eitaa logo
🌱درگاه شاعران روضه نشینان🌱
2.2هزار دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
389 ویدیو
67 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
یادت دوباره کرد، بر این ذهن من خطور مثل همیشه گوشه چشمم شده نمور وا کرده ام دهان به ثنا و شکوهتان جاری شده به روی لبم واژه های نور باید برای عرض ارادت به محضرت از کردگارتان طلبم رخصت حضور آغاز میکنم سخنم را به نام عشق بی بی سلام و عرض ادب، زینبِ صبور تو آمدی و شد همه دلها پر از شعف بیت علی و فاطمه هم غرقِ در سرور تو آمدی و حُسنِ حسن، حُسنِ مطلعت شد نیمه حسین در این خانه جفت و جور ای اسوه حجاب و حیا، عفت و وقار ای جانشین فاطمه چشمِ بد از تو دور ای کوه صبر، کعبه غم، زینتِ علی مانندِ مادرت شده ای مایه غرور من محو این حماسه و این عشق می شوم وقتی که زندگیِ تو را میکنم مرور در کربلا مقامِ رفیعت گرفت اوج باید نکرد ساده از این مرحله عبور بودی مطیعِ محض حسین و مطیعِ یار تسلیمِ امر و نهیِ ولی در همه امور نقشِ تو روز واقعه شرحش حکایتی است صدها رساله گردد و صد جزوه قطور اما به شام مرتبه ات فرق می کند حیدر نمود در همه صحنه ها ظهور دیدند دشمنان که چگونه سپر شدی با جان خود برای همه زینبِ غیور دیدند که چگونه عقیله خروش کرد غرید و داشت خطبه او اقتدار و شور آن خطبه ها اساسِ حکومت ز ریشه کند گردیده بود محشر و گویی دمید صور این دخترِ علیست که با این صلابتش ویران نمود با نفَسش کاخِ ظلم و زور طاغوت شد مچاله و بیچاره شد یزید گردیده بود خار و در افتاد مثل مور امّیدِ دشمنان به شکستِ عقیله بود بردند عاقبت همه این آرزو به گور حالا هنوز پرچم زینب به قله هاست چشمِ تمامِ حرمله های زمانه کور 🔸شاعر: _____________________ https://eitaa.com/rozeneshinan ♻️درگاه شاعرین روضه نشینان ⬆️
تنها دلیل خنده ی حیدر خوش آمدی آیینه ی لطافت مادر خوش آمدی ای آن کسی که شهرت نام بلند تو از عرش رفته است فراتر...خوش آمدی از اشک شوق پر شده چشمان مجتبی ای روشنای چشم برادر خوش آمدی دروازه های کوفه به دست تو فتح شد یاد آور حماسه ی خیبر خوش آمدی محشر به نام نامی ات آغاز می شود ای زیر و رو کننده ی محشر خوش آمدی امشب شب دف است ، شب جام و باده است امشب خدا به فاطمه فرزند داده است از خاک پات، بوسه گرفته ست کهکشان سجده کنند بر تو شب و روز عرشیان از شوکت مقام تو این بس که بی وضو نام تو را حسین نیاورد‌ بر زبان عالم حریف جوش و خروشت نمی شود آن لحظه ای که پای حسین است در میان ای دست های تو پل مابِین عرش و فرش پیوند داده ای تو زمین را به آسمان محو علیِّ اکبرِ ارباب می شوی از بس که او شبیه علی می دهد اذان ذکر علی الدوام تمام ملائکه! بر چادر تو باد سلام ملائکه عالم فدای قلب صبوری که داشتی خورشید و ماه خیره ی نوری که داشتی ابن زیاد وقت ورودت به کاخ کفر عاجز شد از شکوه و غروری که داشتی دنیا ندیده است به خود در تمام عمر مثل برادران غیوری که داشتی صدها هزار حضرت موسی گذشته اند از جای جای وادی طوری که داشتی خورشیدِ بی غروبِ شب و روز کربلا! عالم ندیده است حسینی تر از تو را ای سرو پاکباز که غرق عنایتی دست مرا بگیر که دریای