eitaa logo
درگاه شاعران روضه نشینان🌱
2.1هزار دنبال‌کننده
2هزار عکس
961 ویدیو
72 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
دور شدم از این و آن، با خودم آشنا شدم آینه در حجاز بود، عاشق مصطفی شدم سرمه نمی برم به چین، قند و شکر نمی خرم نقره و زر نخواستم، صاحب کیمیا شدم بار شتر گذاشتم، وقف تو هرچه داشتم دانهء عشق کاشتم، در قفست رها شدم با تو جرس به هر نفس، مصرع عاشقانه ایست با تو پر از قصیده ام، با تو غزل سرا شدم ای که ملول می‌شوی از نفس فرشته‌ها باور من نمی شود، همنفس خدا شدم سفرهء دل برای من، باز کن آیه ای بخوان حرف بزن که مَحرمِ زمزمهء حرا شدم قطرهء من فرات شد، ذرّه ام آفتاب شد پیش تو سیّدالبشر، سیّدة النّسا شدم پشت سرت من و علی، قامت عشق بسته ایم تو همه مقتدا شدی، من همه اقتدا شدم من به تو دست یاعلی داده ام از صمیم دل مرگ جدام کرده است از تو اگر جدا شدم لحظه آخرین غزل، ترس ندارم از اجل پیرهن تو در بغل، با تو دوباره «ما» شدم @rozeneshinan 🔸شاعر:
ای همسر با غیرت طاها خدیجه ای شان تو بالاتر از بالا خدیجه روح بلندت اوج اَوْاَدْنا خدیجه تو دائم الْاِنفاق هستی یا خدیجه داروندار حضرت زهرا خدیجه شب تا سحر مشغول تسبیح و دعایی اول مسلمانِ زنِ دین خدایی تنها طرفدار حریم مصطفایی مادر بزرگِ خاندان هَلْ اَتایی همراه احمد بوده ای هر جا خدیجه دارایی ات را دادی و دلبر گرفتی بار اِلَم از دوش پیغمبر گرفتی سیب بهشتی خوردی و کوثر گرفتی زهرا که آمد رتبه ی مادر گرفتی ای که مقام تو بوَد والا خدیجه پای نبی تا لحظه ی آخر نشستی با غیرتت بت های یثرب را شکستی انفاق را هرگز به روی دین نبستی در تنگنای ظلم، حق را می پرستی در راه حق کردی فدا جان را خدیجه از اهل یثرب طعنه و دشنام خوردی خونِ جگرها در رهِ اسلام خوردی خونِ دل از زن های نافَرجام خوردی آن قدْر هم حرف بد از اقوام خوردی که دل بریدی آخر از دنیا خدیجه سجاده پای بندگی ات ایستاده اصلاً مقام توست، مِعْراجُ السَّعاده دین خدا پیمانه و عشق تو باده باید به زهرا گفت، ای محراب زاده جاری نگردد اشکهایت با خدیجه مادر که باشد، شان دختر پایدار است این چارچوبِ خانه حتی استوار است مادر نباشد، روز روشن شام تار است امشب دل زهرا برایت بی قرار است بعد تو زهرا می شود تنها خدیجه بوی جدایی می دهد هرمِ صدایت دیگر نمی آید صدای ربنایت این لحظه های آخری باید برایت روضه بخوانیم از غم کرببلایت تا چشم های تو شود دریا خدیجه امشب تمامِ بسترت را، غم گرفته اِنسیَّةُ الْحورایِ تو، ماتم گرفته با اینکه قلب حضرت خاتم گرفته شکر خدا دورِ تو را مَحرَم گرفته وای از غروب روز عاشورا، خدیجه @rozeneshinan 🔸شاعر:
مادری پر غصه و درد آشنا دلواپس است عزم رفتن کرده تا سمت خدا دلواپس است مادری افتاده در بستر به حال احتضار دختری کوچک شده غرق دعا، دلواپس است بر لبش امن یجیب و دیده هایش غرق اشک ترس دارد که نگیرد او شفا، دلواپس است دخترش خورده زمین امروز تعبیرش بد است از عبور نیلی اش در کوچه ها دلواپس است شور افتاده دلش چون خواب دیده نیمه شب گوهرش افتاده زیر دست و پا، دلواپس است او که در شعب ابیطالب همیشه تشنه بود تشنه، یاد تشنۀ کرببلا دلواپس است او که مرهم روی زخم سنگ ها بگذاشته خوب می فهمد هجوم سنگ را، دلواپس است من یقین دارم که او بین کفن ها گریه کرد بر شهید بی کفن، بر بوریا دلواپس است 🔸شاعر: @rozeneshinan
