرامات وسیع ابر و باد و مه و خورشید و فلک تحت امرش همه سرباز مطیع میسِزَد رشته نخ بسته ی یک گوشه عبایش بشود بر همه ی خلق شفیع سر سجاده چه حالی دارد بگذارد اگر این ابن ربیع آخر ای پیر محاسن وسط روضه ی تو مانده بودم به که رفتی به پدر یا که به مادر رفتی آن همه هیزم و آتش که نسوزاند تو را فهمیدم که به حیدر رفتی 😭😭😭 دست بسته پا برهنه بی عمامه بی ردا در بر دیده ی همسر رفتی لیک با قدری تفاوت که علی را سوی مسجد بردند ولی ای شاه شما سوی میخانه ی یک مست و ستمگر رفتید چه کشیدید با همان موی و محاسن که درخشد ز سپیدی وسط کوچه دویدی ای عمود دین حق فاش بگو از چه خمیدی شدی شمع،،، چکیدی که بریدی ناسزا که نشنیدی شنیدی طی همین راه که به خانه رسیدی بوته خاری که ندیدی دست منصور ستمگر به کدامین غم تو گریه کنم اینکه بودی سر پا ایستاده اینکه ان مست به شخص تو تعارف میکرد جام پر از باده یا که همچون سگ هاری که رها میشود از قلاده چند دفعه ز کمر تیغ کشید و بود بر کشتن تو آماده عین این صحنه که در مسجد این شهر زمانی مادرت زهرا دید تیغ بر روی سر مولا دید حرف اینجاست اقا تو بگو که ناموس تو همینجا دید وای آقا چه سوالی ست که کردم کاش از شر سوالم لال گردم صحبت بزم شراب ست و طرب حرف می و مستی نامحرم بی شرم و ادب وای از لرزش چشمان تو معلوم شد افتاده ای ای پیر به یاد زینب زینب و دیده ی مست همه کاره زینب و طشت طلا زینب و چوب و لب پاره زینب و داغ دو انگشت بگویم یکی انگشت سلیمان سلیمان به نشانی یک انگشتری تنگ و درخشان چو ستاره دیگر انگشت که صد مرتبه داغش جگرم سوخت به والله همان بود انگشت اشاره ☑️یهو همه مستن.. ☑️مهمونا همه در جلسه هستن..از هر فرقه ای دعوت کرده.. یه نامرد سرخ مو وارد بزم شراب شده..یزید بالا نشسته. گفت اینجوری که معلومه امروز هر چی بخوایم میدی. گف بله روز پیروزی منه.. خاک تو دهنم.‌یه اشاره کرد به سکینه حسیییییییین حسییییییییین سه بار قصد جان امام صادق و کرد..تا منصرف شد.. پرسیدن تو که قصد جان امام صادق و کردی.. گفت میدونی که پیرترین اهل بیت و که پشت ناقه دووندمش.. بارها هم زمین خورد.با اون محاسن سفیدش.. 😭😭 صحنه رو مجسم کن... ☑️یک پیرمرد و سجاده از زیر پاش کشیدن..نمیخوام بگم باصورت افتاد زمین. دست بسته.سرو پای برهنه.. ☑️عین جد غریبش علیِ فقط با این تفاوت جلوی چشم امام صادق به خانومش جسارت نکردن..دست بسته بردنش.. 😭😭 👇👇👇👇