رحمتی از درک جایگاه تو این خلق عاجز اند مثل علی و فاطمه اعجاز خلقتی در وقت خطبه خواندن تو کل کائنات گفتند یکصدا: چه وقاری! چه شوکتی یک جا گناه های زبان پاک می شود وقتی که نقل می کند از تو فضیلتی جز اینکه خاک پای تو باشیم تا ابد در زندگی خویش نداریم حاجتی ای آبروی روی علی، ای خدای صبر باید نوشت: "زینب کبری" به جای صبر هدیه بده به خانه ی قلبم بهار را آرام کن دوباره دل بی قرار را زینب تو کیستی که به وقت نماز خویش وا داشتی ستایش پروردگار را آن خطبه های حیدری ات، بعد سال ها زنده نمود خاطره ی ذوالفقار را وقتی که خلق کرد خدا کائنات را دست تو داد گردش این روزگار را هر طور می شود دل ما را درست کن ما داده ایم دست خودت اختیار را جز تو کسی لیاقت زینب شدن نداشت دلداده ای شبیه حسین و حسن نداشت امشب بساط نوکری ما فراهم است بانو! فقط زیارت کرب و بلا کم است شکر خدا که سایه ی پر مِهر چادرت روی سر تمامیِ ذرات عالم است با اسم تو زمین و زمان زیر و رو شود پس نام نامی تو همان اسم اعظم است ای کوه صبر! ای که جهان زیر بال توست از تو مدد گرفته اگر کوه محکم است ما را بخر ، نگاه به اعمال ما مکن اینجا که آمدیم بد و خوب درهم است صدها هزار آسیه شاگرد مکتبت نام حسین هست شب و روز بر لبت خوشبخت آن دلی که گرفتار زینب است عالم به زیر دِین علمدار زینب است هر کس که حیدری ست بدهکار فاطمه ست هرکس حسینی است بدهکار زینب است امروز اگر که نامی از اسلام مانده است مدیون جان فشانی و ایثار زینب است از پادشاه های دو عالم غنی تر است آن سائلی که خادم دربار زینب است عباس ، ماهِ بی بدلِ خیمه هاست که از روی نیزه نیز نگهدار زینب است 🔸شاعر: ____________________ https://eitaa.com/rozeneshinan ♻️درگاه شاعرین روضه نشینان ⬆️
هرچه در ساحل نشستم جزرم اصلاً مد نداد عرش بر شعرم مجالی که به فرش افتد نداد سِیر کردم واژه ها راعقلم امّا قد نداد چشم وا کردم نشان من به جز ابجد نداد لاجَرَم با پای دل در سیر ابجد پر زدم شصت و نه دفعه پلاک شصت و نه را در زدم شصت و نه دفعه وضو پشت وضو اما نشد شصت و نه دفعه توسل ؛باب حاجت وا نشد زیر و رو شد واژه ها مضمون نو پیدا نشد شصت و نه دست دعا بردیم تا بالا نشد در همین اثنی دمی گیرا به فریادم رسید یاحسینی و گفتم و خیرش به اجدادم رسید یا حسینی گفتم و دلداده زینب شدم هو کشیدم تا که مست از باده زینب شدم عشق دام انداخت و آزاده زینب شدم سجده ای کردم به خاک افتاده زینب شدم گرچه دارد بیش ازاین الفاظ حرمت زینبش می نویسم عشق می خوانم به جرأت زینبش بعدلالا؛گریه ها پایان نمی گیردچرا ابرها لبریز؛پس باران نمی گیرد چرا طفل کوچک فرصت جولان نمیگیرد چرا شاه تشنه دربغل قرآن نمی گیردچرا رفت در آغوش دلبر زهرها چون قندشد گریه گریه؛گریه هاتبدیل برلبخندشد عقل سینه چاک کردو ناگهان بی هوش شد عشق شدآرام تاباعشق هم آغوش شد وقت مستی سررسید و باده ساغرپوش شد تاسرانگشت محبت شانه گیسوش شد کربلادرجلوه آمد؛زخمهاسربازکرد خواهراول چشم برروی برادربازکرد چشمها رابازکرد و عاشقی آغازشد دل برفت ازدست و یک آن روح درپروازشد بااشارات نظر دلدادگی ابرازشد دستها گهواره شد هنگام خواب نازشد