از یه جایی به بعد دیگه عادت میکنی که سِر باشی میبینی، میشنوی، حس میکنی، ولی نایی نداری واسه واکنش.
یه وقتایی
هست چشات پُره اشکه
اما نمیزاری بریزه
گلوت پُره بغضه اما نمیزاری بشکنه
دلت پُره حرفه اما فقط سکوت و سکوت و سُکوت .
راضی نیستی ولی نه گله میکنی و نه شکایتی
یه وقتایی هست که دیگه فقط تسلیم میشی
یه وقتایی به خودت میای میبینی از اون همه شیطنت هیچی نمونده به همین راحتی جوونيت ميره ..
🥀🥺🚬
هدایت شده از 「 موهـِد 」
من خود غرور را یادت دادم، حال
رطب خورده کی منع رطب کند ؟!
همه ی زخمها جسمی نیست ، گاهی یه کلمه چنان آسیبی به روح و روانت میزنه که ممکنه ماهها حالت خوبه نشه .:)))😅🥲💔
دلم میخواد با همه اونایی که بخاطرشون آنلاین میشم تو یه خونه زندگی کنیم و گوشیمو واسه همیشه بندازم دور :)❤️🩹🧸
- آدم گاهی اوقات نه جایی دارد برای رفتن . .
نه جایی دارد برای ماندن .
مانده است وسط دنیا ، بیپناه ، ترسیده و خسته :))))!
کاش میشد فهمید کی واقعی دوستت داره!
کاش از دل و احساسات آدما نسبت به خودم خبر داشتم...
شاید اینجوری خیلی از اتفاقا نمی افتاد...
خیلی چیزا جور دیگ ای پیش میرفت.....
گآهی وقتا به یکی احتیاج دارم که درکم کنه
بغلم کنه و بگه اگهگریه کنی میکشمت =)
یه سری خاطرات هست که آدم خجالت میکشه حتی تو خلوت خودش مرورشون کنه چون
از خودش خجالت میکشه،
از حماقت زیاد، از خریت بیانتها،
از اهمیت دادن به آدمای بی لیاقت!
و من ای کاش میتوانستم
این دل خسته و غمگین را
دور از چشم همگان
انگار که برای من نیست
کنار خیابانی رها کنم🖤🥀