پیرترین اهل بیت امام صادق بود و کوچیکترین اهل بیت که پشت ناقه دوید و بارها به زمین خورد یه دختر سه ساله ست اسمش رقیه ست.. سه بار..هرسه بار منصرف شد.. ☑️گفتن تو که قصد جان امام صادق و کردی چرا نکشتیش..؟؟ گف هر بار دست به قبضه ی شمشیر بردم.اقا رسول الله رو دیدم. هم تو مدینه شمشیر برهنه شد رو سر امام.. لحظه ای که خانوم حضرت زهرا اومد. گفت الان میرم سر قبر رسول الله. گیسوانمو پریشون میکنم. همه ی اهل مدینه رو نفرین میکنم. سلمان میگه هنوز حرف خانوم زهرا تمام نشده بود که دیدیم ستونهای مسجد داره میلرزه. ❤️‍🔥لایوم کیومک یا اباعبدالله اصلا روضه بدون حسین نمیشه. 😭اصلا روضه سنگین تر از امام حسین نداریم. امام صادقم یه جورایی میخواد ما رو ببره تو گودال.. حسییین حسییین حسییین امام صادقُ اوردن،،، اما امنیت خونواده حفظه..درسته ترسیدن.. بزار همین یه بیت و بخونیم اوج روضه ی امشب باشه در بیابان همه ناموس تو آواره شده چادرو مقنعه ی خواهرتو پاره شده 🍀🍀 من فقط یه جمله بگم تو مدینه خانوم حضرت زهرا، مسجد که رفت گفت اگر علی رو ول نکنید میرم سر قبر پدرم گیسو پریشان میکنم.. یه جا هم خانم حضرت زینب دعا کرد.. همین دعا رو میگم عرضم تمام، شما آمین بگو خدا سهم هیچکس کبودی نباشه لباس کسی خاک و دودی نباشه الهی که هیچ خانم باحجابی اسیر محله یهودی نباشه 🍀🍀 ✍️ التماس دعای فرج🤲 🍀🍀 🔻 🔺 🆔http://eitaa.com/rozehajabbas
🍀🍀 نگاهت کردم اما درهمی تو میان لخته خون ها مبهمی تو تو را قطعه به قطعه چیدم اما چرا هر جور میچینم کمی تو ♥️ تورا قطعه به قطعه چیدم اما چرا هر جور میچینم کمی تو ☑️از شب اول میدونم تو دلت میگفتی خدایا یعنی میشه امام حسین بیاد پا روضه؟ اما امشب دعاکن امام حسین نیاد.. ☑️چرا ؟؟؟ اخه جلو چشم بابا روضه ی پسرخوندن سخته.. 😭😭😭 امیدوارم باباهایی که داغ جوون دیدن، تو جلسه نباشن.. باباهای شهدا ببخشن منو .. سرت را ابن ملجم ها شکستن و پهلوی تو را با پا شکستن 😭😭 قره بن منقد عبدی‌... امیرالمونین داشت از کوچه ها میگذشت، تا نگاش بهش افتاد نشست زار زار گریه میکرد‌‌. گفتن آقاجان چه اتفاقی افتاده؟ گف چشمم خورد به قره بن منقد عبدی. ☑️گفت این پرچمدار جنگ جمل بوده.. ☑️گفت از یاران شماست..گفت نه... ☑️این همون نامردیه که نوه ی من علی اکبر به دست این به شهادت میرسه. یه جمله بگم.هرشب هرچی سفره ای پهن شده.. امیرالمومنین قاتل نوه ی خودش و دیده..شروع کرد زار زار گریه کردن.. 😭هر روز نگاه مولا به قنفذ میفتاده... 😭هر روز نگاه مولا به مغیره میفتاده.. سرت را ابن ملجم ها شکستن و پهلوی تو را با پا شکستن جوانم مُرد و پیشم کِل کشیدن سر پیری غرورم راشکستن 😭😭😭😭 ☑️شب اول داد بزن گریه کن.. چون تا علی اکبر افتاد،همه شروع کردن به هلهله کردن.. 🍁همه شروع کردن به کل کشیدن... یه جوری گریه کن صدای نامردا به گوش زینب نخوره..