لای لایی برادر خواهرش راخواب کرد چشم بست و در مسیرعشق فتح الباب کرد هردوتا صیاد هر دو چون شکاریکدگر هردو مومن هردوتا آیینه داریکدگر هردوتا ثابت قدم پای قرار یکدگر شب نمی شد روزشان الّا کنار یکدگر هر دوتا واحدشدند وعشقشان مشروح بود آن قَدَر که دردوتاپیکرفقط یک روح بود مظهر ایمان حسین و روح ایمان زینب است موج دریاها حسین و ابرباران زینب است خیمه عفت حسین و حافظ آن زینب است خط خط قرآن حسین و جلدقرآن زینب است این یکی شمس هدایت آن یکی شمس حیاست این یکی ابن الولایت آن یکی بنت الهداست باده مستی حسین و ظرف باده زینب است جاده عزت حسین و نورجاده زینب است حاکم مطلق حسین و سرنهاده زینب است شرزه شیرنر حسین وشیر ماده زینب است این یکی طوفان کند آن یک قیامت می کند این سر و جان می دهد آن استقامت می کند کیست زینب صبر مطلق روح عفت جان عشق ثانی زهرای مرضیه نوک پیکان عشق مادر کرببلابانوی هم پیمان عشق کیست زینب دخت حیدر خواهر سلطان عشق بانویی که کفّه غم را کفایت کرداوست آنکه درعصردهم نقل ولایت کرد اوست بانوی معصومه خانوم جلیله کیست او پاک از هرنوع؛ اخلاق رذیله کیست او مریم عذرای این قوم وقبیله کیست او بین زنهای جهان شخص عقیله کیست او کیست او؟ آنکه به جز فریادعفت سرنداد دادعباس و علی اکبر ولی معجر نداد دور بازوی شهامت نقش بازوبند اوست آن کسی که می زند بر کشته اش لبخنداوست آنکه یک جاازتعلق های خود دل کَند اوست وانکه بگذشته است حتی از دوتا فرزند اوست بادورکعت عشق حتی ازنوافل هم گذشت درمسیرعاشقی از میوه دل هم گذشت چندباری این مسیر خیمه را طی کرد او با تمام عشق اصرار پیاپی کرد او تا دوتا گلدسته را تقدیم بر وِی کرد او اسب آقازاده هایش را خودش هِی کرد او عشق را اثبات کرد او یک تنه با بچه هاش لافتی جز زینب ولاسیف الّا بچه هاش الغرض این زینبی که کعبه منظوربود آنکه از همسایه ها هم سایه اش مستوربود وای برمن بعدعاشورا حجابش نور بود در حصار اخنس و شمر و سنان محصور بود بی محارم از مسیرکوفه سمت شام رفت عصمت مستوره در انظار خاص وعام رفت 🔸شاعر: ________________________ https://eitaa.com/rozeneshinan ♻️درگاه شاعرین روضه نشینان ⬆️
بوی بارون یاس گلدون،مژده می ده صبح عیده روی بال صد فرشته،می رسه از راه سپیده كیه خورشید قبیله،كیه بانوی جلیله آیینه دار علیه،زینبه تنها عقیله تو شب غربت و غمها،واسه دلها آفتابه وارث عصمت مادر،زینت ابوترابه پر جبریل فرش راشه،آسمونا خاك پاشه هیبت و غرور حیدر،طنین توخطبه هاشه آسمونی نور عینه،دل و دلداره حسینه مهربونی تو نیگاشه،همه جا یار حسینه بانوی صبر و صلابت،بانوی شور و شهامت برای عرض ارادت،بیایید بریم زیارت هواییه دل تنگم،تا حریمش پر می گیره این دلی كه بی قراره،حرم نعم الامیره زائر صحن و سرای،بانوی صبر و صفا شیم بگیریم برگ برات و ،زائر كرببلا شیم 🔸شاعر: ____________________________
