وصف احوال من افتاد به دستانِ قلم
من نوشتم که غمی نیست ؛ تو بخوان سخت گذشت .
رّوّحّ مّــ🌙نّ
.
گفته بودی که چرا خوب به پایان نرسید
راستش زورِ منِ خسته به طوفان نرسید
- شهریار
دَردِ دِل با کَس نَگُفتَم، دَردِ مَن گُفتَن نَداشت
خَنده بَر لَب میزَدَم،هَر چَند خَندیدَن نَداشت