صدا نامردا به گوش امام حسین نخوره 🍀مشو راضی که باخجلت بگردم 🍀در این صحرا به صد زحمت بگردم 🍂زمان بردنت دلشوره دارم 🍂نیفتی از عبا دورت بگردم 💔 ☑️روضه رو مجسم کن... همینجوری پرپرش کردن.. ابی عبدالله اومد.. هرجای کربلا میدید یه تیکه از علی اکبر افتاده... ولدی ولدی ولدی.. عَلَی الدُّنیا بعدک العفا جمله ی اخرم باشه... ☑️اسبهای نجیب حرم یه جوری تربیت میشدن، وقتی صاحبشون زخمی میشد برش میگردوندن سمت خیمه ی خودی.. یه نامردی نیزه به پهلوش زده... کمین کردن.. ☑️یه نامردی بی هوا عمود به فرق علی اکبر زده.. خون جلو چشم اسب و گرفت... اشتباهی به جای اینکه برگرده سمت خیمه ی خودی، رفت سمت دشمن.. 😭😭😭 دشمن کوچه باز کرد.‌تا تونستن شمشیر زدن...تا تونستن.. خیلی از همین نامردهارو علی اکبر به درک واصل کرد. ☑️از هر قبیله ای چندتارو به درک واصل کرد‌... لج داشتن.. با لج باخشم اومدن تو میدون.. ابی عبدالله صدا علی اکبرُ شنید ابتا علیکَ مِنّی السلام ابی عبدالله سریع خودش و رسوند..دید از دور خنجر بالا میره پایین میاد..شمشیر بالا میره پایین میاد.. این دستا که پایین میاد حسین میگف آخ دلم..آخ جیگرم..آخ پسرم.. دیده بستی یا ز من دل کنده ای?? دست و پا زن تا ببینم زنده ای حاج حسین کبیر یه دونه پسر داشت شهید شد. میگه هر روز آب خنک میگرفت روی سینه اش میریخت... میگف جیگرم داره میسوزه. قربون دلت برم امام حسین..قربون جیگر سوخته ت برم.. هرجانشستی بلندبگو یاحسین. مرحوم آیت الله کوهستانی فرمود: مردم حواستون باشه.هرچی میخواید در خونه ی علی اکبرِ کم نخوایید از این شهزاده... ☑️ان شاء الله احدی امشب دست خالی بیرون نره.. ☑️به عشق علی اکبر بلند و یکصدا بگید ♥️ 🍀🍀 ✍️ التماس دعای فرج🤲 🍀🍀 🔻 🔺 🆔http://eitaa.com/rozehajabbas
🍀🍀 به یُمنِ اشک، پر و بال من کجاها رفت شبیه رود به آغوش امن دریا رفت دم حسینیه لالی بلند گفت حسین شنید معجزه‌ات را، دل مسیحا رفت ☑️یاسفینه النجات ☑️یا باب نجات اُمة کنار منبر تو، لات کوچه گرد نشست زمان رفتن از روضه ، کوه تقوا رفت آقای من… شراب جنت من ، چای بعد هیئت هاست خوش آن لبی که پی این می طهورا رفت برای نذر عزای تو، خرج می‌کرده چه سودها که به دخل دکان بابا رفت هنوز رفتن مادربزرگ یادم هست سلام داد به سمت حرم، ز دنیا رفت لباس مشکی من، کادویی زِ مادر توست همیشه در تن من، هدیه های زهرا رفت 😭😭 عنان نوکر تو، دست شخص سلطان است غلام تو به رضاجان سپرد خود را رفت آوای دوشِ علم کش، مدد ابالفضل است همان یَلی که به سوی فرات، تنها رفت خبر رسید علمدار در کمین افتاد خبر رسید به خیمه، توان زنها رفت 😭😭 برای شرح تنش گفته‌اند کلقنفذ 😭😭 ☑️معنای قنفذ برای نوجوونایی که نمیدونن یعنی .. تشبیه دیگه... اینقده تیر به بدن آقا زدن.. 😭😭😭 برای شرح تنش گفته‌اند چقدر نیزه به تشییع جسم سقا رفت رشید علقمه را نیزه، قد اصغر کرد ببین چه بر سر آن پهلوان رعنا رفت حسین بعد ابوالفضل بی زره افتاد به روی مُصحَف توحید شمر با پارفت 💔ای غریب حسیییین 😭😭😭😭 🍀🍀 ✍️ التماس دعای فرج🤲 🍀🍀 🔻 🔺 🆔http://eitaa.com/rozehajabbas