آن قدر عاشقیم که املا نمی‌شود مستی ما که در قلمی جا نمی‌شود زلف مرا به پنجره‌های ضریح عشق طوری گره زدند، دگر وا نمی‌شود باید که ناز داشت، کمی نیز غمزه داشت هر دختر قبیله که لیلا نمی‌شود آن کس که خاک پای مریدان میکده است محتاج معجزات مسیحا نمی‌شود «تاک» مرا به عشق تو در خم گذاشتند حالا شراب می‌شود و یا نمی‌شود ما مثل باده‌ایم شبی امتحان کنید انگور زاده‌ایم شبی امتحان کنید شکر خدا که نام مرا مبتلا نوشت از حاجیان کعبه سبز شما نوشت شکر خدا که دست قدر، دست سرنوشت نام مرا شریف‌ترین خاک پا نوشت صبح ازل به خاک تو پیشانی‌ام رسید این سجده را فرشته به پای خدا نوشت از ما سؤال شد که اسیر تو می‌شویم؟ ما خواستیم و آیه «قالو بلی» نوشت بالای سر در حرم کبریاییش نام تو را به خط خودش با طلا نوشت یعنی تمام جلوه آل عبا تویی آیینه تمام نمای خدا تویی اعجاز بی مثال شما تا ادامه داشت موسی ادامه داشت مسیحا ادامه داشت ای بارش همیشه سجاده‌های نور در امتداد چشم تو دریا ادامه داشت بانو اگر به آینه‌ها سر نمی‌زدید تاریکی همیشه‌ی دنیا ادامه داشت در آسمان چهارم افلاک جا زدیم آیات رد پای تو اما ادامه داشت تا زندگی‌ات را به تماشا گذاشتی آن عمر جاودانه زهرا ادامه داشت ای آفتاب روشن شب‌های کربلا ای زینب مدینه و زهرای کربلا گفتیم آسمانی و دیدیم برتری گفتیم آفتابی و دیدیم بهتری گفتیم دختر اسد الله غالبی ایام کوفه آمد و دیدیم حیدری تو از زمان کودکیت تا بزرگیت شیواترین مفسر الله اکبری تو از کدام طایفه هستی که مستقیم فیض از حضور علم خداوند می‌بری بر شانه‌های سبز تو باز رسالت است تو اولین پیمبر بعد از پیمبری خورشید روی تو شرف مشرقین شد یک نیمه‌ات حسن شد و نیمت حسین شد ای ماورای حد تصور کمال تو بالاتر از پریدن جبریل بال تو از مادری چنین چنین دختری شود هم خوش به حال فاطمه هم خوش به حال تو غیر از حسین فاطمه، چیزی ندیده‌ایم در انعکاس آینه‌های زلال تو نزدیک سایه‌های عبورت نمی‌شویم نامحرمان عشق کجا و خیال تو از گوشه‌های چشم تو ساحل درست شد محض رضای پای تو محمل درست شد تو زینبی و شیر زن بعد کربلا تفسیر نفس مطمئن بعد کربلا زهرا، نبی، حسین و علی و حسن تویی بانو تویی تو «پنج تن» بعد کربلا ای سایه بلند اباالفضل بر سرت ای بال جبرئیل گلستان معبرت عباس هم رشیدی قد تو را ندید از بس که سر به زیر بود در برابرت شب زنده دار شام غریبان کربلا دل بسته بر نماز شب تو برادرت ای خطبه صدای تو نهج البلاغه‌ات وی محمل بدون جهاز تو منبرت  هجده سربریده به دنبال چشم تو هجده سر بریده نگهبان معجرت ای قله نجابت توحید، جای تو   عطر حضور فاطمه دارد حیای تو 🔸شاعر: ____________________
باز دلم رفته به وادى عشق پر زده از شوق به سوى دمشق ز عشق كسب آبرو مى كند به سوى زينبيه رو مى كند گرم طواف حرمش مى شود سائل لطف و كرمش مى شود اين دل عاشق كه به تاب و تب است در طرب از ولادت زينب است مدينه غرق شادى و سرور است خانه مرتضى سراى نور است جلوهء نور احمدى آمده دسته گل محمدى آمده ظهور كرده حيدر ديگرى دوباره نازل گشته كوثرى زينت دامان على زينب است در آسمان فاطمه كوكب است نائبه ء فاطمه است زينب كعبه قلب همه است زينب به صبر و حلم بهترين مقتداست آينه دار حسن مجتباست فروغ ديدگان عالمين است نائبه و شريكة الحسين است عقيله و فصيحه و عالمه سيدة النسا پس از فاطمه آيه اى از صبر على صبر اوست قبلهء اميد همه قبر اوست چادر او حجاب برتر بود نشانهء غيرت حيدر بود