eitaa logo
روضه حاج عباس طهماسب پور
425 دنبال‌کننده
317 عکس
534 ویدیو
11 فایل
کانال تخصصی روضه همراه با متن با نوای دلنشین #حاج_عباس_طهماسب_پور هیئت محبان الزهرا سلام الله علیها #بابل ارتباط با خادم کانال @youssof_62
مشاهده در ایتا
دانلود
🔸چهل ساله که ساکتی دیگه بس نیست؟؟ ☑️گفت ده شب قول دادم روضه بخونم. صاحب روضه اومد گفت یه خواهشی ازت دارم. ☑️امشبُ روضه ی امام حسن بخون ☑️گفتم آقا شب عاشوراست،شب امام حسینِ دلیلشو بگو ✔️گفت تو چیکار داری? من دعوتت کردم،،، میزبان منم، اون چیزی که من میگمو بخون ✔️اصرار… من روضه ی امام حسنُ خوندم. ☑️بعد جلسه رفتم پیشش گفتم قضیه چیه?? گفت یه شب او عالم رویا، دیدم آقا امام حسن و امام حسین اومدن و دم در این بیت، آقا امام حسین میگه بفرمایید 🔘امام حسن میگه شما بفرمایید. گفت شما بزرگ منی امام منی شما بفرمایید فرمود حسین جان، اینجا که اسمی از من برده نمیشه 😭یادی از من نمیشه حالا امشب بهترین بهونس بریم در خونه ی امام حسن 🔻چهل ساله که ساکتی دیگه بس نیست؟؟ 🔻چقد زجر کشیدی، تو جات این قفس نیس 🔻لبت غرق خونِ، تو سینت نفس نیست 🔺بگو از همه حرفایی که شنیدی 🔺بگو از همه صحنه هایی که دیدی 🔺بگو از غم و غربتی که کشیدی 🔹اینا که به جز خوبی از تو ندیدن 🔹سَر سفره ی تو به هرجا رسیدن 🔹چرا جا نماز از زیر پات کشیدن 🔸بمیرم نشد هیچکسی همکلامت 🔸بمیرم ندادند جواب سلامت 🔸بمیرم برای غم ناتمامت 💠یکم حرف بزن تا سبک شی برادر من که میدونم از بچگی تو دلت چه غوغاییه 😭😭😭 💠یکم حرف بزن تا سبُک شی برادر 💠چهل ساله که هی تو خواب میگی مادر 😭 ♨️یکم حرف تا سبک شی برادر ♨️چهل ساله که هی تو خواب میگی مادر ♨️میری کوچه میشه غمت چند برابر ⬅️چی دیدی،،،مگه کی باهاتون در افتاد؟ ⬅️چی دیدی،،، نمیگی چطور مادر افتاد؟ ⬅️چی دیدی مگه مادرم با سر افتاد؟ ⬅️حالا نوبت امام حسنِ ... 🔵شکسته دلم تو غمت مثل شیشه 🔵میدونی که اینو میگم من همیشه 🔵آخه روزی مثل روز تو نمیشه ⚪️برادر میشینن رو سینت تو گودال ⚪️یه نیزه میاد و دیگه میری از حال ⚪️به زیر سُم اسبا میشی تو پامال بزرگای ما گفتن باید چندین دقیقه از گودال بخونی تازه روضه ی عبدالله رو شروع کنی ☑️انقده سفارششو کرد گفت خواهرم زینب، این یادگار داداش حسنمه ☑️بوی داداش حسنمو میده قاسمُ که اینجوری پرپرش کردن نکنه این بچه رو رها کنی ✔️دلاورن بچه های امام حسن اینم جواب اونایی که گفتن امام حسن از رو ترس بیعت کرد با معاویه پسرای شیرش تو کربلا نشون دادن که ترس تو وجودشون نیست ⬅️خانم زینب دستشو گرفت به سفارش ابی عبدالله انقدر دست و پا زد گفت عمه من باید برم ✔️دور عمومو گرفتن محاصرش کردن دارن عمومو میکشن هر طوری بوده بالاخره موفق شد دستُ رها کرد دوید 🔘اون نانجیب شمشیر کشیده قبلش عمر سعد لعنت الله علیه گفت هرکی یه زخم به حسین بیشتر وارد کنه، جایزه داره ✅سنان از یه طرف دوید تو گودال سریع دوید خودشو چسبوند به عمو جانش بی حیا شمشیر به قصد کشتن ابی عبدالله پایین آورده ✅دست یه نوجون ده یازده ساله رو تجسم کن دید الانه که سر از بدن عموجان… گفت مگه من مُردم که سر عمو جانمو جدا کنی?? ☑️دستشو آورد جلو ☑️شمشیر با همون سرعت اومد دستشو جدا کرد ☑️این نوجوون ده یازده ساله تا اینجا که میگفت عمو حسین، یهو لهجه، لهجه ی حسنی شده… لهجه عوض شده ✔️یهو گفت یا اُمّا نه اینکه مادر خودشو صدا بزنه… نه اشتباه نکن ✔️این بچه شنیده یه روز تو کوچه، دست مادرُ شکوندن ✔️این بچه، پسر امام حسنِ ✔️شنیده یه روز تو کوچه… ✴️گردیده بود قنفذ، همدست با مغیره ✴️او با غلاف شمشیر، این تازیانه میزد همچین که دستش شمشیر خورد گفت یا زهرا 😭😭😭 نوشتن حرمله تیر زده ✔️بدن عبدالله که رو سینه ی امام حسین بوده، دوخته شده به بدن امام حسین 😭😭😭 این بدن دوخته شده ☑️بزار من بگم و رد بشم بدن عبدالله دوخته شده ابی عبدالله افتاده بوده عبدالله رو سینه ی عموجانش ☑️حرمله ی بی حیا با یه تیر، بدنُ دوخته به هم حالا تازه شمر اومد باید سرُ جدا کنه 🌾اینا بی حیاتر از این حرفان 🌾اینا نامردتر از این حرفان 🌾اصلا تربیت و ادب تو وجودشون نیست یوقت فکر نکنی عبدالله رو با دست جدا کرده باشن 🔥بی حیا با لگد نشست رو سینه ی حسین حالارفتی تو گودال دیگه 😭😭 🍃مگه یادم میره شری که شمر اینجا به پا کرد 🍃مگه یادم میره با چکمه هاش، رو سینه جا کرد 🍃مگه یادم میره چند ضربه زد سرُ جدا کرد حسیــــــــن واااااااااااای 🍂میبینی عمه، مادرتم تو راهِ 🍂فقط عموم نیست، بابام تو قتلگاهِ 🍁 شنیدن 🍁همه به مقتلش رسیدن 🍁امید اجداد تو هستم 🍁دیر برسم سر بریدن 🆔http://eitaa.com/rozehajabbas