🔻ابوفاضل میاد اونجا برا عرض ارادت 🔺 🍃غروبِ و مؤذن داره اذون میده 🍃نفس آخرِ، دیگه داره جون میده 🍃به یاد کوچه ایه که بوی خون میده 🍃چادر خاکیه مادرُ نشون میده 🍂مگه یادم میره میخ در و سینه ی مادر 🍂مگه یادم میره اون بازو و غلاف خنجر 🍂مگه یادم میره گوشواره و خون رو معجر 😭مگه یادم میره اون بی حیا مادرمو زد 😭مگه یادم میره تو کوچه ها مادرمو زد 😭مگه یادم میره که بی هوا مادرمو زد 😭😭😭😭 💠مگه یادم میره اون قومی که دنیا پرستن 💠مگه یادم میره که دستای بابامو بستن 💠مگه یادم میره که با لگد، در شکستن غریب آقام غریب آقام غریب آقام غریب آقام غریب آقام غریب آقام 🔵یا امام حسن... 💥شده دیگه از این زهرکینه جون بر لب ☑️اگه یه وقت یجایی آتیش بگیره، اونو با آب خاموش میکنن ☑️آقای غریب ما همچین که آبُ نوش جان کرد، گفت آخ جیگرم... آتیش گرفته آروم آروم بخونم... 🔰شده دیگه از این زهرکینه جون بر لب 🔰دارم میسوزه پا تا سرش دیگه از تب 🔰میزنه حرفای آخرش رو با زینب زینب... 🌾خواهرم تو میبینی خنجری به روی حنجر 🌾خواهرم میشنوی تو قتلگاه صدای مادر 🌾خواهرم میری از کرببلا ولی بی معجر 🔸خواهرم کربلا بعد از حسین میری اسارت 🔸خواهرم خیمه میسوزه و میره به غارت 🔸خواهرم توی هر کوچه به تو میشه جسارت ☑️چنتا از اهل بیت ما، زود پیر شدن تو همون خردسالی ☑️گفتن یا امام حسن، چرا موهات سفید شده؟؟ 😭چیزی که من دیدم شما ندیدید 😭من شاهد کتک خوردن مادر... یهو از خواب میپرید میگفت نزنید مادرمو یجا دیگه هم دلتو ببرم... 🔳شما به پیر زنا میگید بی بی 🔳گفت چرا به دختر سه ساله میگید بی بی؟ ✔️گفت شما میگین سه سالشه ✔️تو سه سالگی پیرش کردن ✔️گفت باور ندارم مگه میشه؟؟ 🔴گفت مگه تو قرآن نوشته نیست یوم یجعل الولدان شیبا 🔴بچه های شیرخواره فردای قیامت از شدت ترس، پیر میشن ⚪️این دخترو انقده ترسوندنش انقده زدنش بابا... همین یه مصرع... 🔘خواستی عروس شوم، پیر زن شدم یجا دیگه هم دلتو ببرم 🔘ام البنین اومد،،، دنبال زینب میگشت از این خیمه به اون خیمه از اون خیمه به خیمه ی بعدی ☑️اومد مستقیم جلو خانم زینب به من بگو خانومم زینب کجاست؟؟ ⬅️حق داری نشناسی منو اون زینبی که تو دیدی من نیستم، پیر شدم جلو چشم، سر حسینمو بریدن 😭😭😭😭😭😭 🆔http://eitaa.com/rozehajabbas