نسخهء چون اصل، دلير حيدر دختر بى مثل و نظير حيدر شد همه جا مدافع ولايت بصيرتش فراتر از نهايت اسوهء صبر و حلم در هر بلاست صفحه اى از فصل غمش كربلاست سفرهء روز وصل تا جمع شد شام غريبان شد و او شمع شد سوخت و خاموش نگشت نورش سلام صبر بر دل صبورش به داغ هجده گل پر پر نشست خم شد و نشكست و عدو را شكست ز فاطمه بسى نشانه دارد هنوز درد تازيانه دارد لب چو على به خطبه اش وا نمود يزيد را به شام رسوا نمود رأس حسين ، روى نى ماه اوست شام ، سياه بخت ، از آه اوست شام و دلى ز سوز غربت كباب چوب و لب و طشت طلا و شراب در شب ميلاد تو اى سر عشق اى گهر ناب ديار دمشق زائر مرقد تو گشته دلم همنفس مدافعان حرم زعمق جان تو را صدا مى كنم نوا به ياد شهدا مى كنم عمهء سادات فدايت شوم قبلهء حاجات فدايت شوم 🔸شاعر: _____________________ https://eitaa.com/rozeneshinan درگاه شاعران روضه نشینان ⬆️
صدای چک‌چکِ چکامه‌خوانِ آسمان رسید سکوت را شکست، رحمتی که ناگهان رسید چقدر شعر، از نمازِ صبحِ ابر، می‌چکد به پای دختری که با ترنّمِ اذان رسید به خاطر نزولش این شهادتین، بر لب است که عشق زینب است و بس؛ حسین عشق زینب است حسین گفتم و درآمد اشکِ مادرِ حسین حسین گفتم آب شد، دلِ برادر حسین صدای «حا و سین و یا و نون» بلند می‌شود از آیه‌های هق‌هقِ زبانِ خواهر حسین صدای زینب است این که می‌رود به آسمان حسین جان حسین جان حسین جان حسین جان من آمدم صدا شوم حسین را صدا کنم به زندگی رسیده‌ام که خویش را فدا کنم بیا به صحنِ کامِ من؛ سلام تربتِ حسین ! بمان و صبر کن ببین چه محشری بپا کنم سلام ای فرات، آبِ تشنه‌ی لبِ حسین ! ببار، ابرِ اشک را به کامِ زینبِ حسین نشسته جبرئیل بر زمین به احترام من دوباره وحی آمده به احترام نام من صدای عرش می‌رسد؛ سلام می‌دهد به عشق و من جواب می‌دهم «سلام بر امام من» تمامِ حرف‌های من خلاصه است در حسین که اولین کلامِ من شده سلام بر حسین در اولین قدم برای این غریب، خواهرم زمان خواهرانه‌های خود براش، مادرم به وقتِ جنگ، مردِ جنگ می‌شوم برای او زمان فتحِ قلعه‌های‌ کفر نیز، حیدرم اگر شهید می‌شوم، اگر اسیر می‌شوم هزار شکر عشق را، که پاش پیر می‌شوم تمام من فدای او؛ کم است ؟!؛ پس تبار هم شهید می‌شوم برای یار، در مزار هم موحدانه می‌پرستم آفریدگار را به عشقِ «لاشریک‌له» خدا یکی‌ست؛ یار هم من از خدا حسین، خواستم فقط همین و بس فقط به عشق بودنِ حسین، می‌کشم نفس خدا نیاورد که روزهای وصل، شب شود اسیرِ جاهلانِ دین، عقیلة‌العرب شود خدا نیاورد زبانِ مدح، روضه‌خوان شود به جای «یاحسین»، «واحسین»، ذکرِ لب شود چقدر حالم از مرورِ آن زمانه بد شده چقدر بد؛ دعای من «خدا نیاورد» شده 🔸شاعر: ______________________ https://eitaa.com/rozeneshinan درگاه شاعران روضه نشینان ⬆️