🌹🍃دعاى روز نهم ماه مبارك رمضان🍃🌹 بسم الله الرحمن الرحیم اللهمّ اجْعَلْ لی فیهِ نصیباً من رَحْمَتِكَ الواسِعَةِ واهْدِنی فیهِ لِبراهِینِكَ السّاطِعَةِ وخُذْ بناصیتی الى مَرْضاتِكَ الجامِعَةِ بِمَحَبّتِكَ یا أمَلَ المُشْتاقین. ترجمه : خدایا قرار بده برایم در آن بهره‌اى از رحمت فراوانـت و راهنمائیم كن در آن به برهان و راه‌هاى درخشانت و بگیر عنانم به سوى رضایت همه جانبه‌ات بدوستى خود اى آرزوى مشتاقان. @rozeneshinan
سرمایه ات خرج مسلمانی ما شد حق مسلمانی ما با تو ادا شد دستت کلید قفل های بسته بوده پیغمبر از دستان تو حاجت روا شد اسلام بی تو بی گمان در شعب می مرد دین خدا با همتت دین خدا شد تو اجر زحمت های احمد بودی اما مزد تو بانو! حضرت خیرالنسا شد مادر بزرگی مثل تو دارد،جز این نیست زینب اگر آیینۀ زهرا نما شد ای داغ تو بر سینۀ خاتم نشسته بی تو درون قلب زهرا غم نشسته در عفتت مریم کنیز صبح و شامت آسیه خدمت می کند، هاجر سلامت مال و منال و هستی ات شد خرج اسلام احمد به حیرت مانده در نوع مرامت زهرا فقط در دامن تو رشد کرده ای مادر زهرا همین بس در مقامت طرز جهاد تو زبان زد مانده بانو خلق خدا ماندند در نوع قیامت حق است اگر در رتبه ات عمری بگوئیم دین خدا یکجا سند خورده به نامت با اینکه بر عرش خدایت پا نهادی رفتی و داغی بر دل زهرا نهادی @rozeneshinan 🔸شاعر:
هدایت شده از تبلیغات (ثبت بنر)
تبلیغات مذهبی در ایتا @tablighatemazhabi به منظور حمایت ازگروها وکانال های مذهبی، ارزشی؛فرهنگی. ... دوستان سلام، برای تبادل وثبت لینک به ایدی پایین پیام دهید 👇 @SHarafoddin
روزه ی روز دهم یاد لب عطشانم گریه کن بر بدنه بی کفن وعریانم 😭😭😭😭 #ارباب_بی_کفن #روزدهم #ماه_رمضان #حسین_نوروزی @rozeneshinan
قلم برداشتم تا چند بندی خام بنویسم از اقیانوس بی همتای عشق آرام بنویسم از آن «من دوستت دارم» که این دنیا نفهمیده از آن عشقی که واجب گشته در اسلام بنویسم همان عشقی که از زیبایی اش با صد زبان باید برای اندلس، ایران، حجاز و شام بنویسم از آن عشقی که بعد از او نبی غمگین عالم شد قلم برداشتم تا از غم اسلام بنویسم بقیع از نور سرشار است وقتی دختر احمد به خاکی سر گذارد... پس، از آن هنگام بنویسم: (اَلا یٰا عامَ حُزنِ المصطفی ماکو فَرَح فیکٖ) و (لَیسَ فیکِ ایامٌ سِوَی الآلام) بنویسم قلم چرخید بر کاغذ که از بی مادری گوید از ام المومنین گوید، من از ایتام بنویسم @rozeneshinan 🔸شاعر:
چطوری دلت میاد بدون ما بری سفر حالا که داری میری، پس ما دو تا رو هم ببر نه قرارمون نبود، رفیق نیمه راه باشی گفتی پا به پام می مونی ،تا یه تکیه گاه باشی به دلم آتیش نزن، گریه ی بی صدا نکن واسه زنده موندنم، زیر لبت دعا نکن خیلی زود داری میری!، دخترمون سه ساله شه نذا باغِ زندگیش، رنگِ گلای لاله شه وقت کوچت ای پرستو، نمِ پاییزی می خوای!؟ بعد عمری زندگی، تازه ازم چیزی می خوای!؟ نگو دریای غمِ خدیجه ساحل نداره ! همه زندگیم فدات، عبام که قابل نداره ! کفنت رو قراره ازآسمونا بیارن قراره فرشته ها حلوا و خرما بیارن به جونم آتیش زده؛ حرفِ کفن-اسمِ عبا یادتِ گفته بودم براتُ از کرببلا یادتِ گفته بودم، ازیه غریبِ بی کفن گفته بودم نوه مُ ؛ کرببلا سر می بُرن سی هزارتا نامسلمون، نینوا می کشنش با لبِ تشنه تو گودال بلا می کشنش توی کربلا سرِ همین عبا بلوا میشه سر غارتِ یه تیکه پیرهن دعوا میشه @rozeneshinan 🔸شاعر:
بدون عشق ،بیتی در خورِ املا نخواهد شد که بی اذن قلم شاعر ! غزل انشا نخواهد شد شروع مستی از آنجاست که میخانه برپا شد از آنجایی که جمع می کشان ، منها نخواهد شد می آماده است در ساغر ، اَدر کاساً بخوان ای شیخ! که تا ساقی نفرماید " و ناولها " نخواهد شد غزل در وصفِ کوثر آفرین بانوی اسلام است که جز در مدح او گفتن، زبان گویا نخواهد شد بر آدم همسری آمد ، بر احمد نیز همتایی چه همتایی ! که قدر شوکتش حوّا نخواهد شد یکی مَرد و یکی زن ، هر دو اما یار یکدیگر که دریا، رو به رو جز با خودِ دریا نخواهد شد چُنان از عشق -می دانم- به هم وابسته اند اینها که امروز محمّد در غمش فردا نخواهد شد چه بیهوده است بی نامش کلامی بر زبان راندن از اسلامی که بی ایثار او احیا نخواهد شد خدیجه، یک زن است اما به مردان آبرو داده است که تا او هست در میدان نبی تنها نخواهد شد مپندار از عُروجش مصطفی تنها بماند ، نه ! که ذکر لا اله ای دوست ! بی الّا نخواهد شد اگرچه راویان گفتند زنهایی پیمبر داشت زنی غیر از خدیجه مادر زهرا نخواهد شد از او که مادر زهراست ، زهرا دختری آورد که زن در نسل او جز زینب کبری نخواهد شد نه چون مریم ، نه چون حوّا ، نه چون هاجر ، به جز زهرا چه می جویی؟! که در زنها چون او پیدا نخواهد شد "امیرالمومنین" یک مَرد و " امّ المومنین " یک زن که غیر از این اگر باشد لقب معنا نخواهد شد 🔸شاعر: @rozeneshinan
از همان آغاز , چشم آسمان ها و زمین تا ابد دیگر نمی بیند زنی را اینچنین در همان عصری که اهل شهر با شک کافرند تو به آیین محمد رو میاری با یقین هم ردیف هاجر و آسیه و مریم شده است هر زنی از خرمن اخلاق تو شد خوشه چین گوهری مثل تو در بیت النبی بوده است که غبطه ی این خانه را خورده ست فردوس برین میوه ی خوب از درخت خوب حاصل می شود پس فقط دامان پاک توست زهرا آفرین تکیه گاهی چون تو دارد ، ذوالفقاری چون علی سر نخواهد داد پیغمبر دم : هل من معین ((چون لباس کعبه بر اندام بت زیبنده نیست))* جز تو بر شخصی دگر عنوان ام المومنین 🔸شاعر: * : صائب تبریزی @rozeneshinan
یا حضرت خدیجه و یا ام مومنین مریم،به رتبه با تو برابر نمیشود مدح تو کار مثل منی نیست،بی درنگ مداح تو خداست که ابتر نمیشود این فخر بس برای تو،ای کفو مصطفی جز تو کسی به فاطمه مادر نمیشود درخانه ی رسول تو دوشیزه آمدی یک بیوه زن که زوج پیمبر نمیشود تو حامی رسول شدی و پس از تو کس جز دختر تو حامی حیدر نمیشود شد رفتن تو بهر نبی سال حزن وغم خاکش به شر دلی که مکدر نمیشود شد بهر تو عبای رسول خدا کفن با این عبا،خیال تو مضطر نمیشود حرف از عبا زدم،دل من رفت کربلا در دل غمی چو شبه پیمبر نمیشود دور وبرش پدر نگهی کردو می گریست گفتا گلی به مثل تو پرپر نمیشود ازبس که تکه های بدن ریخته زمین در یک عبا که جا تن اکبر نمیشود 🔸شاعر: @rozeneshinan