زیبایی دریاست در اعماق نگاهش این دختر آرام و صبوری كه رسیده از شوق، علی سفره به اندازه یك شهر انداخت، به شكرانهء نوری كه رسیده كاشانهء اهل دل و میخانهء هستی دنیا و سماوات و عوالم همه روشن عطر خوش او پر شده در شهر مدینه به به چه گلی! چشم و دلت فاطمه روشن لبخند نشسته به لب حضرت ساقی مرضیه دلش وا شده از دیدن دختر تا آمده لبریز شده چشمهء تسنیم كامل شده با آیهء او سورهء كوثر بی‌تاب شدی، دختر مهتاب رخ عشق! بارانی اشك است چرا صورت ماهت؟ گریانی و پیش كسی آرام نداری دنبال كدام آیت حق است نگاهت؟ باران بهاری شده‌ای دختر حیدر زهرا چه كند گریه تو بند بیاید باید كه بگویند كنار تو حسینت تا شاد شوی، با گل و لبخند بیاید همسایه ندیده به خدا سایه‌ای از تو تمثیل حیایی تو و تندیس وقاری پیداست ولی دختر سردار حنینی از شور كلام و دل شیری كه تو داری شعر شب میلاد تو هم پر شده از اشك بانو! چه كنم روی دلم سوی فرات است جز اشك چه گویم كه همه هستی عالم عشق تو، حسین تو، قتیل‌العبرات است 🔸شاعر: ______________________ https://eitaa.com/rozeneshinan درگاه شاعران روضه نشینان ⬆️
تو کیستی که عقل مجنون توست عشق به تو عاشق و مدیون توست تویی جگرگوشهٔ آل کسا به درک تو فهم رسا، نارسا چشم علی محو تماشای تو به جای پای فاطمه پای تو هیچ گلی ندیده خندیدنت به غیر لحظهٔ حسین دیدنت دایهٔ تو ز کودکی غم شده قامت غم در غم تو خم شده کتاب عشق و عقل تألیف توست مُهر به لب، زبان ز توصیف توست تو گردش ثبات اهل‌بیتی تو مجمع صفات اهل‌بیتی دفاع تو، صبر تو، احساس تو حسین تو، حسن تو، عباس تو تو برده‌ای فیض حضور همه تو بوده‌ای سنگ صبور همه روی تو حسرتِ دل آفتاب موی تو شب ندیده حتّی به خواب خاک رهت به عرش پهلو زده پیش قدِ تو سرو زانو زده نیست فلک به قدر، هم پایه‌ات سایهٔ تو ندیده همسایه‌ات مدرسهٔ تو دامن فاطمه معلّمی ندیده و عالمه اُمّ مصائب تو و زینِ اَبی عقیلهٔ هاشمیان زینبی لبت «یکی گوی» دو تا نگفته هر چه شنیده جز خدا نگفته صدای تو دل از علی می‌برد ناز تو را فاطمه هم می‌خرد ولادتت ولادت گریه بود گریهٔ تو شهادت گریه بود تو عین عرفان وِرا نور عین کشتهٔ حقّی و شهید حسین تو روح صوم و معنی صلاتی تو ساحل سفینةالنّجاتی حسین امید خلق در عالمین ولی به هر غم تو امید حسین نام شما هر دو به دنبال هم آینهٔ همید و تمثال هم چنان که نام خالق و رب یکی‌ست نام حسین و نام زینب یکی‌ست... 🔸شاعر: ______________________ https://eitaa.com/rozeneshinan درگاه شاعران روضه نشینان ⬆️
در سال پنج هجری،در آسمان درخشید یک تکه ماه تابان،از تابش دو خورشید زینب بود نشانش، یعنی که زین بابا بر اهل بیت مولا،او جان تازه بخشید او زاده بتول است، دردانه محمد (ص) بر شام تار زهرا (س)،او هست هم چو مهشید بانوی عالمین است،او خواهر حسین است بر شیعیان مولا، او عافیت ببخشید قنداقه اش بدادند، نزد حسین و گفتند آرامشش تو هستی ، او مه بود تو خورشید تا نور روی خورشید ، بر روی مه درخشید دیگر نبود گریان ، بر روی او بخندید در دل بگفت جانم، زینب فدایی رویت رحمت به مادر من،زآنکه مرا بزایید نالان دگر نباشم ، چون بر در حسینم این نفس مطمئنه، اصل معاد و توحید این اشک من برایت، باشد طلب برادر باید به روز عاشور، از دیده خون ببارید عهدی ببندم اکنون، بین نبی و دادار هر جاست شمس سوم، آنجاخیام مهشید اما به خرد سالی، بعد غروب احمد ظلمی در ثقیفه، با کافران خروشید پیمان اوگسستند،پهلوی او شکستند شرم از خدا نکردند، تا مادرم بخشکید شد قسمتم به خردی، زین حال خانه داری بر بوتراب و اخوان، هستم نور امید چون هجر روی بابا، آمد به زندگانی داغ حسن زه بعدش ،قلب مرا خراشید من ماندم و حسینم ، با یاد روزگاران صد روز بد تر آید، از روزگار تاويد طبق تعهدی که ،بستم با خدایم هستم کنار ارباب،باید که عهد تجدید من که شب زفافم ،با شوی خود بگفتم الله نام او را، بر قلب من تراشید أبناء خود بگفتم،نور دو دیدگانم شیرم حلالتان باد، گر یاریش رسانید در روز گرم عاشور، بر خون تپیدگانند این عاشقان ارباب،آن نوگلان امید عون و محمد من غرش کنان برفتند آن غیرت الهی در خونشان بجوشید داغ وداع اکبر،آن شبهه پیمبر بر قلب آل هاشم،زخمی دگر خراشید از داغ هجر روی، آن نخل هل اتی یم از اصغرم نگوییم، خونش به عرش پاشید آن آخرین امیدم،در خاک و خون بغلتید عباس را گویم ،آن با وفای جاوید ماه منیر من رفت، تا جرعه ای بیارد تا تر شود لبان،آن کودکان نومید آمد به خیمه ارباب،با قامتی خمیده چونان زره بیفکند،یک پیرهن به پوشید گفتم اندکی صبر، آرامش و قرارم باید به جای مادر ، روی تو را ببوسید وقت وداع رسیده،باید صبور باشم از تل زینبیه، چشمان من چه می دید. گویی که زیر پایم،عرش خدا بلرزید آتشفشانی از خون،از این زمین بجوشید من زینب حزینم، از داغ دل غمینم ام المصائب من،در یاری یم شتابید همچون ایوب و میلاد یا محسن دلیرم از آب حوض کوثر ، یک جرعه ای بنوشید (مخلص) دوای دردم،در این قصیده گفتی این را بگو به یاران،بر جان خود ببالید 🔸شاعر: ______________________ https://eitaa.com/rozeneshinan درگاه شاعران روضه نشینان ⬆️
مثل بارانِ شوق از پسِ ابر روی گلبرگ یاس افتادی اشک‌‌های حسین را دیدی باده‌ی ناب را نشان دادی زینت خانواده‌ی عصمت! دختر نور، دختر دریا! با اصالت‌ترین نواده‌ی وحی خواهر عشق، مادر بابا! تا که گل‌های باغ کامل شد تا که نور جمال تو تابید ماه با دیدنت تبسّم کرد عازم پشت کوه شد خورشید آمدی و به جلوه آوردی عشق خورشید را به یک مهتاب دامنت را ستاره‌باران کرد خنده‌ی آسمانی ارباب لایی لایی خواب شیرینت طبق معمول عشق با عشق است گفته‌ای بین گاهواره‌ی خویش مهد دست حسین را عشق است وصف هرکس به قالب مدح است در قبال تو اینکه تکراری‌ست تو که خود منحصر شدی در خویش مدح تو در مصیبتت جاری‌ست در هیاهوی بزم نامحرم چه وقاری چه شوکتی داری ای حجاب از حجاب تو زنده چه حیایی چه عفّتی داری هیبت تو به عالمی فهماند عصر طاغوتیان سرآمده است چقدَر استوار بودی که همه گفتند: حیدر آمده است جمله‌ی مَا رَاَیتُ اِلّایت فکر تاریخ را به هم زده است جمله‌ی مَا رَاَیتُ اِلّایت قصه‌ی عشق را رقم زده است خطبه‌هایت به ما نشان دادند دختر شیرِ شیر، زینب و بس به ستمدیده‌ها خبر دادی در اسیری امیر زینب و بس نیزه‌ها شاهدند کعبه‌ی درد صبر تو آیتی زِ صبر خداست مانده‌ام که چرا پس از گودال زندگانی هنوز پابرجاست 🔸شاعر: _____________________ https://eitaa.com/rozeneshinan ♻️درگاه شاعرین روضه نشینان ⬆️
امشب از عرشِ خدا بانگِ سعادت آمد نورِ چشمانِ علی(ع)، کوهِ صلابت آمد زینبِ حضرتِ زهراست بدانید فقط جهت ِ بندگی و صبر و رشادت آمد https://eitaa.com/rozeneshinan ♻️درگاه شاعرین روضه نشینان ⬆️